loading...

پایگاه قرآنی-فرهنگی دارالقرآن

پایگاه قرآنی-فرهنگی دارالقرآن

امین جوانمرد بازدید : 1215 چهارشنبه نظرات ()

http://upaj.tk/images/bt1kr05xhggyvivgy1k4.jpg

برخی از سوره ها و آیات مربوط به حجاب عبارتند از: ۱٫ سوره نور، آیات ۳۰، ۳۱، ۳۳ و ۶۰; ۲٫ سوره احزاب،، آیات ۳۵، ۵۳، ۵۵، و ۵۹٫ از نظر شرع اسلام زن باید بدن و موی خود را از مرد نامحرم بپوشاند; ولی پوشاندن صورت و دست ها از مچ به پایین واجب نیست.[۱] حکم پوشش در مکان هایی که درمعرض دید نامحرم است باید اجرا شود; فرقی نمی کند که نامحرم در منزل یا غیر منزل باشد; حتّی در مورد افراد نامحرمی که همیشه با انسان ارتباط دارند، این حکم و امثال آن جاری است.

در مورد حجاب واجب، کافی است که زن به هر وسیله ای که می تواند خود را بپوشاند و لباس خاصّی شرط نیست; ولی پوشیدن لباس های تنگ و چسبان و همچنین لباس های زینتی اشکال دارد.[۲]

خداوند متعال در سوره نور آیه ۳۱ خطاب به زنان مؤمن می فرماید که وظیفه دارند زینت هایی را که معمولا پنهان است، در نزد نامحرمان بپوشانند.

(وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَـتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَـرِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لاَ یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَی جُیُوبِهِنَّ وَ لاَ یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ءَابَآئِهِنَّ …; (نور، ۳۱)

و به زنان با ایمان بگو: چشم های خود را ]از نگاه هوس آلود[ فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که ظاهر است، آشکار ننمایند و ]اطراف [روسری های خود را بر سینه خود افکنند ]تا گردن و سینه با آن پوشانده شود[ و زینت خود را آشکار نسازند، مگر برای شوهرانشان یا پدرانشان و ...). اگر چه مهم، رعایت حجاب است و پوشیدن چادر، الزامی ندارد، ولی چادر، بهترین نوع حجاب و نشانه ملی زنان جامعه ایرانی است. مانتو و مانند آن، اگر چه با شرایطی مناسب است، اما چون سبب نمایان شدن اندام و برجستگی های بدن زن می شود، ممکن است منشأ تحریک و فساد باشد. عقل انسان بین خوب و خوب تر، قطعاً خوب تر را انتخاب می کند; بنابراین، چادر عاقلانه تر و بهتر است.[۳]

بقیه در ادامه مطلب

امین جوانمرد بازدید : 919 چهارشنبه نظرات ()

 http://aminj.ozz.ir/images/hotq1lu6bh6tokvn7we.jpg

قرآن کتابی است که در ابعاد مختلف زندگی، آدمی را رهنمون است و همچون خورشیدی فروزنده، کس یارای انکار خصائص و ویژگیهای گوناگون وجودی آنرا ندارد و هر کس به سهم خویش و به اندازه ظرف درونیش از بحرلایزال آن رفع عطش می‌کند. در این قسمت آرای مختلف از بزرگان و اندیشمندان غیر مسلمان را در خصوص آن بررسی می‌نماییم که به نوبه خود بیانگر فراگیر شدن تعالیم آسمانی این کتاب الهی است و البته یادآوری این نکته ضروری است که هر اندیشمند، از زاویه دید خود به قرآن نگریسته است و بدیهی است که قادر به کشف تمام ابعاد و ویژگیها و همچنین عمق معارف آن نبوده باشد.

1-آلبرت اینشتاین (1955 - 1879): "قرآن کتاب جبر یا هندسه یا حساب نیست، بلکه مجموعه‌ای از قوانین است که بشر را به راه راست، راهی که بزرگترین فلاسفه دنیا از تعیین و تعریف آن عاجزند، هدایت می‌کند."

2-ویل دورانت (متولد 1885): "رفتار دینی در قرآن شامل رفتار دنیوی نیز هست و همه امور آن از جانب خدا و به طریق وحی آمده است. قرآن شامل مقرراتی دربرگیرنده: ادب، تندرستی، ازدواج، طلاق، رفتار با فرزندان و حیوانات و بردگان، تجارت، سیاست، ربا، دین، عقود، وصایا، امور صناعت، مال، جریمه و مجازات و جنگ و صلح است. قرآن در جانهای ساده، عقایدی آسان و دور از ابهام پدید می‌آورد که از رسوم و تشریفات ناروا و از قید بت‌پرستی و کاهنی آزاد است. قرآن اصول نظم جمعی و وحدت اجتماعی را در بین مسلمانان استوار کرده است."

3-ناپلئون بناپارت (1821 - 1769): "قرآن به تنهایی عهده‌دار سعادت بشر است. امیدوارم آن زمان دور نباشد که من بتوانم همه دانشمندان و تحصیل‌کردگان تمامی کشورها را با یکدیگر متحد کنم و نظامی یکنواخت، فقط بر‌اساس اصول قرآن مجید که اصالت و حقیقت دارد و مردم را به سعادت رهبری می‌کند، تشکیل دهم."

4-مهاتما گاندی (1948 - 1869): "از راه آموختن دانش‌ قرآن، هر کس به اسرار وحی و حکمتهای دین بدون داشتن خصوصیات مصنوعی، نایل می‌شود. در قرآن چیزی دیده نمی‌شود که اعمال زور را جهت برگرداندن مذهب اشخاص تجویز کند. این کتاب مقدس به ساده‌ترین وضع ممکن می‌گوید: اکراه در دین وجود ندارد."

5-گوته (شاعر آلمانی) در سال 1832 گفت: "سالیان دراز کشیشان از خدا بی‌خبر، ما را از پی‌بردن به حقائق قرآن و عظمت آورنده آن محروم و دور نگه‌داشتند، لیکن بر اثر پیشرفت علم، عن قریب این کتاب توجه افراد بشر را به خود جلب می‌کند و محور افکار همگان می‌گردد."

6-لئون تولستوی (فیلسوف روسی): "قرآن مشتمل بر تعلیمات و حقایق روشن است. و عموم افراد بشر می‌توانند از آن بهره‌مند شوند."

7-برنارد شاو (فیلسوف انگلیسی) پیش ‌بینی می‌کند که اروپا در آینده، دین و کتاب محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را قبول خواهد کرد.

8-دکتر مارکس (1883 - 1818): "قرآن شامل تمام پیامهای خدایی است که در تمام کتب مقدسه، عموماً، برای جمیع ملل آمده است. در قرآن آیاتی موجود است که اختصاص به طلب علم و دانش و تفکر و بحث و تدریس دارد و چاره‌ای جز این اعتراف ندارم که این کتاب محکم، بسیاری از اشتباهات بشر را تصحیح کرد."

9-دکتر شبلی شمیل (1917 - 1853) (شاگرد ویژه داروین): "رسول و پیامبر اسلام با بلاغت قرآن، عقول بشری را متوجه خویش ساخت و آنها را در برابر کتاب خویش از خود بی خود کرد."

10-شارلس فرانسیز (استاد آمریکایی): "انجیل کتابی است که در آمریکا کسی آن را نمی‌شناسد ولی قرآن کتابی است که هر مسلمان با آن آشناست؛ و این ادعا گزاف نیست. ولی باید گفت که نشناختن انجیل، از خوش‌شانسی مذهب مسیحیت است."

11-پروفسورهانری کربن (اسلام شناس معاصر فرانسوی): "اگر اندیشه محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) خرافی بود و اگر قرآن او وحی نبود، هرگز جرأت نمی‌کرد بشر را به علم دعوت کند. هیچ طرز فکری و هیچ بشری به اندازه محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و قرآن، آدمی را به دانش دعوت نکرده است. تا آنجا که در قرآن 95 بار از علم و فکر و عقل سخن به میان آمده است."

و البته آراء و اقوالی نظیر آنچه که در فوق آمده است، بسیار و مجال این مقاله به جهت رعایت اختصار، اندک است. لذا از نقل تمامی آنها، صرف‌نظر می‌نماییم و جویندگان را به منابع تحقیق در این موضوع، ارجاع می‌دهیم.

منبع:http://www.roshd.org

امین جوانمرد بازدید : 1099 چهارشنبه نظرات ()

http://aminj.ozz.ir/images/202umfmpd6ahz2rbyol.jpg

همه ساکت شده بودند و دیگر صدایی شنیده نمی‌شد. مردم او را نگاه می‌کردند. در این لحظه طنین سخن او در فضا پیچید. سخنی کوتاه و قاطع! برخی با تعجب و حیرت به یکدیگر نگاه کردند! گویی انتظار سخن دیگری را داشتند! دیگر منتظر نماندند. به سوی خیمه‌اش هجوم بردند و هرچه در آن بود را به غارت بردند، حتی زیراندازی که بر روی آن بود را از زیر پایش کشیدند و ردا و پارچه‌ای را هم که بر دوشش بود، ربودند و به یغما بردند. او باقی ماند و خیمه‌ای غارت شده ...

برخی در حیرت و افسوس بودند و نمی‌دانستند که چرا آنها با خلیفه و حاکمی که اندکی پیش، خودشان دستان او را به نشانه بیعت فشردند، این طور رفتار می‌کنند!؟ برخی دیگر هم به سرعت خود را به خیمه رساندند تا جلوی آنها را بگیرند. اما دیگر دیر شده بود، حسن بن علی با همان حالت از خیمه‌اش خارج شد و به همراه برخی از یارانش به سمت شهر حرکت نمود.

آنها در حالی که سوار بر اسب بودند، به سمت سایبانی که منتهی به شهر می‌شد، نزدیک گشتند؛ اما از قبل، فردی خود را در تاریکی همان سایبان، پنهان کرده بود و انگار انتظار ورود آنان را می‌کشید. هرچه به سایبان نزدیک و نزدیکتر می‌شدند، اضطراب او هم بیشتر و بیشتر می‌شد.

حسن بن علی به زیر سایبان رسید. دیگر وقتش بود. خنجر را در دستانش فشرد و در یک لحظه از کمین گاه خود به سوی او حمله کرد. تمام نیروی خود را جمع کرد و با خنجر کوچکی که در دست داشت، ضربه ای شدید را به او وارد ساخت، اما دستش به خطا رفت و به ران حسن بن علی اصابت کرد. شدت ضربه به قدری بود که خنجر به استخوان رسیده بود ...

یاران حسن بن علی به سرعت وارد ماجرا شدند و آن مرد را کنار زدند. شدت ضربه، امام را از حال برد و او را با همان حالت به منزلی در شهر مدائن رساندند.(1)

چند ماهی از این ماجرا گذشت تا کم کم حال امام رو به بهبودی نهاد. ایشان به سمت کوفه رهسپار شد.

به مردم خبر دادند که امام به مسجد می‌آید تا مجدد، دقایقی را در میانشان صحبت کند. مردم جمع شدند. حضرت وارد مسجد شد و بر روی جایگاه نشست. همه در انتظار بودند و می‌خواستند بدانند که امامشان بعد از گذشت چندین ماه، چه خواهد گفت؟

حسن بن علی بعد از ذکر و ثنای خداوند متعال و نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) خطاب به مردم گفت: "... اى اهل عراق! از خدا بپرهیزید و درباره ما اهل بیت چنین مکنید؛ زیرا که ما امیران و میهمانان شما هستیم و ما همان خاندانى هستیم که خداوند فرموده: "همانا خداوند اراده کرده است که تنها از شما خاندان هر گونه پلیدى را بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند."

متن کامل در ادامه مطلب

امین جوانمرد بازدید : 940 چهارشنبه نظرات ()

أعوذُ باللَهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيم‌

بِسْـمِ اللَهِ الـرَّحْمَنِ الـرَّحيم‌

وَ صَلَّي‌ اللَهُ عَلَي‌ سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ ءَالِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ

وَ لَعْنَةُ اللَهِ عَلَي‌ أعْدآئِهِمْ أجْمَعينَ مِنَ الانَ إلَي‌ قِيامِ يَوْمِ الدّينِ

وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ الا بِاللَهِ الْعَليِّ الْعَظيم‌

قال‌ الله‌ الحكيمُ في‌ كتابه‌ الكريم‌:

قَدْ جَاءَكُم‌ مِنَ اللَهِ نُورٌ وَ كِتَـٰبٌ مُّبِينٌ * يَهْدِی‌ بِهِ اللَهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ‌السَّلامُ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَـٰتِ إِلَی‌ النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ يَهْدِيهِمْ إِلَی‌ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ.[1]

(حقّاً و تحقيقاً از جانب‌ خداوند، نوري‌ و كتاب‌ آشكاري‌ به‌ سوي‌ شما آمد ـ خداوند به‌ وسيلۀ آن‌ نور و كتاب‌ آشكار، كساني‌ را كه‌ از رضا و خشنودي‌ او پيروي‌ كنند؛ به‌ راههاي‌ سلامت‌ هدايت‌ مي‌نمايد؛ و با إذن خود و علم خود آنها را از تاريكيها به‌ سوي‌ نور مي‌كشاند؛ و به‌ سوي‌ راه‌ راست‌ هدايت‌ مي‌كند.)

نيمۀ أوّل‌ آيۀ اوّل‌ اينست‌:

يَـٰأَهْلَ الْكِتَـٰبِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِمَّا كُنْتُم‌ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَـٰبِ وَ يَعْفُو عَن‌ كَثِيرٍ.

(اي‌ اهل‌ كتاب‌ حقّاً و تحقيقاً فرستاده‌ و پيامبر ما به‌ سوي‌ شما آمد؛ در حاليكه‌ بيان‌ مي‌كند و پرده‌ بر مي‌دارد برای شما از بسياري‌ از آن‌ چيزهائي‌ را كه‌ شما از


صفحه 92

كتابتان‌ (تورات‌ و انجيل‌) پنهان‌ مي‌كرديد؛ و از بسياري‌ از آن‌ چيزها نيز صرف‌ نظر مي‌نمايد؛ و آن‌ اُمور مختفيه‌ و پنهان‌ شده‌ را بيان‌ نمي‌كند.)

تفسير آيۀ قد جاءَكُم‌ مِنَ اللَهِ نُورٌ وَ كِتـَبُّ مُّبِين‌

حضرت‌ آية‌ الله‌ علامۀ طباطبائي‌ مدّ ظلّه‌ العالي‌ در تفسير اين‌ دو آيه‌ فرموده‌اند:

از اينكه‌ فرموده‌ است‌: از سوي‌ خدا به‌ سوي‌ شما آمد نور و كتاب‌ مبين‌؛ بدست‌ مي‌آيد كه‌ آنچه‌ آمده‌ شده‌ است‌ قيام‌ به‌ او دارد مانند قيام‌ بيان‌ و يا كلام‌ به‌ سخنگو و يا متكلّم‌. و اين‌ مؤيّد آنستكه‌: مراد از نور در اين‌ آيۀ شريفه‌ قرآن‌ است‌. و بنابراين‌ عبارت‌: وَ كِتَـٰبٌ مُّبينٌ عطف‌ تفسير است‌؛ و مراد از نور و كتاب‌ مبين‌؛ مجموعاً قرآن‌ است‌.

خداوند در بسياري‌ از موارد در قرآن‌ كريم‌؛ قرآن‌ را نور ناميده‌ است‌؛ همچون‌ آيۀ

وَاتَّبَعُوا النُّور الَّذِی‌ اُنْزِلَ مَعَهُ [2]

(و پيروي‌ كنند از نوري‌ كه‌ با پيغمبر فرود آمده‌ است‌).

و همچون‌ آيۀ: فَأَمِنُوا بِاللَهِ وَ رَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِی‌ أَنزَلْنَا [3]

(پس‌ ايمان‌ بياوريد به‌ خداوند و پيغمبر او و نوري‌ را كه‌ ما با او فرود فرستاديم‌).

و همچون‌ آيۀ: وَ أَنزَلْنَاه‌ إِلَيْكُمْ نُورًا مُبينًا [4]

(و ما به‌ سوي‌ شما نور آشكاري‌ را فرو فرستاديم‌).

و احتمال‌ مي‌رود مراد از نور خود رسول‌ الله‌ باشد، بنا بر فقرۀ صدر كلام‌ در آيۀ: (قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنا) همچنانكه‌ در آيۀ 46، از سورۀ 33: أحزاب‌، از او به‌ چراغ‌ نور دهنده‌ تعبير نموده‌ است‌:

يَـٰأَيُّهَا النَّبیُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَ مُبَشَّرًا وَ نَذِيرًا * وَ دَاعِيًا إِلَی‌ اللَهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجًا مُنِيرًا.

متن کامل در ادامه مطلب

http://upaj.tk/images/mvlprjns44u9jott1m2.jpg

 

صد مبارک به تو آن عيد که فردا باشد

نوروز نويد وصل دلها باشد

اميد که با فضل خداوند جلي

سال فرج مهدي زهرا باشد

 

http://upaj.tk/images/4vqdo5d6mz8525lkysu.jpg

حلول بهار1392 بر شما بزرگواران مبارک باد.

امیدوارم سال جدید سالی پر از موفقیت ها و سربلندی ها

برای شما بزرگواران باشد.

امین جوانمرد-مدیریت سایت


امین جوانمرد بازدید : 1131 سه شنبه نظرات ()

http://www.javanonline.ir/images/docs/000512/n00512969-b.jpg

تلاوت سوره یس توسط شهید عماد مغنیه جهت دانلود برای شما بزرگواران آماده شده است.

به منظور دانلود و استفاده از این فایل ارزشمند به ادامه مطلب همین تاپیک مراجعه فرمایید.

با تشکر

امین جوانمرد بازدید : 1380 سه شنبه نظرات ()

با سلام

در این ساعت از سایت دارالقرآن  تیتراژ فوق العاده سمت خدا-شعر زیبا درباره رسول الله جهت دانلود و استفاده شما بزرگواران آماده شده است.

منبع این فایل سایت آپارات می باشد.جهت دانلود این فایل ارزشمند به ادامه مطلب همین تاپیک مراجعه فرمایید.

با تشکر

نفس باد صبا مشك فشان خواهد شد - عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد»
این پادكست، بهارانه‌ای است تقدیم به شما؛

در آستانه‌ی حلول سال جدید هجری شمسی و آغاز بهار.

جهت دانلود به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.



جسدی که معجزه ای از قرآن را اثبات کرد – عکس

 

به گزارش اروم نیوز ،  رئیس این گروه تحقیق و ترمیم حسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه به نام پروفسور موریس بوکای بود، او بر خلاف سایرین که قصد ترمیم جسد داشتند، در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود.

ادامه مطلب را مطالعه بفرمایید

http://upaj.tk/images/of94z8g1mvuclkggevt.jpg

در برخی از روایات،امامان شيعه (علیهم السَّلام) از عید نوروز یاد کرده و از آن تجلیل کرده اند . مثلا در روایتی از امام جعفر صادق(علیه السَّلام) نقل شده است که : «نوروز روزی است که پروردگار از بندگان پیمان گرفته است او را عبادت کنند و به او شرک نورزند و به فرستادگانش و امامان(علیهم السَّلام) ایمان آورند. نوروز روزی است که خورشید در آن طلوع کرده و هیچ نوروزی نیست مگر این که ما در آن روز در انتظار از میان رفتن سختی هاییم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.»(1)
در روایتی دیگر از معصوم(علیه السَّلام) وارد شده است: «چون نوروز فرا می رسد، غسل کنید؛ لباس پاکیزه بپوشید؛ خود را معطّر سازید و در آن روز روزه بگیرید.»(2)
در برابر روایات یاد شده، روایتی دیگر به حضرت موسی بن جعفر(علیه السَّلام)منسوب است که در پاسخ درخواست منصورعبّاسی که آن حضرت هنگام عید نوروز در جایی بنشیند و به دیگران تبریک و تهنیّت گوید، می فرمایند: «در اخبار جَدّم‏[رسول اللَّه(‏صلی الله علیه وآله)‏] خبری از این روز[نوروز] نیافتم.»(3)
مرحوم مجلسی، پس از ذکر این روایت، می گوید: «ممکن است بتوانیم این خبر را بر تقیّه حمل کنیم.»
البته اگر بتوانیم در این روز کارهایی مانند: صله أرحام و دید و بازدید از خویشاوندان، عیادت از بیماران، زیارت اهل قبور، دستگیری از مستمندان و... داشته باشیم ، مطمئناً اعمال ما در این روزها مورد تأیید بلکه تشویق دین اسلام است.
از طرف دیگر بنابر فرمایش حضرت علی (علیه السَّلام) : «هر روز که در آن نافرمانی خدا نشود، عید است.»(4)
،چنانچه در نوروز از گناه و کارهای خلاف دوری کرده و به کارهایی مشغول شویم که ما را به خدا نزدیک کند ، برای ما عید واقعی خواهد بود.
عبادت خداوند ، قرائت قرآن، نظافت خانه و لباس نو بر تن کردن ، نه تجمّل گرایی و فخر فروشی کردن ، و همچنین روزه داشتن و به دیدار دوستان و خویشان رفتن، بسیار پسندیده و ارزشمند است.
باری، اعتقاد به نامیمونی روز سیزدهم فروردین، واجب بودن سفره هفت سین و برگزاری مراسم چهارشنبه سوری، چون علّت عقلانی و شرعی ندارد، محکوم و مطرود است.
پی نوشت ها :
1) بِحارالانوار، ج 59، صص 1 -92
2) وسائل‏الشّیعه، ج 7
3) بِحارالانوار، ج 59، صص 2 - 100
4) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه ج 20، ص 73

http://upaj.tk/images/nuxb6atb32aoddmxh0x.jpg

واژه عيد در قرآن فقط يك بار آمده است.
(أَللّهُمَّ أَنزِل علينا مائدۀً مِنَ السَّماء تكون لنا عيداً لأَوّلنا و آخرنا و آية منك). [1]
،خدايا! نازل كن براى ما مائده‏اى از آسمان كه براى اوّلين و آخرين از ما عيد باشد و نشانه‏اى از تو.
در تفسير اين آيه آمده است: عيد در لغت از مادّه عود به معنى بازگشت است. به روزهايى كه مشكلات از قوم و جمعيّتى برطرف می شود و بازگشتِ به پيروزيها و راحت هاى نخستين می كنند، عيد گفته می شود.
و در اعياد اسلامى به مناسبت اين كه در پرتو اطاعت يك ماه مبارك رمضان و يا انجام فريضه بزرگ حج، صفا و پاكى فطرى نخستين به روح و جان باز مى گردد و آلودگی ها كه برخلاف فطرت است از ميان می رود، «عيد» گفته شده است. و از آنجا كه روز نزول مائده، روز بازگشت به پيروزى و پاكى و ايمان به خدا بوده است؛ حضرت مسيح(ع) آن را «عيد» ناميده است. [2]
پي نوشت ها:
[1]. سوره مائده، آيه 114
[2]. تفسير نمونه، ج 5، ص 131

عشق به علی(ع)

عشق به علي (ع) اين است كه كمال و جمال علي رادرك كنيم آنگاه كه پي به زيبايي وجودي علي «عيله السلام » به تمام معنا برديم وآيينه قلب خود را ازغباروسياهي گناهان ومعاصي پاك وشفاف نماييم بي گمان وقطعا عشق به علي (ع) برآيينه دل نقش خواهد بست وآنگاه كه چنين شد عطش عشق به علي (ع) مارا حركت خواهد داد به سوي خيرات و كمالات و فضائل.
عشق به امام علي(ع) يعني: عاشق شدن به همه خوبيها و كمالات يعني اطاعت محض پروردگار عالم و تنفر داشتن از همه بديها و پستيها وگناهان چون پيامبر اكرم«صلي الله عليه واله » فرمودند: به علي«عليه السلام » ناسزا نگوئيد او شيفته بيقرار ذات الهي است علي«عليه السلام » عاشق وشيفته بي قرارخداوند است. پس به هرميزان ما درواجبات ومحرمات مقيد تر باشيم عشق ما به علي بيشتر خواهد شد.
منابع :
1-مقدمه نهج البلاغه, ترجمه علامه جعفري.
2-كيفرگناه وآثاروعواقب خطرناك آن اثرسيدهاشم رسولي محلاتي.
3- قرآن كريم.
4- حكمتهاي نهج البلاغه.

معنويت و رشد آن در دين تحت عناوين خاصّي آمده كه هر كدام مسير واحدي دارند. آن واژه‏ها عبارتند از: اطاعت و فرمانبرداري؛ قرب و نزديك شدن به خداوند؛ انقطاع و بريدن از غير خدا و فقط اطاعت او؛ عبوديت و بندگي حق و رهايي از غير؛ خلوص و اخلاص و مراتبي كه ديگر انگيزه‏اي غير از رضايت حق در حركات نباشد؛ تزكيه و پاك نمودن خويش از هر آلودگي نفساني.
اين همه حالاتي هستند كه حاكي از گرايش بالاي معنوي در مؤمن هستند، امّا مسير اين مراحل همه از شناخت و سپس عشق و ايمان شروع مي‏شود. شناخت خدا و مهر و لطف و وفاي اوست كه در انسان عشقي را پايه مي‏ريزد كه به ايماني برتر دست مي‏يابد و سپس اطاعت و عمل در مراتب گوناگون آن شكل مي‏گيرد. در اين باره خودشناسي و خداشناسي و مطالعه كتابهاي اخلاقي و اسوه‏ها و مناجاتهاي عميق ائمه«عليهم السلام» راه را هموار مي‏سازد و همتي را بارور مي‏كند، تا به احساس دلخواه دست يابيم؛ گرچه در مراتب اين ادراك نبايد هدف لذّت روحي باشد و اطاعت و عمل به تكليف بر همه چيز مقدّم است.
توجّه به موانع حركت و درك معنويّت بسيار مهم است. مثلاً گاهي بخل و عدم انفاق همه احساسهاي معنوي را كور مي‏كند. ممكن است جواني كه در سنين ازدواج است و بايد ازدواج كند، از اين كار خودداري كرده و بخواهد با رفتن به حج درجات معنوي كسب كند. در حالي كه پيامبر اكرم«صلي الله عليه وآله» فرموده‏اند: «ازدواج كسب نيمي ازدين است». پس در سير معنوي بايد هم به روشها، هم به مراحل و هم به موانع توجّه داشت.
در آيه زيبايي از قرآن مي‏خوانيم: «يضع عنهم اصرهم و الاغلال التي كانت عليهم»(2). پيامبران سنگينيها و زنجيرها را از پاي انسانها برمي‏دارند پس بايد در خويش تأمّلي كرد و اين زنجيرها را برداشت. اين موانع و زنجيرها عبارتند از: دلبستگي به تعريف و ستايش مردم، وسوسه‏هاي شيطاني، هواهاي نفس و جلوه‏هاي دنيا. چاره كار نيز در عشق و ايمان بزرگتر است، كه اين زنجيرها را بگسلد. معرفت و مقايسه آنچه راه حق مي‏دهد و آنچه اين موانع و زنجيرها مي‏دهند، انسان را به عشق و ايماني بزرگتر، يعني عشق به اللَّه رهنمون مي‏سازد.

« بخش پاسخ به سؤالات »

2) سوره اعراف، آيه 157.

منبع:ایپرسش دات آی آر

 

استکبار جهانی می خواهد با تحمیل فشارهای تحمل ناپذیر اقتصادی،ما را وادار کند که از اعنقاداتمان صرف نظر کنیم.انصافادر دنیای امروز،اگر هم راهی برای غلبه بر ایمان و اعتقاد وجود داشته باشد،همین است ولاغیر.
(شهید آوینی/ مقاله دیکتاتوری اقتصاد)

 

 

http://upaj.tk/images/h7dm5ik6o3xe211ouaer.jpg

سلام دوستان وقت شما بخیر

پایگاه قرآنی دارالقرآن به نشانی www.darolquran.ir در صفحه اول سایت پیوند ها به نشانی http://peyvandha.ir که با کلیک بر روی فرهنگی-مذهبی قابل نمایش هست،قرار گرفت.

این موفقیت را به همراهان سایت دارالقرآن تبریک عرض میکنم.

به امید موفقیت بیشتر...

اللهم عجل لولیک الفرج

 

http://upaj.tk/images/e4rtbnnl3udfl6pvcf.jpg

با یکی از برترین نرم افزار های قرآنی در خدمت شما کاربران هستیم. "Al Rahman" نرم افزار جامع قرآن کریم می باشد که دارای امکانات بسیار وسیعی است.ترتیل کامل قرآن در این نرم افزار توسط استاد منشاوی ، پرهیزگار و استاد عبدالباسط صورت گرفته است.هنگام ترتیل قرآن، متن و ترجمه قرآن نیز آیه به آیه نمایش داده می شود تا کاربران بتوانند از ترتیل و ترجمه همزمان بهره ببرند.نرم افزار دارای تفسیر نیز می باشد. متن کامل تفسیر نمونه و المیزان گویای جامع بودن این نرم افزار می باشد.از دیگر ویژگی های این نرم افزار می توان به امکان قرائت آیات تا 10 بار، ترجمه گویای قرآن به زبان انگلیسی، نمایش ترجمه متن قرآن به 2 زبان فارسی و انگلیسی، 41 قطعه تلاوت مجلسی از اساتید مشهور مصری، معجم کامل قرآن کریم همراه با متن کامل کتاب واژه‌های نور، امكان جست‌وجو و چاپ و... اشاره کرد.
برای دانلود و مشاهده ی توضیحات تکمیلی به ادامه مطلب مراجعه فرمائید.


 

http://upaj.tk/images/ng954k7lj44534khrlob.jpg

نقش قرآن در زندگي بشري در ابعاد مختلف فردي، اجتماعي و حتي بين المللي، قابل دقت و بررسي است كه به طور مختصر به بعضي از آنها اشاره مي شود:
يكم. انسان نيازمند ارتباط مستقيم با آفريننده و هستي بخش خود است. اين ارتباط اگر چه از طريق مناجات و رازگويي دروني و قلبي انجام مي گيرد؛ اما دسترسي به كلمات خود خداوند، بسيار لذت بخش و اطمينان آور است. چنان كه اقبال لاهوري گفته است: «اگر مي خواهي خدا با تو سخن بگويد، قرآن بخوان».
اين ويژگي به طور كامل، تنها براي قرآن مجيد باقي مانده است و هيچ كتاب آسماني ديگر، چنين جايگاهي ندارد.
دوم. انسان در تكاپو و جست و جوي آگاهي هاي صحيح و معارف بلند و پرمعنا است. البته با استفاده از تجربيات بشري و تلاش هاي علمي، به بسياري از آگاهي ها مي توان دست يافت؛ اما براي اطمينان به درستي يافته هاي خود و آگاهي به آنچه براي او دست نايافتني است، نياز به يك منبع اصيل و غني بسيار محسوس است؛ چنان كه از زبان امام راحل(ره) گفته شده است: «اگر قرآن نبود، درهاي معرفت بر ما بسته بود».
قرآن مجيد در اين باره جايگاه ممتازي دارد. تعريفي كه قرآن از انسان دارد «إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً»؛ بقره (2)، آيه 30. و تعريفي كه قرآن از خداوند ارائه كرده است: «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ ءٌ»؛ شوري (43)، آيه 11.، همراه با بيان صفات جمال و جلال و تعريفي كه از نظام هستي و حيات و شعور همگاني موجودات ارائه داده «وَ إِنْ مِنْ شَيْ ءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ»؛ رعد (13)، آيه 13. و بياني كه از پيوستگي و هماهنگي منظم همه كرات و افلاك و زمين و آسمان دارد «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها وَ النَّهارِ إِذا جَلاَّها وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها...»؛ شمس (91)، آيه 4 - 1.
و... نيازمندي همه جامعه بشري و پويندگان راه حق و حقيقت را به اين كتاب آسماني ضروري و آشكار ساخته است؛ زيرا بعضي از دانش ها به جز از طريق قرآن، براي بشر دست يافتني نيست: «وَ يُعَلِّمُكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ»؛ بقره (2)، آيه 151.
؛ «و آنچه را نمي دانستيد به شما ياد مي دهد...».
از جمله آگاهي هايي كه جز از طريق قرآن راهي براي دريافت آن نيست، آگاهي درباره جهان پس از مرگ و جزئيات جهان آخرت است؛ زيرا هيچ كدام از افراد بشر، تجربه تكرار و رفت و آمد آن را ندارند و درك بشري، هيچ گونه سابقه ذهني از آن ندارد. در حالي كه در سوره «واقعه»، «صافات»، «مرسلات» و... صحنه قيامت به تصوير كشيده شده است.
سوم. نقش برجسته ديگر قرآن اين است كه از سابقه تاريخ بشر، خبرهاي درست و مطابق واقع را نقل كرده و سرگذشت پيامبران و محتواي پيام آنان را - بدون هرگونه تحريف و دسيسه بشري به انسان ها رسانده است. ازاين رو قرآن حتي بر پيروان تورات و انجيل، منّت شايان توجهي دارد كه چهره پيامبران بني اسرائيل را به درستي معرفي كرده و حضرت موسي، عيسي، زكريا و... را آن گونه كه بوده اند - به دور از هر گونه تهمت و توهيني شناسانده و دست تحريف گران و دسيسه گران را نقش بر آب ساخته است. قرآن مجيد در اين باره مي فرمايد: «وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَي ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالَ سُبْحانَكَ ما يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لِي بِحَقٍّ»؛ مائده (5)، آيه 116.؛ «اي عيسي پسر مريم! آيا تو گفتي به مردم كه من و مادرم را همچون دو خدا به جاي خداوند بپرستيد؟! گفت: منزهي تو! مرا نشايد كه چيزي را كه حق نيست بگويم».
چهارم. نقش برجسته ديگر قرآن براي جامعه بشري، اين است كه ظرفيت جهان شمولي دارد و پيام هاي آن براي تمام مصلحان جهان و حافظان حقوق بشر، قابل اعتنا و كاربردي است. تكيه بر نقاط مشترك پيروان اديان آسماني و پايبندي به اصول انساني (مانند عدالت گستري، امانت داري و...)، تلاش براي ريشه كني هرگونه ناهنجاري، ناپاكي و اختلاف و مخالفت با حق و درستي و... همگي شاخص هايي است كه ظرفيت جهان شمولي قرآن را به نمايش گذاشته است. آيات نوراني قرآن، تمامي اصلاحگران و حق گرايان را به سوي محور وحدت و پاكي، به دور از هر گونه تعصب و خودخواهي، دعوت كرده است: «قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلي كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ»؛ آل عمران (3)، آيه 64.؛ «بگو: اي اهل كتاب! بياييد بر سر سخني كه ميان ما و شما يكسان است، بايستيم كه: جز خدا را نپرستيم و چيزي را شريك او نگردانيم و برخي از ما بعضي ديگر را به جاي خدا به پروردگاري نگيرد»
بي ترديد گستردگي دانش بشر، تحولات شايان توجهي داشته و شكوفا سازي طبيعت و سلطه بر آن، به دست قدرت علمي و اطلاعاتي انسان و تجربه هاي بشري، تا حدود زيادي تأمين شده است. قرآن خود اين تحول آفريني را در گستره ظرفيت هاي انسان دانسته است: «هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها»؛ هود (11)، آيه 61.؛ «خداوند شما را در زمين ايجاب كرد و وظيفه شكوفايي و آباداني و استخراج ظرفيت هاي زمين را به شما واگذار كرد».
رسالت دين و قرآن، «شكوفايي متوازن، متعادل و هماهنگ انسان» است. بر اين اساس بايد انسان را شناخت و آغاز و انجام او را دانست. بايد جايگاه انسان را در كل هستي به درستي تعريف كرد و رابطه او با خدا، خود، جامعه و طبيعت را تنظيم نمود.
رسالت علم ساخت جهان و رسالت قرآن، رشد ايمان و جهت دهي به حركت انسان است و با توجه به اسارت علم در دست برخي از انسان هاي آلوده به قدرت و ثروت و فزون خواه، ضرورت پايبندي به كتاب آسماني به دور از تحريف و يك مكتب الهي آشكار شده است.

براي آگاهي بيشتر ر.ك:
الف. محمدحسين طباطبايي، قرآن در اسلام، (دارالكتب الاسلاميه، 1372)؛
ب. عبدالله جوادي آملي، قرآن در قرآن، (مركز نشر اسراء، بهار 1378)؛
ج. عبدالله جوادي آملي، انتظار بشر از دين، (مركز نشر اسراء، 1380)؛
د. محمدتقي مدرسي، مباحثي پيرامون معارف قرآن كريم، (انتشارات محبان الحسين عليه السلام، 1379)؛
ه. محمد غزالي، نقش قرآن در جهان معاصر، انتشارات هه ژار سنندج، 1380)..


http://www.bergoiata.org/fe/voiliers/great_ships_csg005_the_mayflower.jpg

هنگامی که نوح قوم خود را نفرین کرد و هلاکت آنها را از خدا خواست(وطوفان همه را در هم کوبید)ابلیس نزد او آمد و گفت:توحقی بر گردن من داری که من میخواهم آن را تلافی کنم!!!

نوح (در تعجب فرو رفت) گفت: بسیار بر من گران است که حقی بر تو داشته باشم، چه حقی؟!!

گفت همان نفرینی که درباره قومت کردی و آنها را غرق نمودی، و احدی باقی نماند که من او را گمراه یازم، من تا مدتی راحتم، تا زمانی که نسل دیگری بپاخیزند و من به گمراه ساختن آنها مشغول شوم.

نوح (با اینکه حداکثر کوشش را برای هدایت قوم خود کرده بود، در عین حال ناراحت شد و)به ابلیس گفت: حالا چه جبرانی می خواهی بکنی؟

 گفت: در سه موقع به یاد من باش!که من نزدیکترین فاصله را به بندگان در این سه موقع دارم:

  • هنگامی که خشم تو را فرا میگیرد به یاد من باش!
  • هنگامیکه میان دو نفر قضاوت میکنی به یاد من باش!
  • و هنگامی که با زن بیگانه ای تنها هستی و هیچکس در آنجا نیست باز به یاد من باش!

 

منبع:

تفسیر نمونه جلد ۶، ص۱۴۲

http://upaj.tk/images/kwldgtt1ya3a9xf3wnj.jpg

مثالی کوتاه از اهمیت سوره توحید

در نماز بعد از سوره حمد باید یکی از سوره های قرآن خوانده شود که نماز گزار میتواند هرسوره ای را انتخاب کند(جز  چهار سوره ای که سجده واجب دارند) اما در میان سوره ها سوره توحید ترجیح دارد و لذا در روایات به ما سفارش شده است در هر شبانه روز لااقل در یکی از رکعت های نمازتان این سوره را بخوانید تا از نمازگزاران واقعی باشید. 

سعد بن معاذ یکی از یاران و سرداران لشگر رسول خدا(ص) بود که قبرش در قبرستان بقیع مدینه است.در تشییع جنازه او پیامبر(ص) پا برهنه شرکت کرد و فرمود:نودهزار فرشته از آسمان برای تشییع سعد آمده اند.

پیامبر(ص) از جبرئیل پرسیدند:دلیل نزول تو و این همه  فرشته برای تشییع جنازه سعد بن معاذ چیست؟ جبرئیل فرمود:اودر هر حال چه ایستاده، چه نشسته، چه سواره و چه پیاده سوره((قل هو الله احد)) میخواند.

 گرچه این سوره کوچک است اما محتوای آن بسیار بالاست،چنانکه امام سجاد(ع) می فرماید:خداوند چون میدانست در آینده افراد دقیق و عمیقی پیدا می شوند این سوره و همچنین آیات اول سوره حدید را نازل کرد.

منبع:کتاب نماز

تالیف:حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی

http://upaj.tk/images/jdiqpc5it2o3qkby113y.jpg
یکی از قشنگترین آیات قران

آری اگر «قرآن» را باز کرده و تنها به ورق زدن و مطالعه ی بسیار گذرای آن بپردازیم،مشاهده می کنید که در هر چند ورقی،از این نمونه ها یافت می شود که من در این وب سایت می نویسم:

 

-در بنی اسرایل گوشت گاو ذبح شده را به بدن مرده ای زدند،بلافاصله زنده شد و قاتل خود را معرفی کرد(بقره 67 تا73)

-عُزَیرپیامبر(ع)صد سال پس از مرگش زنده شد،در حالی که غذای صد سا ل پیشش صحیح و سالم بود،اما الاغش متلاشی شده بود!(بقره 259)

 

-حضرت ذکریا(ع) در دوران کهولت سن،و سستی بدن آن هم از زنی عقیم و نازا،صاحب فرزندی به نام یحیی(ع) شد(مریم  4تا 7)

 

-حضرت سلیمان با هدهد و مورچه بهحث و مناظره و گفتگو میکرد!(نمل18 و 19 و27)

-آهن محکم در دست حضرت داود نرم می شد و او با دست خود زره درست میکرد(سباّ 10)

 

-تخت بلقیس در یک چشم بهم زدن از کشوری دور،در مقابل حضرت سلیمان حاضر شد!(نمل 40)

-«ماه»برای حضرت محمد(ص)شکافته و دو نیم شد!(قمر 1)

 

-حضرت ابراهیم در سنین پیری،از زنی پیر و فرتوت صاحب فرزند شد!(هود 72)

-حضرت عیسی پرنده ی گِلی را با دمیدن در آن به پرنده ی زنده ی واقعی تبدیل میکرد(آل عمران 49)

-از دل کوه سخت،شتری با بچه ی تازه متولد شده اش،برای قوم ثمود بیرون آمد!(اعراف 73)

-چاقوی حضرت ابراهیم که از تیزی وبرندگی سنگ را پاره می کرد،گلوی اسماعیل را نبرید(صافات100 تا 110)

-حضرت موسی(ع)عصایی را به سنگ زد که از آن 12 چشمه یآّ برای بنی اسرایل جوشید!(بقره 60)

حضرت سلیمان(ع) باد را تحت اختیار داشت و با آن فاصله ی شهر ها را می پیمود!(ص 36)

 

*گلچینی از آیه های زیبا ی قرآن برای زندگی

 

آیه 135 سوره آل عمران

نیکان آنها هستند که هرگاه کار ناشایست از آنها سرزند یا ظلمی به نفس خویش کنند(گناه)خدا را به یاد می آورند و از گناه خود به درگاه خود گناه و استغفار می کنند زیرا که می دانند جز خدا هیچکس نمی تواند گناه خلق را بیامرزد و آنها هستند که اصرار در کار  زشت نکنند چون به زشتی معصیت آگاهند

 

 

آیه 216 سوره بقره

حکم جهاد بر شما مقرر گردید،حال آنکه بر شما ناگوار و مکروه هست،اما چه بسیار شود که شما چیزی را ناگوار و بد می دانید ولی در حقیقت به خیر و صلاح شماست(و گاهی چیزی را خوب می دانید و آن بر شما بد است) و خداوند به مصالح امور داناست و شما نادانید

 

 

آیه 108 سوره انعام

شما  مومنان دشنام به آنانکه غیر خدا را می خوانند ندهید تا مبادا آنها نیز از روی دشمنی و جهالت خدا را دشنام دهند

 

 

آیه 16سوره  آل عمران

اگر خدا را دوست دارید،پس مرا پیروی کنید تا خداوند شما را دوست بدارد

 

  

آیه 3 سوره طلاق

هرکس بر خدا توکل کند،خداوند او را کافی است

  

آیه 144 سوره آل عمران

محمد (ص) فرستاده ی خداست؛ پیش از او فرستادگان دیگری نیز بودند، آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود شما به عقب بر می گردید!؟ و هرکس به عقب باز گردد،هرگز به خدا ضرری نمی زند و خداوند به زودی سپاسگزاران را پاداش خواهد داد

 

 

آیه 114 سوره هود

ونماز را در دو طرف روز(صبح و شب) بپا دارید و نیز در ساعات تاریکی شب که البته با خوبی ها و نیکوکاری های شما بد کاریهایتان را نابود می سازید(نماز با سخن که حسنات شما،بدی ها را محو می کند)که یادآوری است برای اهل ذکر

 

 

آیه 20 سوره حدید(و مَا الحَیواةُ الدّنیا اِلّا متاعُ الغُرور)

بدانید که زندگی در دنیا چیزی جز متاع فریب و غرور نیست!

 

آیه 23 سوره حدید

(تقدیر حق را بدانید)تا هرگز از آنچه از دست داده اید دلتنگ نشوید و به آنچه به شما می دهدمغرور و دلشاد نگردید و خدا دوست دار هیچ متکبر خود ستایی نیست

 

 

آیه 7 سوره مجادله

هیچ رازی سه کس با هم نگویند جز آنکه خدا چهارمین آنهاست،اگر پنج کس باشند خداوند ششمین آنهاست وهمچنین بیشتر از اینها،جز آنکه هر کجا باشند او با آنهاست،سپس روز قیامت همه را به(نیک و بد)اعمالشان آگاه خواهد ساخت که خدا به کلیه امورعالم داناست

 

 

آیه 8 سوره جمعه

بگو:عاقبت مرگی که از آنها فرار می کنید شما را البته ملاقات خواهد کرد و پس از مرگ به سوی خدایی که دانای پیدا و پنهان است بازگردانیده می شوید و او شما را به آنچه می کرده اید آگاه می سازد

 

 

آیه 8 سوره آل عمران

پروردگارا دلهای ما را به باطل میل مده پس از آنکه به حق هدایت فرمودی و ما را از لطف خود رحمتی عطا فرما،که تویی بسیار بخشنده

 

 

آیه 4 سوره تغابن

او آنچه را که در آسمانها و زمین است و آنچه را که شما پنهان و آشکار کنید همه را می داند و خدا به اسرار

دلها هم داناست

 

 

آیه 1 سوره تغابن

هرچه در آسمانها و زمین است همه به تسبیح خدا مشغولند که سلطنت ملک هستی و ستایش اهل عالم برای اوست و او بر هر چیز تواناست

 

 

آیات 11 و 12 سوره حجرات

ای مردمان با ایمان هیچ گروهی از شما گروه دیگر را مسخره نکند،شاید آنها از خود اشان بهتر باشند و زنان زنان دیگر را مسخره ننمایند،شاید که مسخره شوندگان بهتر از آنان باشند و از یکدیگر عیب جویی نکنید و با لقبهای ناپسند سرزنش ننمایید و هر که توبه ننماید پس اینان ستمگرانند11 شما که ایمان دارید از بسیاری گمانها(بدبینی) بپرهیزید که بعضی گمان ها گناه است، کنجکاوی در احوال دیگران مکنید و غیبت همدیگر را نکنید،آیا دوت دارید فری از شما که گوشت مردار برادرش را بخورد؟!طوری که شما آن را بد می شمارید،از خدا بترسید که خدا توبه پذیر و مهربان است

 

از خداوند خواستم

از خداوند خواستم درد را از من بگیرد

خداوند گفت نه.

وظیفه ی من نیست دردت را از بین ببرم،تو خودت باید دردها را رها کنی.

از خداوند خواستم فرزند معلول  مرا شفا دهد

خداوند گفت نه.

روح فرزندت سالم است،جسم هم که موقتی است.

از خداوند خواستم به من بردباری عطا کند.

خداوند گفت نه

بردباری حاصل فرعی آزمایشات سخت است،اعطایی نیست،بلکه باید آن را بدست آوری.

از خداوند خواستم به من خوشبختی بدهد

خداوند گفت نه

خوشبختی در دستان خودتان است،من به شما برکت میدهم.

از خداوند خواستم رنج را از من بگیرد.

خداوند گفت نه

رنج شمارا از جاذبه های دنیایی دور میکند؛وبه من نزدیک میکند.

از خداوند خواستم روحم را تعالی بخشد.

خداوند گفت نه

شما باید خودتان رشد کنید و من به شما شکل میبخشم تا بارورشوید.

از خداوند خواستم همه ی چیزهایی را که موجب لذت بخش بودن زندگی میشود،به من بدهد

خداوند گفت نه

به شما زندگی میدهم تا از همه چیز لذت ببرید

از خداوند خواستم به من کمک کند دیگران را همان قدر دوستداشته باشم که او مرا دوست دارد.

خداوند گفت هان.....سرانجام سر عقل آمدی.

از خداوند خواستم دوستانی بفرستد.

او شما را فرستاد.

منبع

http://upaj.tk/images/l4xz1l1d8n53z2wt1ekm.jpg

أَعُوْذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

....وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ

و پیروزی جز از جانب خداوند توانای حکیم نیست

(قسمت پایانی آیه ۱۲۶ سوره آل عمران)
صدق الله العلی العظیم

http://upaj.tk/images/2cvgwok9xw99ow0zhbxb.jpg

أَعُوْذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا
پس [بدان که] با دشواری آسانی است

إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا
آری با دشواری آسانی است

(آیات ۵ و ۶ سوره الشرح)
صدق الله العلی العظیم

http://upaj.tk/images/jotwr8z0a0515h23f9u8.jpg

أَعُوْذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

یَا قَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الْآخِرَةَ هِیَ دَارُ الْقَرَارِ

ای قوم من این زندگی دنیا تنها کالایی [ناچیز] است
و در حقیقت آن آخرت است که سرای پایدار است

(آیه ۳۹ سوره غافر)
صدق الله العلی العظیم

http://upaj.tk/images/5kjg9f1gvkuudyov103r.jpg

أَعُوْذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا

ای کسانی که ایمان آورده ‏اید خدا را یاد کنید یادی بسیار

(آیه ۴۱ سوره احزاب)
صدق الله العلی العظیم

امین جوانمرد بازدید : 905 پنجشنبه نظرات ()

کاهـش قدر و منـزلت قـالی دستبـاف ایـرانی !


قالی‌ دستباف ایرانی گویای استعداد، فرهنگ و هنر ایرانیان است و همواره بازاری پر رونق در دنیا داشته است. اما تولیدات مشابه و انبوه کشورهایی مانند چین، ترکیه، هند و پاکستان به بازار قالی ایرانی لطمه زده و موجب متضرر شدن دامدار، رنگرز، قالی‌باف شده‌اند. امید که با همفکری، برنامه‌ریزی، تمرکز و تلاش مجدانه حضور قالی ایرانی در خانه‌ها و موزه‌هایی که قدر و منزلت قالی و هنر ایرانی را می‌فهمند پر رنگ تر شود.



امین جوانمرد بازدید : 1295 پنجشنبه نظرات ()


جزیره سرخ هرمز سالهاست که در گوشه‌ای از خلیج‌فارس و در جنوبی‌ترین نقطه‌ی کشورمان ایران جای گرفته و با داشتن خاک‌های رنگی و منحصر به فرد خودنمایی می‌کند. جزیره‌ای را که در گذشته به موجب وجود قلعه‌ی پرتقالی‌ها شناخته می‌شد امروز برای خاک‌های رنگی‌اش آن را می شناسند و این به واسطه‌ی اتفاق بزرگ هنری است که هر ساله در این جزیره رخ می‌دهد. این جزیره در فاصله حدود هشت کیلومتری بندرعباس قرار دارد.

امین جوانمرد بازدید : 1001 پنجشنبه نظرات ()

مردی همسر و سه فرزندش را ترک کرد و در پی روزی خود و خانواده اش راهی سرزمینی دور شد... فرزندانش او را از صمیم قلب دوست داشتند و به او احترام می گذاشتند.

  مدتی بعد ، پدر نامه ی اولش را به آن ها فرستاد. بچه ها آن را باز نکردند تا آنچه در آن بود بخوانند ، بلکه یکی یکی آن را در دست گرفته و بوسیدند و گفتند : این نامه از طرف عزیزترین کس ماست.

لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید

امین جوانمرد بازدید : 1186 سه شنبه نظرات ()

World Press Photo یک سازمان مستقل و غیرانتفاعی است که دفترش در آمستردام هلند قرار دارد و از سال ۱۹۵۵ ، هر ساله بهترین عکس‌های خبری را انتخاب می‌کند. هدف این تشکیلات از این کار ترغیب کردن رعایت استانداردهای حرفه‌ای در زمینه فتو‌ژورنالیسم و تشویق مبادله آزاد و بدون محدودیت اطلاعات است. در واقع World Press Photo بزرگ‌ترین و با اعتبارترین رقابت‌‌ عکس خبری را در سطح جهان اداره می‌کند.

امسال پنجاه و ششمین دوره این مسابقات برگزار می‌شد. امسال بیش از ۵۶۰۰ عکاس از ۱۲۴ کشور دنیا ، بیش از ۱۰۳ هزار عکس برای شرکت در این مسابقه فرستاده بودند.

پاول هانسن-عکاس سوئدی- با عکسی که مراسم به خاک‌سپاری کودکان فلسطینی گرفت، برنده جایزه نخست شد و عکسش به عنوان عکس برتر سال انتخاب شد. در این عکس که در ۲۰ نوامبر سال ۲۰۱۲ در شهر غزه گرفته شده است، اما دو کودک دو و سه ساله را می‌بینیم که بعد از حمله موشکی اسرائیل درگذشته‌اند و توسط مردم و عموهای خود در حال تشییع هستند

عکاس : پاول هانسن


علی امينی با 10 سال سن هم‌اكنون كل قرآن كريم را حفظ است و عامل موفقيت خود را توكل به خداوند و تشويق پدر و مادرش می‌داند؛ وی قرار است در مراسم اختتاميه جشنواره‌های قرآنی آيات به عنوان يك پديده قرآنی مورد تجليل قرار گيرد.


امین جوانمرد بازدید : 853 پنجشنبه نظرات ()

به نام خدا

سلام دوستان عزیز وقت شما بخیر

همانطور که مستحضر هستید پایگاه قرآنی دارالقرآن از آدرس www.darolquran.ir  و www.qurani.rzb.ir در دسترس بوده و از هر دو آدرس قابل بازدید می باشد.اما آدرس www.qurani.rzb.ir به دلیل تثبیت 100% در گوگل پیچ رنک یک(1) را در گوگل به خود اختصاص داده بود.

خوشبختانه امروز پایگاه قرآنی دارالقرآن پیچ رنک دو(2) را به خود اختصاص داد.


این پیشرفت را به همه شما عزیزان و بزرگواران تبریک و تهنیت عرض میکنم.

با تشکر

امین جوانمرد-مدیریت پایگاه قرآنی دارالقرآن

http://upaj.tk/images/u4ccx11qtg3w3oy74q1j.jpg

مسأله مهمّی که همیشه در طول تاریخ پر افتخار اسلام مایه امید مسلمانان و به ویژه «شیعیان» منتظر بوده است، وعده های تخلّف ناپذیر الهی در مورد آینده اسلام و پیروزی نهایی مؤمنان و مستضعفان و محرومان می باشد.

آیین مبین اسلام از همان آغاز پیدایش خود و حتّی از همان نخستین سال های ظهور پیامبر گرامی (صلی الله علیه وآله وسلم) پیوسته مسلمانان را به آینده ای درخشان امیدوار ساخته است.

 

مسلمانان و به خصوص شیعیان نیز از همان روزگار بعثت رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) تا به امروز بر اثر همان وعده هایی که پیامبر بزرگوار اسلام به وسیله آیات روحبخش و دلنواز قرآن کریم بدانها داده است، با اعتقادی عمیق و راسخ تمامی آن وعده ها را جدّی گرفته، و علی رغم همه مشکلات و مصایبی که در دوران های مختلف تاریخ اسلام دیده اند، هرگز امید خویش را از دست نداده و همواره این اعتقاد اصیل اسلامی را نصب العین خود قرار داده اند.

***متن کامل در ادامه مطلب***

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام خدمت دوستان گرامی

در این پست،مجموعه ای از احادیث و روایاتی که به حقانیت و اثبات تشیع می پردازد را به حضورتان تقدیم می دارم.

افتخار ما این است که به ولایت امیر المومنین،علی (ع) نائل هستیم و به آن متمسک.حمد و سپاس بی حد ، یگانه معبودی را که ما را به چنین افتخاری نائل فرموده است.

خواهشا برای مطالعه این مجموعه غنی،به ادامه مطلب رجوع نمایید.

روایت عکاس امریکایی از بهمن57

"دیوید بارنت" عکاس خبری مشهور امریکا یکی از عکاسانی است که حوادث بهمن 1357 را با دوربین خود ثبت و روایت مصوری از انقلاب اسلامی ایران تهییه کرده است.

 


لطفا به ادامه مطلب رجوع نمایید

http://upaj.tk/images/vj7jkyxpbic9irdtrg09.jpg

رسول اکرم(صلی الله علیه وسلم):

بدنبال عیوب مؤمنین نباشید ودر پی لغزش های آنان مگردید،زیرا کسی که به جمع آوری لغزش دیگران می پردازد،خدا نیز در پی لغزش اوست وحتی در میان خانه اش رسوایش می سازد.
تزکیه نفس ج1 –ص435

هدیه امروز من به شما بزرگواران تلاوت مجلسی زیبایی از استاد محمدصدیق منشاوی می باشد.

استاد منشاوی در این تلاوت سوره مریم را به زیبایی هر چه تمام خوانده اند.

شاید خیلی از شما تابحال این تلاوت را نشنیده باشید.امیدوارم لذت ببرید.

التماس دعا

***جهت دانلود به ادامه مطلب مراجعه فرمایید***

در این پست تلاوت معروف و زیبای استاد احمد شبیب را تقدیم میکنیم.

این تلاوت زیبا دربرگیرنده آیاتی از سوره طه میباشد.

تشویق های مکرر و باحال مستمعین گویای اجرای پرشور و حال استاد میباشد.

اوج های زیبایی را در این تلاوت خواهید شنید که با تسلط زیادی اجرا شده است.

کسانی که دوست دارند یک تلاوت مجلسی پرشور بشنوند حتما دانلود کنند.

التماس دعا

***جهت دانلود به ادامه مطلب مراجعه فرمایید***

این بار تلاوت پرشور و مجلسی زیبایی را از استاد متولی عبدالعال تقدیم میکنیم.

استاد عبدالعال صدای گرم و خاصی دارد و تلاوتهای مجلسی ایشان اغلب شنیدنی است.

امیدواریم از این تلاوت لذت ببرید.التماس دعا

***جهت دانلود به ادامه مطلب مراجعه فرمایید***

امین جوانمرد بازدید : 823 پنجشنبه نظرات ()

گالری تصاویر دارالقرآن راه اندازی شد

شما کاربران و دوستان عزیز دارالقرآن می توانید به مراجعه به گالری تصاویر دارالقرآن به نشانی: http://qurani-pic.tk تصاویر مذهبی-فرهنگی خود را ارسال نمایید.

لازم به ذکر است برای ارسال تصاویر ابتدا در گالری تصاویر عضو شده سپس تصاویر خود را ارسال نمایید.

تصاویر ارسالی بعد از تائید مدیریت سایت دارالقرآن در صفحه اصلی نمایش داده خواهد شد.

http://upaj.tk/images/sc9u1g0arlcyewsg3wsq.gif

موفق و پیروز باشید.

یکی از میهانان مراسم افتتاحیه سی و پنجمین دوره مسابقات سراسری ، شیخ محمود شحات بود که در پایان مراسم سوره احزاب و کوثر را تلاوت کرد . در این بخش این تلاوت را تقدیم خواهیم کرد ..

 محمود شحات   

  دانلود تلاوت سوره احزاب و کوثر - شیخ محمود شحات - 22 دقیقه                              

امین جوانمرد بازدید : 1080 سه شنبه نظرات ()

در این پست تک تلاوت آموزشی استاد احمدابوالقاسمی که به صورت زنده در برنامه آموزشی شبکه قرآن سیما تلاوت شده است را تقدیم خواهیم کرد . این تلاوت شامل ردیف مسابقه ای و از سه نغمه بیات ، رست و چهارگاه در آن استفاده شده است.

احمد ابوالقاسمی

 

 

 

دانلود تلاوت آموزشی استاد احمد ابوالقاسمی - سوره زمر - 5 دقیقه

 

http://upaj.tk/images/4hfdidbilp1vid13msyy.jpg

مشاور رئیس جمهور سودان با بابیان اینکه مذاهب نباید برسر مسائل سیاسی با یکدیگر دچار اختلاف شوند،‌ از قرآن کریم به عنوان پایه محکم و اساسی برای ایجاد وحدت یاد کرد.
عبدالرحیم بن‌علی عضو شورای‌عالی مجمع تقریب و مشاور رئیس جمهور سودان ضمن تشکر از فعالیت‌های مجمع تقریب مذاهب اسلامی در راستای وحدت اسلامی گفت: ما از تلاش‌ها و جایگاه عظیم آیت‌الله تسخیری در راستای وحدت اسلامی تشکر می‌کنیم.

وی ادامه داد: این مجمع امید را در دل‌های ما زنده کرده و طی سال‌های گذشته شاهد پیشرفت‌های بسیاری در زمینه تقریب مذاهب بوده‌ایم و اختلاف میان مسلمانان جهان بی اساس است.

عبدالرحیم بن‌علی افزود: قرآن تنها پایه محکم و اساسی برای وحدت اسلامی است.

عضو شورای‌عالی مجمع تقریب تصریح کرد: در اجلاس‌های تقریب مذاهب در خصوص نظرات ادیان و مذاهب مختلف درباره مسئله سنت صحبت شده، چرا که این مسئله همواره در کنار قرآن کریم قرار دارد.

وی ادامه داد: مشترکات بسیاری در تمام زمینه‌ها در ادیان و مذاهب مختلف وجود داشته و دنیای امروز به شدت به آنها نیازمند است.

عبدالرحیم بن‌علی با بیان اینکه باید در این اجلاس به بررسی مسائل منطقه‌ای و مشکلات حاد روز پرداخت، اظهارداشت: بروز مکاتب جدید فکری مانند لائیک‌ها جوامع اسلامی را دچار دو دستگی کرده و این اتفاقی است که از سوی غرب برای تحریف اسلام طراحی شده است.

عضو شورای‌عالی مجمع تقریب در پایان خاطر نشان کرد: همه مذاهب باید با یکدیگر متحد شوند و نه باید بر سر مسائل سیاسی با یکدیگر دچار اختلاف شوند.

منبع:www.yjc.ir

عملی که 10 گناه را  حذف می‌کند!

 

 


 

رفتن به مسجد از مستحبات مۆکد است اما در دین اسلام برای این عمل احکامی صادر شده است تا علاوه بر حفظ قداست خانه خدا تأثیرات حضور در این مکان مقدس بر افراد صد چندان شود.

 

 

جهت مطالعه کامل مقاله به ادامه مطالب مراجعه فرمایید.

 

 

روزی پیامبر(صلی الله علیه و آله) به اصحاب فرمودند: "بر شما باد به سلاح انبیاء" پرسیدند: "یا رسول الله ! سلاح انبیاء چیست؟" فرمود: دعا .


دعا

دعا و نیایش با پروردگار جهان فقط خواستن حاجت از او نیست! همین ارتباط داشتن به تنهایی نوعی روش تربیتی است که خداوند برای رشد و تربیت انسان، قرار داده است و از اینرو به دعا امر کرده است پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: "خداوند کسانی را که در دعا اصرار می ورزند دوست دارد."

http://upaj.tk/images/6vmfit615j1t1fpu9emo.jpg

حضرت فاطمه عليهاالسلام : فَرَضَ اللّه‏ُ . . . الأمرَ بِالمَعُروفِ مَصلَحَةً لِلعامَّةِ ؛ 

حضرت فاطمه عليهاالسلام :خداوند امر به معروف را براى اصلاح مردم قرار داد .

حضرت فاطمه عليهاالسلام : إلزَم رِجلَها ؛ فَإنَّ الجَنَّةَ تَحتَ أقدامِها ؛ 

حضرت فاطمه عليهاالسلام : در خدمت مادر باش ؛ زيرا بهشت زير قدم‏هاى مادران است .

ضرت فاطمه عليهاالسلام : إذا حُشِرتُ يَومَ القِيامَةِ أشفَعُ عُصاةَ اُمَّةِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله ؛ 

حضرت فاطمه عليهاالسلام :آن گاه كه در روز قيامت برانگيخته شوم ، گناهكاران امّت پيامبر اسلام را شفاعت خواهم كرد .

حضرت فاطمه عليهاالسلام : إنْ كُنتَ تَعمَلُ بِما أمَرناكَ و تَنتَهي عَمّا زَجَرناكَ عَنهُ فَأنتَ مِن شيعَتِنا و إلاّ فَلا ؛ 

حضرت فاطمه عليهاالسلام :اگر به آنچه تو را به آن فرمان مى‏دهيم عمل كنى و از آنچه برحذر مى‏داريم دورى كنى ، از شيعيان مايى و الاّ هرگز .

حضرت فاطمه عليهاالسلام : حُبِّبَ إلَىَّ من دُنياكُم ثَلاثٌ : تِلاوَةُ كِتابِ اللّه‏ِ و النَّظَرُ في وَجهِ رَسولِ اللّه‏ِ و الإنفاقُ في سَبيلِ اللّه‏ِ ؛ 

حضرت فاطمه عليهاالسلام :از دنياى شما محبّت سه چيز در دل من نهاده شد : تلاوت قرآن ، نگاه به چهره پيامبر خدا و انفاق در راه خدا .

حضرت فاطمه عليهاالسلام : يا أباالحَسَنِ! إنّي لأَستَحيي مِن إلهي أن اُكَلِّفَ نَفسَكَ مالاتَقدِرُ عَلَيهِ ؛ 

حضرت فاطمه عليهاالسلام :اى على! من از پروردگارم شرم دارم كه چيزى از تو درخواست كنم كه توان برآوردن آن را نداشته باشى .

حضرت فاطمه عليهاالسلام : بِشرٌ في وَجهِ المُؤمِنِ يُوجِبُ لِصاحِبِهِ الجَنَّةَ ؛ 

حضرت فاطمه عليهاالسلام :خوش‏رويى هنگام روبه رو شدن با مؤمن ، بهشت را بر فرد خوش رو واجب مى‏كند .

{بقیه احادیث در ادامه مطلب}

 

امام حسين عليه ‏السلام : بادِروا بِصِحَّةِ الأجسامِ في مُدَّةِ الأعمارِ ؛ 

امام حسين عليه ‏السلام :در مدّت عمر ، در حفظ سلامت تن بكوشيد .

امام حسين عليه ‏السلام : لايَحِلُّ لِعَينٍ مُؤمِنَةٍ تَرَى اللّه‏َ يُعصى فَتَطرِفَ حَتّى تَغَيِّرَهُ ؛ 

امام حسين عليه ‏السلام :بر هيچ چشم مؤمنى روا نيست كه ببيند خدا نافرمانى مى‏شود و چشم خود را فرو بندد ، مگر آن كه آن وضع را تغيير دهد .

امام حسين عليه ‏السلام : أنَا قَتيلُ العَبَرَةِ لايَذكُرُني مُؤمِنٌ إلاّ استَعبَرَ ؛ 

امام حسين عليه ‏السلام :من كشته اشكم ؛ هر مؤمنى مرا ياد كند ، اشكش روان شود .

امام حسين عليه ‏السلام : يا أُختاه لاتَنسيني في نافِلَةِ اللَّيلِ ؛ 

امام حسين عليه ‏السلام :اى خواهرم ! مرا در نماز شب فراموش نكن .

"بقیه احادیث در ادامه مطلب"

 

http://upaj.tk/images/2jx0zlnqkpjat8kt3m71.jpg

شناخت ابعاد وجودی رسول اکرم (ص) و تبیین وظیفه‌مندی امّت اسلام در تأسی از رسول الله(ص)

در این کتاب ابتدا واژه اسوه معنی شده در ادامه به معرفی صفات پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) بعد از آن کهفلسفه‌ی تبشیر و انذار و موضوع هدایت و امّی بودن رسول اکرم (صلی الله علیه وآله)و ویژگی های بارز اخلاقی نبی اکرم (صلی الله علیه وآله)شرح صدر و آخرین سخنان و سفارش های پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)اشاره شده است...... (از تالیفایت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی)

جهت دانلود کتاب به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

payambar mohammad دانلود مولودی و آهنگ میلاد حضرت محمد (ص)

با عرض تبریک به مناسبت میلاد حضرت محمد مصطفی (ص) در این قسمت مجموعه ای کامل از مولودی خوانی، همخوانی، تواشیح و آهنگ های زیبا با همین مناسبت در اختیار شما عزیزان قرار گرفته است.

لطفا به ادامه مطلب رجوع كنيد

 

 سائل از گوشه‌ی مسجد برخاست ، پرسید: یا علی ، به من بگو واجب کدام است ؟ واجب تر کدام است ؟ نزدیک کدام است ؟ نزدیک تر کدام است ؟ عجیب کدام است ؟ عجیب تر کدام است؟ مشکل کدام است ؟ مشکل تر کدام است ؟

امیرالمومنین (ع) در پاسخ فرمود:

واجب ، ترک گناه است و واجب‌ تر از آن توبه‌ی از گناه است.

نزدیک ، قیامت است و نزدیک تر از آن مرگ است.

عجیب ، بی‌وفایی دنیاست و عجیب تر از آن دل بستن به این دنیای بی‌وفاست.

مشکل ، سرازیر قبر شدن است و مشکل تر از آن با دست خالی سرازیر قبر شدن است.

تشكر از آي دي محترم مشكات كه اين روايت را ارسال نمودند

وجود صانع ـ شناخت خداوند

مناظره امام صادق(ع) با طبيب هندي (منكر خدا) 1

طبیبی بود اهل یكی از شهرهای هندوستان، كه زیاد پیش امام صادق ـ علیه‌السّلام ـ می‌آمد و همیشه درباره عقیده خود، با امام صادق ـ علیه‌السّلام ـ بحث می‌كرد. یك روز در حالیكه مشغول كوبیدن هلیله‌ای[1]بود تا برای ساختن دارو آماده شود، باز سخن‌های سابق را پیش كشید و گفت: جهان همیشه بوده و همیشه خواهد بود، درختی می‌روید، و درختی از بین می‌رود، یكنفر متوّلد می‌شود و دیگری می‌میرد. و چنین پنداشت كه هیچگونه دلیلی، ادعای مرا در مورد شناخت خدا تأیید نمی‌كند، و این عقیده، سنتی است كه از پیشینیان به ما به ارث رسیده و كوچكترها به تقلید از بزرگترها یاد گرفته‌اند، و تنها راه شناخت موجودات گوناگون ، حواس پنجگانه است. سپس گفت: با توجه به اینكه تنها راه شناخت، حس است، شما از چه راهی برای شناخت خدا استفاده می‌كنید؟ امام: از راه عقل و دلیلهای عقلی. 

لطفا ادامه مطلب را مطالعه بفرماييد:

بسم الله الرحمن الرحيم

در اين پست يه عكس يادگاري داريم

عكسي كه 64 نفر در اون ديده ميشن.

طبق مشخصاتي كه ارائه شده،اين عكس قبل از عمليات كربلاي 4 گرفته شده است.

بعد از پايان جنگ،فقط 32 نفر از اين شيرمردان ماندگار شدند.

ياد و خاطره هاشان جاودان

بر شهدا صلوات

ارسالي از آي دي محترم مشكات

امین جوانمرد بازدید : 1119 پنجشنبه نظرات ()


وَ مِنَ الْنَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتغَآءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ


و از مردم کسی است که برای کسب خشنودی خدا، جان خود را می ‏فروشد و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.

لطفا ادامه مطلب را مطالعه بفرماييد

امین جوانمرد بازدید : 4451 چهارشنبه نظرات ()

سلام دوست عزیز

در این پست برای شما عزیزانی که دوست دارید با خدا ارتباط بیشتری داشته باشید ، احادیث استغفار از گناهان را جمع آوری کرده ام تا با عمل کردن به آنها و ترک گناه بتوانیم دل حضرت مهدی علیه السلام را شاد کنیم .

در کتب تاریخی روز 9 ربیع الاول ، شب ازدواج زیباترین وصلت و ازدواج ( ازدواج پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم با مادر عزیزمان حضرت خدیجه سلام الله علیها ) مبارکتون باشه ان شاءالله ***** برای اینکه در شادی اهل بیت علیهم السلام شریک باشیم صلواتی تقدیمشان کنیم با تشکر یا علی **** اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسرالمستودع فیها بعدد ما احاط به علمک و لعنت الله علی الاعدائهم اجمعین الی یوم الدین فی هذه الساعه و فی کل ساعه ان شاءالله تبریک یا مهدی جان یا مولا جان ادرکنا 

ادامه مطلب را مطالعه فرماييد

امین جوانمرد بازدید : 1049 سه شنبه نظرات ()

دریـاچـه هـای آتشـفشـانـی، زیبـا اما خطـرناک

بعد از فعالیت یک آتشفشان معمولا بر روی قله آن دریاچه های بسیار زیبا آرام اما خطرناک شکل میگیرد. آب این دریاچه ها بسیار اسیدی ست و دانشمندان با مطالعه رفتار شیمیایی آب اینگونه دریاچه ها فعالیت مجدد آتشفشان و سایر موارد را پیش بینی میکنند.

 جهت مشاهده گالري ، به ادامه مطلب مراجعه فرماييد 

روایتی از کرامت امام رضا (ع) توسط حاج حسین یکتا

سلام امام رضا(ع) - من معصومه هستم دختر یه رفتگر کرجی که 11 تا بچه داره
پول ندارم خودم بیام مشهد .دادم یکی از دوستام که داشت میومد مشهد برات بیاره...

ادامه مطلب را مطالعه فرماييد:

امین جوانمرد بازدید : 1115 سه شنبه نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحيم

در رابطه با مراسمي كه با عناوين مختلفي همچون عيد الزهرا ، عمركشون و يا جشن تاج گذاري حضرت مهدي(عج) توسط برخي ار افراد سالهاي متمادي در اقسي نقاط كشور برپا مي گردد ، مطالبي جمع اوري شده است كه خدمتتان تقديم مي گردد:

**********************************************

 امام صادق ( عليه السلام ) وقتى كه ميشنود يكى از ياران آن حضرت در مسجد با صداى بلند از دشمنان اهل بيت بدگوئى ميكند ميفرمايد

: «ما له لعنه اللّه! تعرّض بنا

 

لطفا به ادامه مطلب رجوع كنيد
پیام تسلیت در پی درگذشت استاد قرآن آقای حاج محمدعلی اوحدی (1391/11/01)  

 

 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی با صدور پیامی رحلت استاد پیشكسوت قرآن، آقای حاج محمدعلی اوحدی را تسلیت گفتند.
متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به شرح زیر است:

 

بسمه تعالی
درگذشت استاد تلاوت و تجوید و ابوالشهید مرحوم آقای حاج محمدعلی اوحدی رحمةالله‌علیه را به جامعه‌ی قرآنی مشهد و خانواده‌ی مكرم و بازماندگان ایشان تسلیت می‌گویم.
ایشان در طول سالیان دراز در خدمت آموزش قرآن و سبك‌های دلنشین تلاوت بود و در شمار خادمان قرآن محسوب می‌شوند. از خداوند متعال مسألت می‌كنم كه ایشان را مأجور و با قرآن محشو ر فرماید.
سیدعلی خامنه‌ای
30 دی ماه 1391

درگذشت استاد محمد علی اوحدی را به تمامی جامعه قرآنی تسلیت عرض مینماییم خداوند ایشان را به علو درجات و با ائمه معصومین همنشین بفرماید شادی روحش صلوات

http://www.khabaronline.ir/Images/News/Smal_Pic/images/position1/2011/7/11-7-17-4375811-7-16-15441010.jpg

۱ . از خداوند ـ جل جلاله ـ بترسید و تقوا پیشه کنید.

 

2. به ما در بیرون آوردن شما از فتنه و امتحانی که بر شما روی آورده است کمک کنید.

3. عهد می‌کنم که هر کدام از شیعیان که راه تقوا را در پیش گیرد و هر آنچه که لازم است [و حق خداست] از مال خود خارج کند، از فتنه‌ی گمراه‌کننده و رنج‌های ظلمانی در امان باشد.

4. هر کدام از شیعیان، در بخشش اموالی که خداوند به او داده به کسانی که خداوند فرمان داده است بخل ورزد، در دنیا و آخرت زیانکار خواهد بود.

5. اگر شیعیان ما در وفا نمودن به عهد و پیمانی که از ایشان گرفته شد، همسو و یک‌دل شوند، دیدار ما از ایشان به تأخیر نخواهد افتاد.

6. ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد. (توقیع به شیخ مفید)

7. از خدا بترسید ؛ و از ما اطاعت کنید ؛ و از راه راست منحرف نگردید.

8. نیت خود را ـ مطابق سنت آشکاری که به شما گفتم ـ با دوستی، به سوی ما برگردانید.

(توقیع به ابن ابی‌غانم قزوینی و جماعتی از شیعیان)

۹. اموال شما (خمس و زکات) را قبول نمی‌کنیم مگر اینکه پاک و طاهر باشد... هر کس می‌خواهد عمل کند و هر که نخواهد نکند؛ چرا که ما به آنچه شما دارید نیازی نداریم.

10. ظهور و فرج در دست خداست و کسانی که وقت رای آن تعیین می‌کنند "دروغگو " هستند.

11. در مسایلی که روی می‌دهد به فقهاء مراجعه کنید؛ زیرا که ایشان حجت من بر شمایند و من حجت خدایم بر ایشان...

12. منتفع شدن از من در ایام غیبتم، مانند استفاده از خورشید است زمانی که ابر روی آن را پوشانده باشد.

13. درباره چیزهایی که به درد شما نمی‌خورد سؤال نکنید، و در دانستن چیزهایی که از دانستن آنها معاف شده‌اید خود را به سختی نیاندازید.

14. برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید ؛ چرا که همین فرج شماست. (توقیع به اسحاق بن یعقوب)

15. هر کس بدون اجازه ما در اموال مربوط به ما (خمس، زکات و وقف) تصرف کند، از جمله ظالمین است و ما در روز قیامت شاکی او خواهیم بود. (توقیع به محمد بن جعفر اسدی)

16. آیا نمی‌دانید که خداوند از زمان حضرت آدم تا حال، برای مردم ملجأ و پناهی قرار داده که به ایشان پناه برند و راهنمایانی تعیین کرده که به سبب آنها هدایت یابند. هر زمان که نشانه‌ای از آنان پنهان شد نشانه‌ی دیگر آشکار گردید و هر وقت که ستاره‌ای از ایشان غروب کرد ستاره‌ی دیگر طلوع نمود ؛ و وقتی که خدای عزوجل امام حسن عسکری (ع) را به سوی خود برد گمان ننمایید که واسطه میان خود و مخلوقاتش را قطع نموده است. هرگز چنین چیزی نشده و نخواهد شد تا وقتی که قیامت برپا شود. (توقیع به محمد بن ابراهیم بن مهزیار)

17. آیا نمی‌دانید که روی زمین از حجت خدا خالی نمی‌گردد ؛ خواه آن حجت، ظاهر باشد و خواه پنهان.

18. مردم پیروی از خواهش‌های نفسانی را از خود دور کنند ؛ و همانگونه که ]پیش از غیبت[ رفتار می‌نمودند رفتار کنند ؛ و امری که از آنان پوشیده و پنهان شده است را جستجو ننمایند... و بدانند که حق با ما و در نزد ماست.

منبع:http://rostammamizadeh.blogfa.com

به نام خدا

سلام علیکم

آپلود سنتر خطبه سرای تالش با آدرس www.upaj.tk که میزبانی تصاویر و فایل های شما عزیزان را بر عهده دارد در جشنواره وب ایران شرکت نموده است.این وب سایت زیر نظر مدیریت سایت دارالقرآن فعالیت میکند.از همه شما بزرگواران خواستارم با مراجعه به لینک زیر یک امتیاز مثبت به این سایت بدهید.با تشکر

http://directory.iranwebfestival.com/website/upaj.tk

امین جوانمرد بازدید : 911 پنجشنبه نظرات ()

در آیه هفت سوره محمد صلی الله علیه و آله و سلم ، خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: «اگر خدا را یاری کنید، او نیز شما را یاری نموده و در سلوک راه حق، قدمهایتان را ثابت و استوار نگه می‌دارد» و یا در سوره بقره می‌فرماید:

«کیست که به خدا قرض نیکویی دهد تا آن را برای او چندین برابر کند؟».(1) ممکن است این سؤال در ذهن کسی خطور کند که خداوند تبارک و تعالی ـ که بی‌نیاز مطلق است و احتیاج در مورد ذات مقدس او متصور نمی‌باشد ـ چگونه چنین درخواستی از بندگان خود نموده است؟

در جواب می‌توان گفت که خداوند از جهت شدت محبت و علاقه‌ای که به اولیاء خود دارد، یاری آنها را یاری خود، ظلم به آنها را ظلم به خود و احسان به آنها را احسان به خود، بیان نموده است و آنها را معیار و ملاک قرار داده تا بندگانش را امتحان کند. پس هر کس، ادعای محبت پروردگار را دارد، باید اولیاء او را دوست بدارد؛ چنانکه در ضمن بسیاری از زیارات معصومین علیهم السلام ، آمده است: «مَنْ أحبَّکُم فَقَدْ أحبَّ اللهَ وَ مَنْ أبْغَضَکُم فَقَدْ أبغَضَ اللهَ؛ کسی که شما را دوست بدارد خدا را دوست داشته و هرکه با شما دشمنی کند، خدا را دشمن داشته است». لذا اگر کسی بخواهد خدا را یاری کند تا مشمول عنایت پروردگار و امدادهای غیبی او گردد باید اولیاء او را یاری کند.

بدیهی است که سر سلسله اولیاء الهی و محبوب‌ترین افراد در درگاه ربوبی، خاتم انبیاء، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم  و اهل بیت معصوم آن حضرت علیهم السلام  هستند. ایشان، سرچشمة همه برکات و واسطه همه فیوضات الهی می‌باشند و آنچه از طرف پروردگار به بندگانش احسان می‌شود، به خاطر آنهاست.

در این زمان، ولایت الهی، خلافت و وصایت محمدی به وجود مبارک حجت بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف ، اختصاص دارد؛ اوست که واسطه بین خلق و خالق است و به برکت وجود نازنینش به همه موجودات، روزی داده می‌شود و به یمن وجودش، زمین و آسمان، استوار مانده است: «بیمنه رُزِقَ الوری و بوجوده ثَبَتَتِ الارض و السماء». وظیفه ما در مقابل این همه الطاف و عنایات ـ که از ناحیه او به ما رسیده ـ شکرگزاری است و کمترین مرتبه شکر این است که نعمت‌های ولی‌نعمت خود را در راه مخالفت با او به کار نبریم؛ بلکه به هر نحو ممکن، موجبات خوشنودی او را فراهم آوریم و او را به هر شکل ممکن، یاری کنیم. این، یاری پروردگار است و همان است که خداوند تبارک و تعالی در عوض آن، وعده نصرت به بندگانش داده است.

اما آنچه که در این مقاله، مدّ نظر است، این است که نصرت و یاری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ، با یاری و کمک به اهل تقوا میسّر می‌گردد و کمک و یاری افراد مؤمن، آن است که نیازهای ضروری زندگی آنها، گرفتاری و اندوه آنها را برطرف کنیم؛ شر دشمنی را از آنها دور نماییم؛ در مقام دفاع از آنها برآییم و حقشان را بگیریم و این امر، مقدمة تقوی می‌باشد.

شاهد بر این مطلب، روایتی است که در آن آمده، شخصی به امیرالمؤمنین علیه السلام ، عرض نمود: «من وجهی را نذر کرده‌ام که در راه خدا انفاق نمایم؛ در چه مورد صرف کنم که مورد رضایت او باشد؟» ایشان فرمود: «به اهل تقوا و عبادت انفاق کن؛ زیرا آنچه به آنها انفاق شود در راه عبادتِ خداوند عالم، صرف شده است. چون که بدنهای آنها، در راه طاعت الهی به کار گرفته می‌شود» .(2) همچنین در حدیث دیگری، پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله و سلم ، می‌فرماید: «کسی که بنده ناتوانی را کمک کند، خداوند او را کمک می‌فرماید، در روز قیامت، فرشتگانی را مأمور می‌کند که او را برگذشتن از محل‌های هراسناک و عبور از خندق‌های آتش صراط، یاری کنند و با سلامتی و ایمنی کامل وارد بهشت می‌شود. کسی که شخصی را که از نظر فهم و معرفت ضعیف است را یاری کند و به او کلامی را که حجت و دلیل محکمی در مقابل ادعای باطل دشمنش باشد، یاد دهد، خداوند او را در حال سکرات مرگ و جان دادن، بر شهادت دادن به وحدانیت خدا و رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  و اقرار به ولایت ائمه طاهرین علیهم السلام  کمک می‌کند تا آنکه خروج او از دنیا و رجوعش به سوی خداوند عالم، جلَّ شأنه، به برترین اعمال و بهترین احوال باشد؛ پس در این حال، به او سرور، خرمی و شادمانی می‌رسد و به او بشارت داده می‌شود که خداوند متعال از او خشنود است و بر او خشم و غضب ندارد و هر کس کسی را که گرفتار است کمک کند به گونه‌ای که کار او اصلاح شود و از پریشانی نجات پیدا کند، خداوند او را در روز گرفتاری و پریشان‌حالی در قیامت یاری می‌کند، او را از گروه بدکاران جدا کرده و در زمره نیکوکاران قرار می‌دهد».(3)

 از بزرگترین مسائلی که مؤمن در مقام تکمیل تقوا باید رعایت کند، معرفت و شناخت حقوق برادران دینی و تلاش کردن در اداء آن است که این، موجب رضایت خداوند و ائمه علیهم السلام ، می‌باشد. شیعیان علی بن ابی‌طالب علیه السلام ، کسانی هستند که برادرانشان را بر خود ترجیح می‌دهند؛ گرچه خودشان نیازمند باشند. آنها بعد از توحید و اعتقاد به نبوت و امامت، واجبات الهی را به جا می‌آورند و بزرگترین واجب، نیز اداء حقوق برادران دینی می‌باشد؛ چرا که امام عسکری علیه السلام ، می‌فرماید: «کسی که به حقوق برادرانش آشناتر است و بهتر آن را ادا می‌کند، نزد خدا، مقام برتری دارد و کسی که برای برادرانش در دنیا فروتنی می‌کند، نزد خدا از صدّیقین شمرده می‌شود؛ چنین کسی به راستی از شیعیان علی بن ابی‌طالب علیه السلام  است».(4) آنچه از این روایات، فراوان استفاده می‌شود، این است که اداء حقوق برادران، وسیلة تکمیل همه خوبیها، باعث دوستی خداوند و فرشتگان و سبب آمرزش گناهان و راه یافتن به مقامات عالی در بهشت است و ترک آن یا جهل به آن، باعث محرومیت انسان از همه این فضائل و نقصان ایمان و پستی رتبه او نزد خداوند منان است.

 

پی نوشت:

1- بقره/245.

2-  مهج‌الدعوات.

3- تفسیر امام حسن عسگری علیه السلام ، ص635، حدیث 37.

4- تفسیر امام حسن عسکری علیه السلام ، ص319 تا 326، احادیث 162-173.


منبع:

روح الله علی‌یاری

مجله امان شماره 28

 


منبع اینترنتی:http://omidvaranemahdi.blogfa.com

 

امین جوانمرد بازدید : 4916 چهارشنبه نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم


اللهم عجل لولیک الفرج


ترجمه فارسی کل قرآن کریم به صورت صوتی

در صفحه ای جداگانه جهت استفاده شما عزیزان قرار داده شده است.

آدرس جهت دانلود: www.Quran.DarolQuran.ir

جهت ورود اینجا را کلیک فرمایید.

*پاینده باد پرچم پرافتخار ایران*

امین جوانمرد بازدید : 1211 چهارشنبه نظرات ()

به گزارش فارس، به مناسبت ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان حضرت امام حسین علیه‌السلام، گفت‌وگوی مشروحی با حجت‌الاسلام والمسلمین علی بهجت درباره دیدگا‌ه‌های حضرت آیت الله بهجت درباره امام حسین و عزاداری انجام دادیم که گزیده‌ و مطالب مهم این گفت‌وگو از زبان حجت‌الاسلام علی بهجت تقدیم مخاطبان گرامی می‌‌شود.

 

خداوند هرگز از سه چیز نمی‌گذرد

 پدرم بارها می‌‌گفت: خداوند هرگز از سه چیز نمی گذرد؛ یکی شرک، دوم خون انسانها و سومی آبرو و عزت یک انسان است.

هیچ کس حق ندارد عزت یک انسان را از او بگیرد. یزید می‌خواست عزت امام حسین (ع) را از او بگیرد و ایشان فرمود هرگز ذلت را نمی‌پذیرم.

عالم در مقابل اهل بیت، ارزشی ندارد

پدرم می‌فرمود: با آن همه کمالات و مقامات که اهل بیت(ع) دارند، تمام عالم هیچ نسبتی با آنها ندارد و اصلا عالم در مقابل آنها ارزشی ندارد. خدا می‌داند چه عظمتی دارند و در عالم چه خبر است. حیف است که در عالم یک نفر آدم عادی از آنها عزیزتر زندگی کند.

همه مصائب امام حسین (ع) به اختیار خودشان بود

می‌گفتند: حضرت سیدالشهدا (ع) با اختیار خود آن‌همه مصائب و شهادت و اسارت اهل و عیال خود را تحمل نمود. زیرا در روز عاشورا بر آن حضرت عرضه می‌شد که یا نصر و پیروزی را انتخاب کن و یا لقاءالله را و ایشان در کمال اختیار، انتخاب کرد.

آیت‌الله بهجت می‌فرمود سیدالشهدا (ع) لقاءالله و وصال عاشق به معشوق را انتخاب کرده بود و با اختیار خود آن مقامات عالیه را طی کرد. کسانی که همراه ایشان ماندند هم از مخلصان واقعی بودند.

کار امام حسین (ع) شاهکار خلقت است

پدرم می‌گفت آنها معاهده و پیمان اساسی را که با خدا داشتند، انجام دادند. آنها پای آرمان خویش ایستادند و جان دادند. کار امام حسین (ع) شاهکار خلقت است. کار به این عظیمی را فقط ایشان انجام داده است. شاید دیگران هر کدام یک خصوصیت را داشته‌‌اند اما جمع بین همه اینها را فقط یک نفر دارد و آن اباعبدالله (ع) است.

تأکید آیت‌الله بهجت بر شش گوشه ساختن ضریح جدید اباعبدلله (ع)

هیئت امنای ساخت ضریح به دیدن آیت‌الله بهجت آمدند و اصرار داشتند که چون ضریح قبلی را شش امامی‌‌ها ساخته‌‌اند، به شکل شش گوشه ساخته‌ شده است و حالا ما این ضریح را بزرگتر کنیم و چهار گوشه بسازیم. آیت‌الله بهجت فرمود که نه همان شش گوشه باشد که هیئت امنای آن، در جزوه‌‌شان نوشتند که به دستور ایشان همان شش گوشه ساخته شود.

گریه بر سیدالشهدا (ع) افضل مستحبات و از نماز شب بالاتر است

پدرم گریه بر سیدالشهدا علیه‌السلام را افضل مستحبات و حتی از نماز شب بالاتر می‌دانست. ایشان می‌گفت این حرف چیست که می‌گویند گریه یعنی چه؟ خیلی از انبیاء از خوف خدا بکاء داشته‌اند. آیا از شوق لقاء خدا بکاء نداشتند؟ گریه از شوق رسیدن به معشوق حقیقی عالم داشته‌اند.

خود انبیاء برای امام حسین (ع) گریه می‌کردند. آنها وقتی عظمت کار امام حسین (ع) را درک کردند، اشکشان جاری شد و توسل پیدا کردند. این مسئله، تک بودن و عظمت کار امام حسین (ع) را نشان می‌دهد.

پدرم می‌گفت: خیال می‌کنم گریه بر سیدالشهدا (ع) از افضل مستحبات باشد. گریه بر سیدالشهدا (ع) از همه مستحبات بالاتر است حتی از نماز شب!

گریه، اذن دخول و محرم شدن انسان است

پدرم می‌گفت: گریه، رابطه انسان با آن طرف عالم است. گریه، واسطه و رابطه است. وقتی که می‌خواهید وارد حرمی شوید و پا به حریمی بگذارید، طلب اجازه می‌کنید و اذن دخول می‌گیرید. می‌گویید یا خداوند وارد شوم؟ یا پیامبر وارد شوم؟ یا امام وارد شوم؟ در روایت است که اگر برای اذن دخول زیارت امام حسین (ع) اشک از چشمت جاری شد، بدان اجازه داده شده است.

پس این اشک رابطه انسان با ماوراء است. این اشک یک نشانه است. یک رمز است. فقط یک اتفاق فیزیکی نیست.

پدرم تأکید داشت خود گریه یک اذن و اجازه است. مثل چراغی است که روشن می‌شود و برای تو نشانه است. اگر اشکی آمد، علامت این است که به تو اذن داده‌اند. این عین عبارت آقاست.

آیت‌الله بهجت، 50 سال هر هفته مراسم داشتند و خودشان جلوی در می‌نشستند

مسئله روضه اباعبدلله (ع) اینقدر برای آیت‌الله بهجت مهم بود که حدود 40، 50 سال هرهفته مجلس داشتند و ایشان حاضر نبود به این سادگی این کار را ترک کند. حتی در حال مریضی اصرار داشت که این مجلس باید برقرار شود و اصرار داشت که خودش باید حضور داشته باشد. خیلی برایش مهم بود که از اول مجلس حضور داشته باشد.

سالها این مجلس روضه در منزل ایشان بود و پدرم درها را باز می‌کرد و خودش دم در می‌نشست و برای هرکسی که وارد می‌شد، احترام می‌کرد. هیچ وقت اینگونه نبود که برای شخصیت خاصی بلند شود و برای همه این احترام را قائل می‌شد.

استاد آیت‌الله بهجت پای سماور می‌نشست و در روضه سیدالشهدا علیه‌السلام چای می‌داد

ایشان می‌گفت: استاد بزرگ ما، مرحوم غروی کمپانی (آیت الله کمپانی اصفهانی) که از لحاظ علمی در سطح بالایی بود، در مجالس روضه ابا عبدالله (ع) پای سماور می‌نشست و چای می‌داد.

هر مجلسی برای هر امامی برگزار می‌کنید آخرش با امام حسین (ع) تمام کنید

مطلب دیگری که پدرم در این روضه‌ها بر آن اصرار داشت این بود که مجلس به مناسبت هر امامی که برگزار شده بود، باید آخرش به امام حسین (ع) ختم می‌شد.

ایشان تأکید می‌کرد امام حسین (ع) منشأ همه اینهاست و اینقدر بزرگ است که همه اینها به او متوسل می‌شدند. نه تنها امامان، بلکه قبل‌تر از آن پیامبران نیز به ایشان متوسل می‌شدند.

این توسلات انسان را خدایی می‌کند

سفارش پدرم همیشه این بود که خدا می‌داند این توسلات برای انسان چه می‌کند. این توسل برای انسان یک ارتباط است. چطور وقتی یک لامپ را به برق وصل می‌کنیم، نور می‌دهد. انسان اگر به اینها متوسل شود، اسباب وصل می‌شود.

انسان وقتی به آنها متصل شود، انگار به خدا متصل شده است. این توسلات انسان را خدایی می‌کند. نظر ایشان این بود که انسان هرچه می‌تواند در این زمینه کم نگذارد. لذا خود ایشان با آخرین توانش می‌آمد.

وصیت‌نامه آیت الله بهجت درباره عزاداری برای امام حسین (ع)

ایشان در وصیت‌نامه خود ذکر کردند که بعد از من از ثلث مانده‌هایم، مجلس عزا و روضه سید‌الشهدا (ع) را اقامه کنید.

ایشان می‌گفت اگر من در عمرم 50 سال مراسم گرفتم، کم است و بعد از من شما باز هم برایم مراسم روضه اباعبدلله (ع) را بگیرید.

زیارت عاشورا را هر روز با صد لعن و صد سلام می‌خواند

آیت‌الله بهجت هر روز زیارت عاشورا را با صد لعن و صد سلام می‌خواند و بارها می‌گفت: آقایی از خدا خواسته بود تا زیارت عاشورایش هیچ روزی ترک نشود حتی در روز مرگش. ایشان نمی‌گفت که این درخواست خود من است. در حالیکه ما می‌دیدم خودش هر روز این کار را می‌کرد.

ایشان روز یکشنبه رحلت کرد. یک روز قبلش که شنبه بود، دیدم ایشان مشغول خواندن زیارت عاشورا شده بود و هنگامی که برای رفتن به درس جلوی در ایستاده بود، صد لعن و صد سلام را با تسبیح می‌شمرد. آن روز از همه روزها سرحال‌‌تر بود.

شرکت در مجالس روضه سیدالشهدا (ع) تعظیم شعائر است

یکی از کارهای ایشان این بود که در مراسم مختلفی که برای اباعبدلله (ع) گرفته می‌شد، به اندازه توانشان شرکت می‌کردند. از زمان قدیم که من بچه بودم، ایشان به شرکت در این مجالس التزام داشت. شرکت در مجالس این بزرگواران را عظمت بخشیدن به یاد و نام آنها می‌دانست.

لذا می‌گفت شرکت در این مجالس تعظیم شعائر است. ما باید به شعائر خود عظمت بخشیده و عزیز نگه داریم و برایمان مهم باشد و به آنها اعتنا کنیم و برایشان وقت بگذاریم و عمر عزیز خود را صرف آن کنیم.

این روزها لبخند هم نمی‌زد

مطلب دیگر اینکه خنده ایشان اصولا صدا نداشت و همیشه در حد یک لبخند بود. اما در این روزها ایشان اصلا همان لبخند را هم نداشت و پیوسته گرفته بود و به یاد امام حسین (ع) در حزن بود و می‌گفت: همین به یاد آنها بودن را فقط خدا می‌داند چقدر اجر دارد.

در مجالس، ‌برتری‌ها و امتیازات اهل بیت (ع) را بگویید

ایشان اصرار داشت وقتی مجلس می‌گیرید، برتری‌ها و امتیازات اهل بیت (ع) را بگویید. فضائل و مناقب این حضرات را بگویید و نسبت به این قضیه ابراز احساسات کنید. حتی اگر گریه و اشک شما نمی‌آید، حالت گریه به خود بگیرید و در حال حزن باشید. تباکی کنید.

شرکت در مراسم امام حسین (ع) همان محبت ذی‌القربی و اجر رسالت پیامبر (ص) است

آیت‌الله بهجت همیشه می‌گفت شرکت در مجالس سیدالشهدا (ع) محبت به ذی‌القربای پیامبر (ص) است. در آیه قرآن است که شما به ذی‌القربای پیامبرتان محبت کنید. پیامبر (ص) فرمود من پیامبر شما بودم و از شما چیزی نمی‌خواهم و اجر و مزدی جز محبت به نزدیکانم نمی‌خواهم.

پدرم می‌گفت شرکت در مراسم امام حسین (ع) همان ابراز عشق و محبت است. همان دوستی و محبت ذی‌القرباست که خداوند دستور داده است. این شرکت در مراسم اجر رسالت پیامبر (ص) است. شما به این نیت برو و به خدا بگو تو گفتی و من هم آمدم. من همان محبتی را که تو می‌خواهی انجام می‌دهم.

امین جوانمرد بازدید : 952 چهارشنبه نظرات ()

بسم رب المهدی

سلام بر شما منتظران گرامی

این هفته با سیره حکومتی امام مهدی( عج) در خدمت شما بزرگواران هستیم

711v9z 300x199  سيره حكومتي امام مهدي( عج)

سیره حکومتی امام
هر حاکمی در حکومت و بخش های مختلف مدیریت خود شیوه ای مخصوص دارد که این خود از مشخصه های حکومت اوست. امام موعود و مهدی منتظر علیه السلام نیز وقتی حکومت جهان را به دست گیرد در تدبیر نظام جهانی خود روش و متد خاصی دارد. گرچه در ضمن مباحث گذشته به گوشه هایی از شیوه عملکرد آن حضرت اشاره شد ولی به جهت اهمیت موضوع مناسب است در این مجال به گونه مستقلّ به آن بپردازیم و در زلال سخنان پیامبر اکرم و امامان معصوم علیهم السلام شیوه حکومتی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را بهتر و بیشتر بشناسیم.
آنچه در ابتدا باید بر آن تأکید شود این است که روایات، یک تصویر کلّی از سیره آن بزرگوار به دست داده است و آن عبارتست از اینکه سیره امام مهدی همان سیره و روش پیامبر بزرگ اسلام صلی الله علیه و آله است و آنگونه که پیامبر در زمان ظهور خود با جاهلیت بشری در همه ابعاد آن مبارزه کرد و اسلام ناب که ضامن سعادت دنیا و آخرت است را بر محیط خود حاکم کرد، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز با ظهور خود با جاهلیت جدید که دردناکتر از جاهلیت قدیم است بر خورد خواهد کرد و ارزشهای اسلامی و الهی را بر ویرانههای جاهلیت مدرن، بنا خواهد کرد.
از امام صادق علیه السلام درباره سیره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سؤال شد، فرمود:
یصنَع کَما صنَع رسولُ اللّه صلی الله علیه و آله یهدم ما کانَ قَبلَه کَما هدم رسولُ اللّه صلی الله علیه و آله اَرَالْجاهلیۀ ویستَأنف الاِْسلام جدیداً.۳
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مانند پیامبر اسلام عمل خواهد کرد (و) همانگونه که پیامبر آنچه از روش جاهلیت (در میان مردم مرسوم) بود از میان برد، همینگونه روشهای جاهلی پیش از ظهور خود را نابود خواهد ساخت و اسلام را از نو پی ریزی خواهد کرد.
این سیاست کلّی امام موعود علیه السلام در زمان حاکمیت اوست. البته شرایط زمانی متفاوت، موجب تغییراتی در شیوه اجرا و حکومت داری می شود که در روایات مطرح گردیده و ما در بخشهای جداگانه به آنها میپردازیم.


جهت خواندن متن کامل به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

 

امین جوانمرد بازدید : 1132 چهارشنبه نظرات ()

یکی از کتاب های خوبی که در زمینه مهدویت به رشته تحریر درآمده است کتاب شریف ” الشموس المضیئه فى الغیبه والظهور والرجعه”  که تحت عنوان ظهور نور به فارسی ترجمه شده است تا فایده آن عام باشد.

در مقدمه کتاب آمده است:
کتاب شریف (الشموس المضیئه فى الغیبه والظهور والرجعه)- کتاب حاضر برگردان آن کتاب از عربى به فارسى است – در چهار باب:
الف- مسائل مربوط به قبل از غیبت صغرى
ب- مسائل مربوط به غیبت صغرى وکبرى تا زمان ظهور
ج- اتفاقات زمان ظهور
د- رجعت
تنظیم شده است که هر باب داراى فصلهاى متعددى است وبه آنچه لازم است که یک انسان معتقد به حضرت مهدى علیه السلام، درباره ى موضوع بداند، پرداخته است وبا استفاده از آیات وروایات، در رفع مشکلات وحل پیچیدگیهاى موضوع، تلاش نموده است.

مولف جلیل القدر این کتاب حضرت استاد شیخ العرفا آیت‏الله الاعظم علی پهلوانی تهرانی (سعادت‏پرور) از علمای صاحب نفس قم بودند که در سیزدهم رجب سال ۱۳۴۶ ه.ق در یکی از محله های قدیمی تهران چشم به جهان گشودند و در تاریخ  ۵ مرداد ۱۳۸۳ در شهر مقدس قم به رحمت حق پیوستند . زندگی نامه و روش سیر و سلوکی ایشان را می توانید با جستجو در اینترنت به راحتی به دست بیاورید . من تبرکا یک نکته لطیف از ایشان نقل می کنم .

آقا تعلقات خودتان را اینجا نیاورید

آقا شبی فرمودند: در عالم مکاشفه دیدم آمده اید اینجا و همه کفش هایتان را هم آورده لب تاقچه داخلی اطاق گذاشته اید و کفش هایتان هم خیلی براق بود.
بعد فرمودند : آقا اینها تعلقات شما است . تعلقاتتان را با خود به اینجا نیاورید.


جهت دانلود کتاب مورد نظر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

 

امین جوانمرد بازدید : 978 چهارشنبه نظرات ()

پاکیزگی و آراستگی

امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند زیبایى و آراستگى را دوست مى‏دارد و ژولیدگى و فقیرنمایى را نمى‏پسندد؛ چون نعمتى به بنده خویش عطا كند، دوست دارد اثر آن را بر وى ببیند. پرسیدند: چگونه؟ فرمود: یُنَظِّفُ ثَوْبَهُ وَ یُطَیِّبُ رِیحَه‏ و ...با نظیف پوشى، استفاده از عطر و ... [1]

زن و مرد مسلمان به خصوص در حیطه زندگی خانوادگی لازم است تا به این سفارش گوهر بار عنایت ویژه داشته باشند؛ هم خانم خانه وظیفه دارد که در نظافت و آراستگی به گونه ای باشد که توجه همسرش را به خود جلب کند و هم مرد خانه. بی توجهی به این دستور، ممکن است توجه همسر را به نامحرمی منحرف کند که به ظاهر خود می رسد و این یعنی به صدا در آمدن زنگ گناه.

امام رضا علیه السلام این خطر را گوشزد کرده و به نقل از پدران بزرگوار خود می فرماید:

أَنَّ نِسَاءَ بَنِی إِسْرَائِیلَ خَرَجْنَ مِنَ الْعَفَافِ إِلَى الْفُجُورِ مَا أَخْرَجَهُنَّ إِلَّا قِلَّةُ تَهْیِئَةِ أَزْوَاجِهِنَّ

زنان بنى اسرائیل از عفت و پاکى دست برداشتند و این مسئله هیچ سببى نداشت جز آن که شوهران آنان، خود را نمى‏آراستند.

سپس آن حضرت افزودند: وَ قَالَ إِنَّهَا تَشْتَهِی مِنْكَ مِثْلَ الَّذِی تَشْتَهِی مِنْهَا[2] ؛ زن هم از مرد همان انتظارى را دارد که مرد از او دارد.

توجه: در شریعت اسلام زنان و دختران باید خود را از نگاه نامحرم بپوشانند. بنابراین بانوان محترم باید توجه داشته باشند که این آراستگیِ برای شوهر، در معرض دید نامحرمان قرار نگیرد. متاسفانه دیده می شود برخی از زنان و مردان مسلمان، عکس این سفارش عمل می کنند و لباس پاکیزه و ظاهر آراسته را فقط برای میهمانی‌ها و محیط بیرون از خانه قرار می دهند و بی رنگ و روترین لباسها را در برابر همسر، به تن می‌کنند و بعد هم از همسر خود گله دارند که چرا آنگونه که باید به او توجه نمی کند.

این احساس رضایت است که زندگی را حتی با کم هم در کام انسان شیرین و لذت بخش می گرداند و اگر این احساس رضایت نباشد اگر انسان ثروتمندترین فرد کره زمین هم باشد باز در رنج نداشته ها افسرده و دل نگران خواهد بود

فراهم کردن رفاه خانواده

امام رضا علیه السلام در روایتى به پیروان خود توصیه می کند براى ایجاد گشایش در زندگى و رفاه اهل خانه بکوشند:

صَاحِبُ النِّعْمَةِ یَجِبُ عَلَیْهِ التَّوْسِعَةُ عَنْ عِیَالِه‏[3] ؛ افرادى که از نعمتى برخوردارند باید برای اهل خانواده خود اسباب رفاه و آسایش را فراهم سازند.

شاید ذکر این نکته ضروری باشد که در هر کاری پرهیز از افراط و تفریط اصل مهمی است که باید رعایت شود. بی شک مراد از این روایت رفاه زدگی و فراموشی مستمندان نیست. توسعه دادن در اینجا در برابر سخت گرفتن در مایحتاج زندگی خانواده است.

در روایت دیگری از امام رضا علیه السلام می خوانیم:

یَنْبَغِی لِلرَّجُلِ أَنْ یُوَسِّعَ عَلَى عِیَالِهِ لِئَلَّا یَتَمَنَّوْا مَوْتَهُ.[4]

یعنى شایسته است مرد بر اهل خانه (از لحاظ مخارج زندگى) سخت‏گیرى نکند تا این که آنان مرگ او را از خداوند درخواست کنند.

از این دو روایت فهمیده می شود مرد خانه و یا کسی که مسئولیت درآمد و خرید بر عهده اوست تا جایی که اسراف و تبذیر نباشد و در جامعه اسلامی فاصله طبقاتی فاحش ایجاد نکند باید در جهت رفاه و آسایش خانواده خود بکوشد؛ نه سخت بگیرد و نه بی حساب و بی توجه به نیازمندان جامعه، هر روز بیشتر از دیروز تلاش کند که خانواده اش مرفه تر شوند.

برآیند این دو روایت، همان معنای اعتدال در مخارج زندگی است که در دیگر روایات به آن توصیه شده است مانند این روایت که امام رضا علیه السلام فرمود:

لَا یَسْتَكْمِلُ عَبْدٌ حَقِیقَةَ الْإِیمَانِ حَتَّى تَكُونَ فِیهِ خِصَالٌ ثَلَاثٌ التَّفَقُّهُ فِی الدِّینِ وَ حُسْنُ التَّقْدِیرِ فِی الْمَعِیشَةِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الرَّزَایَا.[5]

بنده به حقیقت ایمان دست نمى‏یابد، مگر هنگامى كه از سه خصلت برخوردار باشد: فهم و بینش عمیق از دین، اندازه نگاه داشتن خرج و مخارج و پایداری بر بلاها.


قناعت به روزی مقدّر

قناعت و راضی بودن به همان مقداری که روزی ما شده است از فضایل بسیار با ارزشی است که امروز نیاز جامعه ماست. احساس نارضایتی مدام از وضعیت اقتصادی خود و بدبین بودن به خدا و خلق خدا، پیامدهای مخرب روحی و روانی خاص خود را دارد که به وضوح می توان آن را در گفتار و رفتار افراد مشاهده کرد.

این احساس نارضایتی اگر بسان موتور حرکتی سبب تلاش و کوشش در جهت رفع کاستی ها و زدودن تنبلی ها باشد؛ نه تنها مضر نیست؛ بلکه وقتی کاستی ها برطرف و هدف والا برگزیده شد دیگر خبری از آن احساس نارضایتی هم نخواهد بود؛ اما سخن در این است که گاه این احساس نارضایتی به شکل کاذب و همیشگی ظهور و روان انسان را درگیر خود می کند؛ درمان چنین بیماری آزار دهنده ای چیزی جز التزام به قناعت و رضایت به داده حق، نخواهد بود.

مرد خانه و یا کسی که مسئولیت درآمد و خرید بر عهده اوست تا جایی که اسراف و تبذیر نباشد و در جامعه اسلامی فاصله طبقاتی فاحش ایجاد نکند باید در جهت رفاه و آسایش خانواده خود بکوشد؛ نه سخت بگیرد و نه بی حساب و بی توجه به نیازمندان جامعه، هر روز بیشتر از دیروز تلاش کند که خانواده اش مرفه تر شوند

برای همین امیرالمومنین علیه السلام می فرماید:

هر كس به روزىِ خداداده راضى باشد، از آن چه در اختیار دیگران است، اندوهگین نگردد.[6]

و این احساس رضایت است که زندگی را حتی با کم هم در کام انسان شیرین و لذت بخش می گرداند و اگر این احساس رضایت نباشد اگر انسان ثروتمندترین فرد کره زمین هم باشد باز در رنج نداشته ها افسرده و دل نگران خواهد بود.

از این رو امام علی علیه السلام فرمود:

هر كس به آن چه از دنیا كه كفایتش كند، راضى شود، كم‏ترین بهره دنیا براى او بس است؛ و آن كس كه به آن چه از دنیا كه كفایتش كند، راضى نشود، هیچ چیزِ دنیا وى را كفایت نكند.[7]

امام رضا علیه السلام در این باره می فرماید:

مَن رَضِیَ بِالقَلیلِ مِنَ الرِّزقِ قَبِلَ اللّهُ مِنهُ الیَسیرَ مِنَ العَمَلِ؛ ومَن رَضِیَ بِالیَسیرِ مِنَ الحَلالِ خَفَّت مَۆونَتُهُ وتَنَعَّمَ أهلُهُ، وبَصَّرَهُ اللّهُ داءَ الدُّنیا ودَواءَها، وأخرَجَهُ مِنها سالِما إلى دارِ السَّلامِ.[8]

هر كه به روزى اندك رضایت دهد، خداوند نیز به عمل اندك او راضى مى‏شود؛ و هر كه به حلال اندك خشنود باشد، سبكبار است و خانواده‏اش از نعمت بهره مى‏برند و خداوند او را به درد و درمان دنیا بینا مى‏سازد و به سلامت از دنیا به سوى آخرت مى‏برد.

کسانی که قناعت بر آنها گران و رضایت به داده حق، برایشان دشوار است در این روایت امام رضا علیه السلام دقت بیشتری کنند؛ بخوانند و آثار رضایتمندی را به قلب خود تفهیم کنند و به نفس خود نهیب زنند که:

ای نفس! از چه رو مرا با مشغول کردن به حرص و طمع گرفتار اندوه دائمی کرده ای و از این همه فیض و رحمتی که رضایتمندی به همراه دارد محروم ساخته ای؟

 

پی نوشت:

1.       امالی شیخ طوسی ره ، ص275

2.       مکارم الاخلاق ص81

3.       کافی 4/11

4.       من لایحضره الفقیه 2/68

5.       تحف العقول ص 446

6.       کافی 8/19

7.       کافی 2/140

8.       کافی 8/347


منبع اینترنتی:تبیان

امین جوانمرد بازدید : 947 چهارشنبه نظرات ()

ربیع الاول

ماه ربيع الأوّل ؛ { اهمّيت / فضيلت . آداب و اعمال . وقايع }

فضيلت : اين ماه مانند نامش بهار ماه هاي دوازده گانه است؛ چون ولادت رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم در اين ماه اتّفاق افتاده است ... ( المراقبات . ص 71 ) .

روزه ي روز 17ربيع الأوّل بسيار فضيلت دارد و اين روز، يکي از آن چهار روز است که در تمام سال به فضيلت روزه ممتاز است (مفاتيح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربيع الأّوّل ).

..................................................................

آداب و اعمال :

شب اوّل : اين شب در سال سيزدهم بعثت، مبداء هجرت حضرت رسول صلّي الله عليه و آله از مکّه معظّمه به مدينه منوّره بود و در آن شب در غار ثور مخفي شد و حضرت امير عليه السّلام جان خود را فداي جان شريف او نمود و در جاي آن حضرت خوابيد ... و اين آيه در شأن ايشان نازل شد : (( وَ مِنَ النَّاسِ مَن يشري نَفسَهُ ابتِغَآءَ مَرضَاتِ اللهِ ))
(مفاتيح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربيع الأّوّل ).

روز اوّل :

1- روزه . 2- زيارت : مناسب است زيارت جناب رسول الله صلّي الله عليه و آله و سلّم و امام اميرالمؤمنين علي عليه السّلام در اين روز (مفاتيح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربيع الأّوّل ) .

روز هشتم ؛

1- حزن و اندوه از شهادت حسن عسکري عليه السّلام و عرض تسليت به حضرت بقيه الله عجّل الله تعالي فرجه الشّريف :

در اين روز وفات امام ابي محمّد الحسن الزّکي العسکري عليه السّلام واقع گرديده و براي مراقب سزاوار است که در اين روز، محزون و اندوهناک باشد بويژه از لحاظ اين که صاحب مصيبت در آن روز، حجّت عصر و امام زمان او ارواح العالمين فداه و عليه و علي آبائه صلوات الله مي باشد و به آنچه او را در نظر آيد آن حضرت را زيارت کند و امام عليه السّلام را به آنچه مناسب داند تعزيت و تسليت گويد؛

2- آغاز امامت، ولايت و خلافت حضرت بقيه الله عجّل الله تعالي فرجه الشّريف : سپس به شکرانه ي خلافت امام عليه السّلام خداي را شکر گويد و از غيبت و دوري او اظهار تأثّر نمايد و زمان ظهور و فوائدي که از آن عايد مي گردد و انوار و خيرات و برکاتي که به مردم مي رسد به يادآورد ( المراقبات .ص 75 ).

3- زيارت : مناسب است زيارت آن دو امام بزرگوار در اين روز (مفاتيح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربيع الأّوّل ).

روز نهم ؛

1- در اين روز تنها يک روايتي وارد شده که  اين روز، روز سرور شيعيان آل محمّد صلوات الله عليهم اجمعين مي باشد. و بين شيعيان اين امر مشهور گشته و هر چند ساير روايات موافق و مساعد با آن نيست لکن ممکن است که تقيه اقتضاي تغيير وقت را نموده باشد. ( المراقبات . ص 76 ) .

2- روز اوّلِ امامت حضرت ولي عصر بقيه الله عجّل الله تعالي فرجه الشّريف (مفاتيح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربيع الأّوّل ) .

روز دهم ؛ تزويج رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم با{حضرت}خديجه عليها السّلام در اين روز صورت گرفت ...(المراقبات .ص 76 ) .

روز دوازدهم : به روايتي ولادت حضرت رسول صلّيا الله عليه و آله و سلّم مي باشد. همچنين در اين روز پيامبر صلّي الله عليه و آله و سلّم در سال سيزدهم بعثت وارد مدينه شدند (و پس از ورود ايشان به مدينه ؛ هجرت ايشان،مبداء تاريخ اسلامي قرار گرفت) (مفاتيح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربيع الأّوّل )

روز هفدهم ؛ ولادت باسعادت و با برکت خاتم الأنبياء حضرت محمّد بن عبدالله صلّي الله عليه و آله و سلّم مي باشد و معروف آن است که ولادت با سعادتش در مکّه معظّمه در خانه ي خود آن حضرت واقع شده در روز جمعه در وقت طلوع فجر در عام الفيل در ايام سلطنت انوشيروان عادل. همچنين در اين روز شريف در سال 83 ه.ق ولادت با برکت حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام واقع شده است و باعث مزيد فضل و شرافت اين روز گرديده است (مفاتيح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربيع الأّوّل ) .

اعمال مهمّه در اين روز ؛

1- غسل .
2- روزه : از براي آن فضيلت بسيار است و روايت شده هر که اين روز را روزه بدارد ثواب روزه ي يک سال را خدا براي او مي نويسد و اين روز يکي از آن چهار روز است که در تمام سال به فضيلت روزه ممتاز است.
3- زيارت : زيارت حضرت رسول صلّي الله عليه و آله و سلّم و همچنين زيارت امام اميرالمؤمنين عليه السّلام .
4- نماز : دو رکعت نماز که در هر رکعتي يک مرتبه حمد و ده مرتبه سوره قدر و ده مرتبه سوره اخلاص است، بگزارد و پس از نماز در محلّ نماز بنشيند و دعائي که روايت شده است بخواند : اَللَّهُمَّ اَنتَ حَي لاَ تَمُوتُ ...
5- تصدّق و خيرات : مسلمانان اين روز را تععظيم بدارند و تصدّق و خيرات نمايند و مؤمنين را مسرور کنند و به زيارت مشاهد مشرّفه بروند. (مفاتيح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربيع الأّوّل ) .
6- عيد گرفتن : به آنچه موافق حقيقت عيد است (عمل کند) يعني به آنچه که در شرع وارد گشته نه آنچه خلاف مقرّرات شرع باشد همچنان که عادت و سنّت پاره اي از نادانان است که به لهو و لعب بلکه پاره اي از افعال حرام مي پردازند.

ا : حقيقت عيد : عيد عبارت از ... موسمي است که ( حق متعال ) ، نيکوکار و بدکار را براي حضور در برابر خويش به عرض خاکساري و مسکنت و اظهار مراسم عبوديت خوانده تا در آن، جايزه و بخشش کند و لباس امان و خلعت بر آنان بپوشاند ...


ب : براي هر مجلسي لباس مخصوصي و زينتي مناسب آن لازم است و لباس شايسته ي اهل چنين مجلس(ي)، لباس تقوا و تاج آنها، تاج کرامت و وقار مي باشد ؛ يعني لباس اهل اين مجلس تخلّق به اخلاق حسنه و تاج معارف ربّانيه و تطهير آنها، پاکيزه ساختن دل از اشتغال به غير خدا و بوي خوش ايشان، ذکر خدا و درود بر رسول خدا و آل طاهرين او{عليهم السّلام} است ( المراقبات .ص81 - 84 ) .

...............................................................

کتاب شريف (( مفاتيح الجنان )) تأليف محدّث بزرگ حاج شيخ عبّاس قمي رحمه الله مي باشد.

کتاب شريف (( المراقبات )) تأليف عارف کامل ميرزا جواد آقا ملکي تبريزي رحمه الله مي باشد. * اندکي از کلمات و عبارات کتاب المراقبات در مورد اين ماه با ادبيات روان تري نوشته شده است و با متن اصلي کتاب تفاوت ناچيزي دارد.

وقايع :

شب اوّل ربيع الأوّل سال 13 بعثت ؛ هجرت پيامبر صلّي الله عليه و آله و سلّم از مکّه به مدينه وجان فشاني امام اميرالمؤمنين عليه السّلام و خوابيدن در بستر ايشان براي حفظ جان پيامبر صلّي الله عليه و آله و سلّم

8 ربيع الأوّل سال 260 ه.ق ؛ شهادت حضرت امام حسن عسکري عليه السّلام در سنّ 28 سالگي و آغاز امامت و ولايت و خلافت حضرت بقيه الله الأعظم عجّل الله تعالي فرجه الشّريف از لحظه ي شهادت امام حسن عسکري عليه السّلام .

10 ربيع الأوّل ؛ سالروز ازدواج حضرت محمّد صلّي الله عليه و آله و سلّم با حضرت خديجه عليها السّلام .

14 ربيع الأوّل سال 64 ه.ق ؛ به درک رفتن يزيد بن معاويه لعنه الله عليهما

17ربيع الأوّل سال عام الفيل ؛ ولادت با سعادت و با برکت حضرت محمّد صلّي الله عليه و آله و سلّم و در سال 83 ه.ق ولادت با سعادت و با برکت حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام .


منبع: پرسمان

امین جوانمرد بازدید : 1040 چهارشنبه نظرات ()

عالم فاضل و پرهيزگار مير علام - كه از شاگردان مقدس اردبيلى بوده است مى گويد:
در يكى از شبها در صحن مقدس اميرالمؤ منين عليه السلام بودم مقدار زيادى از شب گذاشته بود كه ناگاه ديدم شخصى به طرف حرم اميرالمؤ منين مى رود. وقتى نزديك او رفتم ، ديدم استاد بزرگ و پرهيزگارم مولانا مقدس اردبيلى (قدس سره ) است . من خود را از او پنهان كردم ، مقدس به درب حرم رسيد. در بسته بود، ولى به محض رسيدن او، در باز شد و وارد حرم گرديد. در كنار قبر مطهر امام قرار گرفت . صداى مقدس را شنيدم مثل اين كه آهسته با كسى حرف مى زند.
سپس از حرم بيرون آمد در بسته شد. من به دنبال او رفتم ، از شهر نجف خارج شد و به جناب كوفه رهسپار گشت . من هم پشت سر او بودم به طورى كه او مرا نمى ديد. تا اين كه داخل مسجد كوفه شد و به سمت محرابى كه اميرالمؤ منين عليه السلام آنجا شهيد شد، رفت و مدتى آنجا توقف كرد، آنگاه برگشت از مسجد بيرون آمد و به سوى نجف حركت كرد. من همچنان دنبال او بودم تا به دروازه نجف رسيديم ، در آنجا سرفه ام گرفت ، نتوانستم خوددارى كنم ، چون صداى سرفه مرا شنيد برگشت و نگاهى به من كرد و مرا شناخت ، گفت : تو مير علام هستى ؟
گفتم : آرى !
گفت :
اينجا چه مى كنى ؟
گفتم :
از لحظه اى كه شما وارد صحن مطهر شديد تاكنون همه جا با شما بوده ام . شما را به صاحب اين قبر سوگند مى دهم ! آنچه در اين شب بر تو گذشت از اول تا به آخر برايم بيان فرماييد.
گفت : مى گويم ، به شرط اين كه تا زنده ام به كسى نگويى ! وقتى اطمينان پيدا كرد به كسى نخواهم گفت ، فرمود:
فرزندم ! بعضى اوقات مسائل علمى بر من مشكل مى شود، به حضور آقا اميرالمؤ منين رسيده و حل مشكل را از او مى خواهم و پاسخ پرسشها را از مقام آن حضرت مى شنوم ، امشب نيز براى حل مشكلى به حضورش رفتم و از خداوند خواستم كه مولا على عليه السلام جواب پرسشهايم را بدهد. ناگاه صدايى از قبر شريف شنيدم كه فرمود:
برو به مسجد كوفه و از فرزندم قائم سؤ ال كن ! زيرا او امام زمان تو است . من هم به مسجد كوفه آمدم و به خدمت حضرت رسيدم و مساءله را پرسيدم و حضرت پاسخ داد و اينك برگشته به منزل خود مى روم.


بحار: ج 52، ص 174.

منبع اینترنتی:لینک دین


امین جوانمرد بازدید : 1443 سه شنبه نظرات ()

دانلود تلاوت استاد حامد شاکرنژاد

 

 

1 - سوره فاطر و علق - 51 دقیقه

2 - سوره هود - 29 دقیقه

3 - سوره کهف - 17 دقیقه - اجرا در دوحه

4 - سوره محمد و فتح - 64 دقیقه

5 - سوره حجرات و قاف - 82 دقیقه

6 - سوره رعد - 46 دقیقه

7 - سوره یوسف و حاقه - 71 دقیقه

8 - سوره نمل و حاقه - 59 دقیقه

9 - سوره آل عمران - حاقه - نازعات - 40 دقیقه

10 - سوره بقره - 16 دقیقه

11 - سوره ابراهیم - 9 دقیقه

12 - سوره ابراهیم- قمر - الرحمن - 120 دقیقه

13 - سوره مریم - 115 دقیقه

14 -سوره نساء و ضحی - 45 دقیقه

15 - سوره تحریم - بلد - شمس - 46 دقیقه

16 - سوره نجم و حاقه - حامد شاکرنژاد - مسابقات بین المللی 1390 تهران

17 - سوره فاطر - بلد - شمس - حاقه - 59 دقیقه

18 - سوره آل عمران و حمد - 25 دقیقه

19 - سوره فرقان و بلد - 23 دقیقه

20 - سوره قمر و الرحمن - 40 دقیقه

21 - سوره مریم و حاقه - 77 دقیقه

22 - سوره نجم و قمر - 27 دقیقه

23 - سوره نازعات و حمد - 36 دقیقه

24 - سوره طه و قصار السور - 56 دقیقه

25 - سوره طه -  14 دقیقه - مقام نهاوند

26 - سوره روم و کوثر - 16 دقیقه

27 - سوره کهف و قصارالسور - 16 دقیقه - 1391/02/05

28 - سوره یوسف - حاقه   51 دقیقه - اجرا در مسابقات بین المللی قرآن کریم 1391 تهران

29 - سوره نساء - حاج حامد شاکرنژاد - 7 دقیقه

30 - تلاوت سوره اعراف - استاد حامد شاکرنژاد - 23 دقیقه

31 - تلاوت سوره انبیاء و ذاریات - استاد حامد شاکرنژاد - 53 دقیقه

32 - تلاوت سوره اسراء - استاد حامد شاکرنژاد - 59 دقیقه

34 - تلاوت سوره فاطر و قصارالسور -  - استاد حامد شاکرنژاد - 25 دقیقه

35 - تلاوت سوره فاطر و حاقه - استاد حامد شاکرنژاد - 47 دقیقه

36 - تلاوت سوره کهف - استاد حامد شاکرنژاد - 53 دقیقه

37 - تلاوت سوره شعراء - استاد حامد شاکرنژاد - 18 دقیقه

38 - تلاوت سوره شعرا - استاد حامد شاکرنژاد - 19 دقیقه

39 - تلاوت سوره حشر - حاج حامد شاکرنژاد - 15 دقیقه

 

 

 

امین جوانمرد بازدید : 1225 سه شنبه نظرات ()
امین جوانمرد بازدید : 1768 سه شنبه نظرات ()

با سلام خدمت شما در اینجا برای شما عزیزان عکس های فوق العاده با کیفیت مذهبی را آماده کردیم


اين تصاوير پس زمينه با موضوعات از قبيل نام مبارك الله ، حضرت محمد و... جمع آوري شده . فرمت تصاوير JPG بوده و سايز آنها مختلف و بالاي 1024x768 بوده است . گرافيك بسيار بالا و همچنين تنوع در تصاوير باعث شده اين مجموعه بسيار جذاب و مورد علاقه قرار گيرد . تصاوير با گرافيك بالا توسط طراحان حرفه اي طراحي شده است .

 

 

 

 

 

 جهت دانلود روی عکس مقابل کلیک کنید                     

 

 

 

حجم:13 مگابایت

امین جوانمرد بازدید : 1096 سه شنبه نظرات ()

پندهای نهج البلاغه

 

 

عَجَبتُ لِمَن اَنکَرَ النشأَةَ الاخری وَ هُو یَرَی النَشأَةَ الاولی. حکمت  126

 

 

در شگفتم، از آنکه زندگی این دنیا را می‌بیند، و باز زندگی جهان آخرت راقبول ندارد

 

هر عاقلی اگر در زندگی دنیایی تفکر کند، سراسر آن را، پر از نشانه هایی خواهد دید که از قدرت آفرینش خداوند حکایت می‌کنند. و آنکه قدرت آفرینش خداوند را، با عقل و بینش بررسی کند، هرگز مسئله آخرت و زندگی پس از مرگ را انکار نخواهد کرد.

اگر ما، با دقت و شعور و انصاف، به دنیای خود نگاه کنیم، به روشنی می‌بینیم که انسان و حیوان و گیاه، و بالاخره تمام موجودات زنده این دنیا، از «نیستی» به وجود آمده اند. پس خداوندی که قادر بوده است این زندگی و این همه موجودات زنده را، از «نیستی» به «هستی» بیاورد، باز هم قدرت آن را خواهد داشت که پس از مرگ و نابودی این موجودات، یکبار دیگر آنها را زنده کند.

اگر در زندگی انسان دقت کنیم، از یک نظر، خواهیم دید که خداوند، در همین دنیا هم، ریشه و اصل زندگی انسانها را در دل خاک قرار داده، و در وقت لزوم، افراد بشر را، از خاک به وجود آورده است.

تمام این مراحل، از وقتی که ذرات هستی ما، در دل خاکها بوده، تا وقتی که این ذرات به وجود پدر و مادر منتقل شده و سپس به صورت انسان درآمده است، با قدرت آفرینش خداوند طی شده است

ابتدا، ریشه زندگی و اصل وجود ما، در دل همین خاکهای بیابانی پنهان بوده است. از دل این خاکها، گندم و برنج و سبزی و میوه و دیگر گیاهان خوردنی روئیده اند. قسمتی از این روئیدنیها را، پدر و مادر ما خورده اند. قسمت دیگری را نیز حیوانات خورده اند، تا زنده بمانند و بزرگ شوند و به صورت غذای انسان درآیند. یعنی پدر و مادر ما، وقتی گوشت حیوانات را نیز خورده اند، در حقیقت، از غذایی استفاده کرده‌اند که اصل آن، باز هم از خاک بوده است.

به این ترتیب، پدر و مادر ما، با خوردن خوراکیهایی، که در هر حال، از زمین به دست می‌آید، به زندگی خود ادامه داده‌اند و بزرگ شده اند. بعد، وجود ما، همچون یک یاخته، در پشت و شکم آنها، پیدا شده است. آنگاه ما شروع به رشد کرده ایم، صاحب دست و پا و چشم و گوش و مغز و سایر اعضای بدن شده ایم و سرانجام، به صورت یک انسان کامل، از شکم مادر، به این جهان قدم گذاشته ایم.

تمام این مراحل، از وقتی که ذرات هستی ما، در دل خاکها بوده، تا وقتی که این ذرات به وجود پدر و مادر منتقل شده و سپس به صورت انسان درآمده است، با قدرت آفرینش خداوند طی شده است.

پس می‌بینیم که خداوند، قبلاً یکبار قدرت خود را، در همین دنیا، نشان داده و ما را، از خاک به خود آورده است. به این ترتیب، خدایی که چنین قدرتی دارد، یکبار دیگر هم، قادر به انجام این کار خواهد بود. یعنی، وقتی ما بمیریم و جسممان به مشتی خاک مبدل شود، دوباره، در روز قیامت، خداوند آن را، از دل خاکها بیرون می‌آورد، و به آن «هستی» و زندگی می‌دهد، تا برای رسیدگی به حساب کارهایمان، در صف محشر آماده شویم.

در این پست متن تواشیح مولای گروه ملی پیامبر اعظم (ص) را تقدیم می کنیم . این شعر بسیار فصیح و روان از سروده های استاد فؤاد محفوظ است ..


مولاى کتبت رحمه الناس عليک
فضلا و کرم
فالمرجع والمال والکل اليک
عرب و عجم
مالى عمل يصلح للعرض عليک
بل صار عدم
فارحم ذلى و وقفتى بين يديک
ان زل قدم
از استاد عبدالعال الجرشه
مولاي ضاقت بى الارجاء خذ بيدى
مالى سواک لکشف الضر ياسندى
حسبى الوقوف بباب الذل منکسرا
أمرغ الخد فى الاعتاب لم احد
مولاى جد بالرضى والعفو عما مضى
لقد أتيت ذنوبا أتلفت جسدى

با سلام

تلاوت زیبای سوره مبارکه العنکبوت توسط قاری عبدالباسط عبدالصمد جهت دانلود در سایت قرار داده شده است.

برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

(با کلیک بر روی فلش پایین همین مطلب)

آیت الله مجتبی تهرانی، بزرگ‌استاد اخلاق تهران در وصیت‌نامه خود از همه دوستان اهل بحث و جلسه تقاضای حلیت و عفو کرده‌اند.
 
در ادامه متن کامل وصیت‌نامه آیت‌الله مجتبی تهرانی را می‌خوانید:
 
از دوستان اهل بحث و جلسه و دیگران تقاضای حلیت و طلب عفو می‌کنیم و از دعای خیر خود مرا محروم نفرمایند.
با دست خالی و امید به مغفرت و فضل و رحمت الهی می‌روم و همه را به خداوند متعال و غفور و رحیم می‌سپارم.
11 ذی القعده الحرام 1432
مجتبی تهرانی (شهيدکلهري)

خدمت جناب استاد تهراني و بيت معظم الله،درگذشت استاد مسلم اخلاق،حضرت آيت الله مجتبي تهراني(ره) را تسليت عرض مي نماييم.

در این ساعت از سایت دارالقرآن ترتیل سوره مبارکه یوسف راجهت دانلود شما بزرگواران قرار میدهم.امیدوارم استفاده کافی را ببرید.

جهت دانلود این فایل ارزشمندبه ادامه مطلب همین تاپیک مراجعه فرمایید.

(با کلیک بر روی فلش پایین این مطلب)

امین جوانمرد بازدید : 1247 چهارشنبه نظرات ()

قرآن الکریم

دل مجروح را شفا قرآن
دل پر درد را دوا قرآن
تو كلام خداي را بي‎شك
گر نيي طوطي و حمار و اشك
اصل ايمان و ركن تقوي دان
كان ياقوت و گنج معني دان
هست قانون حكمت حكما
هست معيار عادت علما
نزهت جانها ستايش اوست
سلوت عقلها نمايش اوست
آيت او شفاي جان تقي
رايتش درد و اندهاي شقي
عقل و نفس از نهاد او حاجز
فصحا از طريق آن عاجز
عقل كل را فكنده در شدت
نفس كل را نشانده در عدت
سنائي

*حوزه علمیه میبد*

 آيا چشم زخم از نظر قرآن واقعيت دارد يا خرافه است؟


مقدمه:

تاثير چشم و نيروهاي مرموز آن از دير زمان مورد توجه بشر بوده است. شايد نتوان تاريخ دقيقي براي شروع اين عقائد يافت اما آنچه مسلم است انسان‌ها در اثر تجربيات روزمرّه و برخي نقل‌هاي تاريخي و ديني به اين مطلب اعتقاد پيدا كرده‌اند هر چند كه در اين بين خرافاتي نيز راه يافته است كه نيازمند پالايش است.

تعريف چشم زخم:

نيروي مرموزي است كه در چشم برخي انسان‌ها وجود دارد كه ممكن است با يك نگاه مخصوص، طرف مقابل را بيمار يا هلاك كند.278

چشم زخم از منظر قرآن كريم

به نظر مي‌رسد در قرآن، آيه‌اي كه به صراحت از «چشم زخم» سخن گفته باشد وجود ندارد اما در قرآن آياتي وجود دارد كه در مورد «چشم زخم» به آن استناد شده است از جمله:

1. قرآن كريم در سوره‌ي قلم آيه‌ي 51 مي‌فرمايد:

«وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ»؛ و مسلماً نزديك بود كساني كه كفر ورزيدند هنگامي كه آگاه كننده (= قرآن) را شنيدند با چشمانشان تو را بلغزانند و مي‏گويند: «قطعاً او ديوانه است.»

شأن نزول آيه‌ي شريفه

الف. برخي مفسران در شان نزول اين آيه نقل كرده‌اند كه در مورد گفتار برخي مخالفان ولايت علي(ع) در روز غدير خُم بود كه به پيامبر(ص) (در هنگامي كه دست علي(ع) را براي امامت بالا برد) نگاه كردند و گفتند: به چشمان او نگاه كنيد مثل چشم ديوانگان مي‌چرخد. پس جبرئيل آمد و آيه‌ي فوق نازل شد.

ب. بعضي مفسران نقل كرده‌اند كه در قبيله‌ي بني اسد افرادي بودند كه قدرت چشم زخم داشتند و برخي از آنها مي‌خواستند پيامبر(ص) را چشم زخم بزنند كه آيه‌ي فوق به اين مناسبت نازل شد.279

بررسي:

با توجه به سياق و لحن آيه كه مي‌فرمايد: «نزديك است كه كافران با چشم، تو را بلغزانند» مي‌توان از ميان اقوال، اين قول را پذيرفت كه: «اين آيه كنايه از نگاه‌هاي بسيار غضب آلود است مثل اينكه مي‌گوئيم فلان كس آنچنان بد به من نگاه كرد كه گويي مي‌خواست مرا با نگاهش بخورد يا بكشد»280

و آيه در مقام بيان نوعي نگاه خشم آلود، و چشم غرّه رفتن است به طوري كه طرف مقابل را بترساند و از جاي خود بلغزاند و از ميدان بِدَر كند.

2. در سوره يوسف آيه‌ي 67 مي‌فرمايد:

«وَقَالَ يَا بَنِيَّ لاَ تَدْخُلُوا مِن بَابٍ وَاحدٍ وَادْخُلُوا مِنْ أَبْوَابٍ مُّتَفَرِّقَةٍ...»281

در آيه شريفه آمده كه حضرت يعقوب(ع) از فرزندش مي‌خواهد كه از يك در وارد نشوند بلكه از چند در وارد شوند علت اين امر چيست؟

«گروهي از مفسران گفته‌اند: علت اين بوده كه برادران يوسف از جمال كافي بهره‌مند بودند (اگر چه يوسف نبودند ولي برادران او بودند) و هم قامت‌هاي رشيد داشتند، و پدر نگران بود كه جمعيت يازده نفري كه قيافه‌هاي آنان نشان مي‌داد از يك كشور به مصر آمده‌اند، توجه مردم را به خود جلب كنند، او نمي‌خواست از اين راه چشم زخمي به آنها برسد.

بخشي از اين چشم زخم، حق است و از نظر علمي نيز بوسيلة سياله مغناطيسي مخصوصي كه از چشم بيرون مي‌پرد، قابل توجيه مي‌باشد، هر چند عوام الناس آنرا با مقدار زيادي از خرافات آميخته‌اند.»282

چشم زخم از منظر عقل و علم:

اثر عميق چشم در ديگران كه موجب هلاكت يا بيماري آنها شود از نظرعقلي محال نيست. چه اينكه بسياري از دانشمندان امروز معتقدند در بعضي از چشم‌ها نيروي مغناطيسي خاصي نهفته شده كه كارايي زيادي دارد حتي با تمرين و ممارست. مي‌توان آن را پرورش داد. خواب مغناطيسي از طريق همين نيروي مغناطيسي چشم‌هاست.

در دنيايي كه «اشعه‌ي ليزر» كه شعاعي است نامرئي، مي‌تواند كاري كند كه از برخي سلاح‌هاي مخرب ساخته نيست؛ پذيرش وجود نيروي در بعضي از چشم‌ها، كه از طريق امواج مخصوص در طرفِ مقابل اثر بگذارد چيز عجيبي نخواهد بود.

و بسياري نقل كرده‌اند كه افرادي را ديده‌اند كه داراي اين نيروي مرموز چشم بوده‌اند بنابراين اين امور از نظر عقل و علم ممكن است.

چشم زخم از ديدگاه روايات:

در نهج البلاغه مي‌خوانيم: «العين حق و الوتي حق»284

«چشم زخم حق است و توسل به دعا براي دفع آن نيز حق است»

در برخي روايات از امام صادق(ع) نقل شده كه براي جلوگيري از چشم زخم (توسط خود انسان) يا چشم خوردن سه مرتبه بگويند: «ما شاء الله لاقوة الا بالله العلي العظيم»285

و در برخي روايات ديگر حكايت شده است كه ذكر خدا را بگويد كافي است.286

جمع بندي و نتيجه‌گيري:

در قرآن كريم به صراحت از «چشم زخم» سخني به ميان نيامده است، ولي در روايات اشاراتي به اين نيروي مرموز چشم شده است، و از نظر عقل و علم نيز مانعي جهت پذيرش «چشم زخم» نداريم اما بايد توجه داشت كه اين مطالب به معناي پذيرفتن همه خرافاتي كه در اين زمينه رايج است، نمي‌باشد.

به عبارتي انسان نمي‌تواند كسي را متهم به داشتن «چشم زخم» (چشم شوري) كند؛ و از طرف ديگر براي نجات از «چشم زخم» نمي‌توان هر راه حل خرافي را پذيرفت و دنبال كرد.

پاورقي:

278 . تفسير نمونه، ج 24، ص 424.

279 . تفسير صافي، فيض كاشاني، ج 5، ص 215 (روايت اول را از كافي و دومي را از مجمع البيان نقل مي‌كند)

280 . ر.ك: تفسير نمونه، ج 24، ص 429.

281 . و گفت: «اي پسران من، از يك در وارد نشويد، و از درهاي مختلف وارد شويد؛ و هيچ چيزي را كه از طرف خدا (حتمي شده) است از شما دفع نمي‏كنم.

282 . تفسير نمونه، ج 13، ص 29.

283 . تفسير نمونه، ج 24، ص 426.

284 . نهج البلاغه، حكمت 546.

285 . ر.ك: مكارم الاخلاق، طبرسي(ره)، ص 445 و بحارالانوار، ج 63، ص 26.

286 . بحارالانوار، ج 63، ص 25.


منبع:eporsesh.com

 

ويژگيهاي انسان از نظر قرآن چيست؟


متن پاسخ: از نظر قرآن، انسان موجودي است برگزيده از طرف خداوند، خليفه و جانشين او در زمين، نيمه ملكوتي و نيمه مادي، داراي فطرتي خداآشنا، آزاد، مستقل، امانتدار خدا و مسؤول خويشتن و جهان، مسلّط بر طبيعت و زمين و آسمان، ملهَم به خير و شرّ، وجودش از ضعف و ناتواني آغاز مي‏شود و به سوي قوّت و كمال سير مي‏كند و بالا مي‏رود، اما جز در بارگاه الهي و جز با ياد او آرام نمي‏گيرد، ظرفيّت علمي و عملي‏اش نامحدود است، از شرافت و كرامتي ذاتي برخوردار است، احياناً انگيزه‏هايش هيچ گونه رنگ مادّي و طبيعي ندارد، حق بهره‏گيري مشروع از نعمتهاي خدا به او داده شده است، ولي در برابر خداي خودش وظيفه‏دار است.
در عين حال، همين موجود در قرآن مورد بزرگترين نكوهشها و ملامتها قرار گرفته است:
«او بسيار ستمگر و بسيار نادان است.» احزاب/72
«او نسبت به پروردگارش بسيار ناسپاس است.» حج/66
«او آنگاه كه خود را مستغني مي‏بيند طغيان مي‏كند.» علق/6 و 7
«او عجول و شتابگر است.» اسراء/11
«او هرگاه به سختي بيفتد و خود را گرفتار ببيند ما را در هر حال (به يك پهلو افتاده و يا نشسته و يا ايستاده) مي‏خواند؛ همينكه گرفتاري را از او برطرف كنيم گويي چنين حادثه‏اي پيش نيامده است.» يونس/12
«او تنگ چشم و ممسك است.» اسراء/100
«او مجادله‏گرترين مخلوق است.» كهف/54
«او حريص آفريده شده است.» معارج/19
«اگر بدي به او رسد جزع كننده است و اگر نعمت به او رسد بخل كننده است.» (معارج/20 ـ 21


منبع:eporsesh.com

آيا در قران به صورت مستقيم به چادر به عنوان حجاب اشاره شده است؟


پاسخ: در سوره نور، آيه 31 در مورد حجاب خداوند مي‏فرمايد: «و قل للمومنات يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن و لا يبدين زينتهن الا ماظهر منها وليضربن بخمرهن علي جيوبهن...؛ و به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [از هر نامحرمي] فرو بندند و پاكدامني ورزند و زيورهاي خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه از آن پيداست و بايد روسري خود را بر گردن خويش [فرو [اندازند...». (اين آيه در چند بخش به وظيفه زنان در زمينه نگاه، پوشش و... پرداخته است).
1- آيه درباره احكام نگاه كردن بانوان به مردان است.
2- آيه: [ولا يبدين زينتهن الا ماظهر منها...] درباره احكام حفظ و رعايت حجاب شرعي در مقابل نامحرم است.
واژه «ابداء» كه در آيه شريفه آمده است به معناي اظهار و آشكار نمودن است و مراد از «زينت» در آيه شريفه مواضع و جايگاه‏هاي زينت است؛ مانند: محل زينت‏هاي گوناگون از بدن كه ابداء و آشكار نمودن آنها جايز نيست مگر مواردي كه استثناء شده است؛ مانند: محل انگشتري (كه انگشتان دست و خود دست است) و محل سرمه كشيدن (كه چشمان است).
واژه «خُمُر» كه در آيه شريفه وارد شده است لباس و جامه‏اي است كه بانوان با آن سر خود را مي‏پوشانند و بر سينه خود آويزان مي‏نمايند و معناي اين قسمت از آيه چنين است كه با اطراف خمر و مقنعه خود سرها و موها و شانه و سينه خود را بپوشانند.
براي آگاهي بيشتر ر.ك: الميزان، ج 15، ص 111 و 112.
دانشمندان و فقيهان نيز در بحث از آيه شريفه، روايات وارده را متذكر شده و مورد بحث قرار داده‏اند؛ از جمله مرحوم آيت‏اللّه‏حكيم در ج 14 كتاب فقهي مشهور «مستمسك العروة‏الوثقي»، ص 27 مي‏گويد: در روايت صحيحه فضيل از امام صادق(ع) مي‏گويد: «از حضرت درباره نگاه به ساق دست زنان پرسيدم كه آيا از جمله زينتي است كه خداي سبحان در قرآن مي‏فرمايد: «ولا يبدين زينتهن الا لبعولتهن»؟ حضرت فرمود: «آري آنچه به زير خمار و مقنعه است زينت است و آنچه زير دستبند است زينت است». (به نقل از وسائل‏الشيعه، كتاب نكاح، ابواب مقدمات نكاح، باب 109، ح 1) مقصود اين است كه صورت و دو كف جزء زينتي كه بايد پوشيده شود نيست و سر و گردن و ساق جزو زينتي است كه بايد پوشيده شود (خلاصه فرمايش آقاي حكيم) در روايت موثقه زرارة از امام صادق(ع) در آيه شريفه كه فرمود: «الا ما ظهر منها» مي‏فرمايد: «زينت ظاهر و آشكار سرمه و انگشتري است» (به نقل از همان منبع حديث 3) و اين دو در صورت و در كف مي‏باشند (و هم‏چنين به حديث 4 و 5 باب نيز كه مضمون مشابه دارند استدلال نموده است)
نتيجه:
بيشتر فقها از اين بخش آيه استفاده كرده‏اند كه پوشش براي زن به جز صورت و كفين در صورتي كه باز بودن منشأ فساد و انحراف نشود در مقابل نامحرم واجب است.
3- ولا يبدين زينتهن الا لبعولتهن... حكم مواردي را كه زنان مي‏توانند در آنجا حجاب خود را برگيرند و زينت پنهان خود را آشكار سازند بيان كرده است.
4- ولايضربن بارجلهن... براي حفظ عفت عمومي و دور نگه‏داشتن افراد جامعه از عوامل شهوت‏زا، به زنان دستور داده شده است حتي از رساندن صداي خلخالي را كه در پاي دارند به گوش مردان بيگانه خودداري كنند. مي‏دانيد كه تصريح به خلخال پا، تخصيص را نمي‏رساند بلكه هر چيزي را كه سبب شعله‏ور شدن آتش شهوت است شامل مي‏شود. پس آنچه در قرآن و روايات به آن پرداخته شده اصل پوشش است و تصريحي به چادر يا مانتو نشده. هر پوششي كه موجب جلب نظر نامحرم و مفسده نباشد از نظر اسلام پذيرفته است و معلوم است كه پوشش هاي جائز همه در يك سطح نيستند و بعضي بهتر مي باشند و آنها كه چادر را معرفي مي كنند از جهت بهتر بودن آن نسبت به بقيه پوشش ها است.
براي آگاهي بيشتر ر.ك:
1- الميزان، ج 16، ص 339
2- تفسير نمونه، ج 14، ص 434 - 454
3- مسأله حجاب، شهيد مطهری

منبع:eporsesh.com

متن سوال: منشا اين كه مي گويند چادر حجاب برتر است چيست ؟


متن پاسخ: حجاب منحصر در چادر و حتي مانتو نيست ، بلكه هرلباسي كه غير از وجه و كفين ( دست ها تا مچ ) را بپوشاند و موجب تحريك و جلب توجه نامحرم نگردد كافي است ولي بايد توجه داشت كه همان طور كه بقيه واجبات داراي مراتب مختلفي مي باشندحجاب نيز داراي مراتب خوب ، متوسط و خوب تر است و چادرحجاب برتر بانوان محسوب مي گردد .در اين جا چند نكته وجود داردكه براي روشن شدن آنها بايد ديد اساساً فلسفه حجاب چيست ؟حجاب دو فلسفه اساسي دارد كه با يكديگر ارتباط تام دارند : 1 ) مصونيت زن در برابر طمع ورزي هاي هوس بازان . 2 ) يپشگيري ازتحريكات شهواني خارج از ضوابط و هنجارهاي الهي و تامين سلامت و بهداشت معنوي جامعه . حجاب با چنين نقش و كاركردمهم و اساسي پيامي قاطع و كوبنده با خود دارد، و آن اين است كه دربرابر همه مردان اجنبي نوعي هشدار و اعلام ( ( دور باش ! ) ) مي دهد،اكنون بايد ديد چه عواملي در رساندن اين پيام و اثرگذاري آن موثراست : 1 ) حدود و ميزان پوشش : بدون شك هر اندازه بدن زن پوشيده تر باشد نقش نيرومندتري در دورسازي ديدگان نظاره گر ايفامي كند .اگر نگاه هاي آلوده را همچنان كه در روايات آمده است ( ( تيرهاي زهرآلود شيطان ) ) بدانيم ، پوشش زن همانند قوسي است كه تير از آن كمانه مي كند و منحرف مي شود و از اصابت و نفوذ در هدف باز مي ماند .بر عكس هر اندازه بدن زن برهنه تر باشد تيرهاي شيطاني را بيشتر متوجه خود ساخته و از آن آسيب خواهد ديد .از همين روست كه چادر را حجاب برتر شناخته اند، زيرا با وجود شرايطديگر، بيشترين پوشش و مطمين ترين مصونيت را فراچنگ مي آورد.2 ) كيفيت پوشش : ميزان ضخامت و حتي كيفيت دوخت لباس خودبخش مهمي از حجاب را تشكيل مي دهد بدون شك لباس هاي نازك و تنگ و بدن نما فرودگاه پيكان مسموم شيطان و موجب خيره شدن چشم هاي هرزه و آلوده و به فساد كشاننده جامعه است . در مقابل لباس هاي غيربدن نما، ديده ها را از خود دور مي سازد، و سلامت معنوي نفوس را تامين مي كند .3 ) رنگ ها : ترديدي نيست كه برخي ازرنگ ها ديده ها را خيره مي سازد، و پاره اي ديگر نگاه ها را از خودمي راند و دور مي سازد .اكنون سوال مي شود كداميك از اين دو براي تامين حجاب واقعي و مصونيت معنوي جامعه و خيره نكردن چشم ها و بر نيفروختن آتش شهوت مفيدتر است ؟ مگر ما درجامعه اي زندگي نمي كنيم كه ميليونها جوان در اوج غريزه جنسي به سر مي برند و در سخت ترين شرايط جواني از امكان ازدواج محرومندو كافي است با اندك جرقه اي شعله هاي غريزه در وجودشان برافروخته شود و به انواع گناهان و ناراحتي ها مبتلا گردند؟ پس چرابه هر وسيله ممكن - حتي با گزينش رنگ مناسب لباس در جامعه - به سلامت ديني و روحي و رواني آنان كمك نكنيم و موجب جلب توجه آنان و قرارگرفتن شان در دام مفاسد نشويم ؟ در عين حال علماي دين نسبت به خصوص رنگ ها تاكيد چنداني نكرده ، ولي براين مساله پاي مي فشارند كه لباس نبايد موجب جلب توجه و عواقب سو ناشي از آن باشد .از اين رو است كه در طول تاريخ زنان مسلمان به ميل خود لباس مشكي را براي حجاب برگزيدند و اين سنت حسنه مورد تقرير و پذيرش پيامبر ( ص ) و امامان ( ع ) قرار گرفت ، زيرا آنان به اين وسيله احساس امنيت و مصونيت بيشتري مي كردند، ( ر.ك : حجاب در اديان الهي ، محمدي آشناني ) . 4 ) شيوه هاي رفتاري : طرزصحبت و چگونگي راه رفتن و ... نيز بخشي از حجاب به معناي وسيع كلمه است . حفظ وقار و متانت هم همان نقشي را دارد كه پوشش زن دارد و عدم رعايت آن نيز برآيندي چون برهنگي در پي دارد .از اين رو قرآن مجيد يكي از صفات خوب زنان مومن را كه دررفتار دختران شعيب بيان مي كند همان ( ( حيا ) ) و وقار است. 

منبع:eporsesh.com

متن سوال: واژه حجاب به چه معناست؟


متن پاسخ: كلمة حجاب هم به معناي پوشيدن است و هم به معني پرده و حاجب. بيشتر استعمالش به معني پرده است. اين كلمه از آن جهت معني ومفهوم پوشش مي دهد كه پرده وسيله پوشش است. وشايد بتوان گفت كه به حسب اصل لغت، هر پوششي حجاب نيست. آن پوششي حجاب ناميده مي شود كه از طريق پشت پرده واقع شدن صورت گيرد. وظيفه پوشش كه اسلام براي زنان مقرر كرده است بدين معني نيست كه از خانه بيرون نرود، زنداني كردن و حبس زن در اسلام مطرح نيست. پوشش زن در اسلام اين است كه زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گري و خودنمايي نپردازد. آيات مربوطه همين معني را ذكر مي كند، و فتواي فقهاء هم مؤيّد همين مطلب است.(1)
به عبارت ديگر، حجاب معناي هر چيزي است كه حقيقتي را بپوشاند. بعضي از حقايق را بايد پوشاند تا از گزند نااهلان مصون بماند. مثل گوهر عفت زن، و بعضي از حقايق نبايد در حجاب قرار گيرند مثل فضائل اخلاقي و مقام والاي انساني، كه حيف است در حجاب تعلّقات دنيا قرار گيرد.
حجاب چهرة جان مي شود غبارتنم خوشا دمي كزين چهره پرده برفكنم
حافظ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع و مآخذ :
1. مسأله حجاب، شهيد مطهري، ص62

منبع مطلب:eporsesh.com

متن سوال: چرا خداوند قرآن را نازل كرد؟


متن پاسخ: خداوند بزرگ در آيات متعددي از قرآن كريم، علت نزول قرآن را بيان كرده است، افزون بر آن، از مجموع آيات قرآن، هدف از نزول آن فهميده ميشود. اهداف نزول قرآن، به طور خلاصه عبارتند از:
1. هدايت بشر: "شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَّ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْءَانُ هُدًي لِّلنَّاسِ وَ بَيِّنَـَتٍ مِّنَ الْهُدَيَ وَالْفُرْقَان...;(بقره،185) ماه رمضان ]همان ماه[ است كه در آن، قرآن فرو فرستاده شده است ]كتابي[ كه مردم را راهبر و ]متضمن[ دلايل آشكار هدايت و ]ميزان تشخيص حق از باطل است..."[
گرچه قرآن، براي هدايت همة انسانها است; ولي تنها خوبان (پرهيزكاران و نيكوكاران) از اين چراغ فروزان الهي استفاده ميكنند و انسانهاي بد، تلاش ميكنند اين چراغ الهي را خاموش سازند، امّا هيچ گاه نخواهند توانست چنين كاري بكنند.
2. بيم دادن و ترساندن بشر از مخالفت با فرمان خداوند; "...وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَـَذَا الْقُرْءَانُ لاِ ئُنذِرَكُم بِهِي وَمَنبَلَغ...;(انعام،19)...و اين قرآن به من وحي شده است تا با آن، شما و هر كس را ]كه پيام به او[ برسد، هشدار دهم..."
3. بيان قوانين و احكام زندگي; بشر موجودي است كه اجتماعي زندگي ميكند. (مدني بالطبع) زندگي اجتماعي، نيازمند قانون است. قانون را بايد كسي قرار بدهد كه به تمام جوانب انسان و آينده و گذشته او آگاه باشد، و تنها خدا است كه چنين ويژگي دارد. خداوند به وسيلة نزول قرآن، قوانين و احكام زندگي فردي و اجتماعي بشر را بيان كرده است; گرچه جزئيات آن را پيامبر و امامان: بيان كردهاند.
قرآن ميفرمايد "لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَـَتِ وَ أَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَـَبَ وَ الْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط;(حديد،25) ما پيامبران خود را با دلايلي روشن فرستاديم و همراه آنان كتاب ـ آسماني ـ و ميزان ـ ملاك شناخت حق از باطل و قوانين ـ فرستاديم تا مردم قيام به عدالت كنند."
و باز ميفرمايد: "إِنَّ هَـَذَا الْقُرْءَانَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَم;(اسرأ،9) اين قرآن به راهي كه دشوارترين راههاست، هدايت ميكند. و به مؤمناني كه نيكوكارند بشارت ميدهد كه براي آنها پاداش بزرگي است."(ر.ك: تفسير نمونه، آيت اللّه مكارم شيرازي و ديگران، ج 5، ص 179 و 343; ج 11، ص 365، ج 13، ص 158، دارالكتب الاسلامية.)

منبع:http://eporsesh.com

متن سوال: قرآن براي چه بر پيامبراكرم‌نازل شده است‌؟


متن پاسخ: 1. فلسفة آفرينش انسان‌; عبوديت‌، رسيدن به كمال نهايي و نزديك شدن به خداست و بهترين چيزي كه مي‌تواند در اين حركت به او ياري رساند، قرآن است‌. معارف قرآني كه شامل سه محور اصلي اعتقادات‌، احكام و اخلاقيات مي‌شود، نقش هدايت و ايصال‌، يعني رساندن مردم به كمال مطلوب را برعهده دارد و از اين رهگذر، ماية هدايت و رحمت براي مؤمنان است‌; چنان كه خداي متعال مي‌فرمايد: "و إنّه لهدي و رحمة للمؤمنين‌;(نمل‌، 77.) و به درستي كه قرآن براي مؤمنان‌، هدايت و رحمت است‌." و "تلك ءايَت الكتَب الحكيم‌# هدي و رحمة للمحسنين‌;(لقمان‌، 2 و 3.) اين آيات‌ِ كتاب‌ِ حكمت‌آموز، هدايت و رحمت براي نيكوكاران است و..."
2. از جهت ديگر مي‌توان گفت كه پيامبراكرم‌خاتم پيامبران است و پس از او پيامبري نخواهد بود; لذا بايد آيين و عقايد مذهب او در كتابي موجود باشد تا آيندگان و كساني‌كه او را نخواهند ديد و كلمات وحي را از زبان او نخواهند شنيد، بتوانند سخنان پروردگارشان را در كتاب او بخوانند و هدايت شوند; علاوه بر اين‌كه شنيدن مستقيم كلمات خدا با انشاي او، خود مزيد هدايت بوده و لطفي افزون دارد.
3. ديگر آن كه قرآن‌، معجزة الهي است و جاودان خواهد بود; لذا هميشه سند حقانيت پيامبر اكرم‌، حتي براي كساني است كه پيامبر را نديده باشند. قرآن‌، راهنماي بشر به‌سوي سعادت و كمال است و اين راهنما، تا دنيا باقي است‌، باقي خواهد بود; از اين رو شايسته است بدان چنگ زده‌، از معارف آن كاملاً استفاده كنيم‌.

منبع:http://eporsesh.com

1 ـ اعجاز لفظى قرآن

اعجاز لفظى قرآن به دوگونه مطرح شده است: اعجاز بلاغى و اعجاز عددى.

بحث اعجاز بلاغى قرآن، يا بلاغت قرآنى، از گذشته هاى دور شناخته شده بوده و تقريباً بين همه ى مذاهب اسلامى مورد التفات و توافق بوده است. البته برخى، اعجاز بلاغى قرآن را از امورى، مانند نظم،اسلوب و شيوه ى بيانى قرآن جدا كرده و گفته اند: يكى از جهات اعجاز قرآن، اعجاز بلاغى آن است و جهت ديگر آن، نظم و اسلوب بيانى قرآن است. برخى ديگر نيز وجه اعجاز قرآن را مجموع مركب از بلاغت و نظم و اسلوب آن دانسته اند.(128) ولى در واقع اينها از باب تكثير مثال است و همه ى موارد مرتبط با شيوه ى بيانى قرآن به اعجاز بلاغى قرآن بر مى گردد.

شيوه ى بيانى قرآن، شيوه اى است كه هيچ بشرى، حتى ساحت بلند رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)، نمى تواند به اين روش سخن گويد.

توضيح آنكه: در باب «تاريخ حديث» اهل سنت مدعى هستند كه رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) از نوشتن احاديث و كلمات خودشان منع فرموده بودند و در اين باره روايتى از ايشان نقل مى كنند،(129) آنگاه با اين پرسش مواجه شده اند كه چرا حضرت از كتابت حديث نهى كرده اند؟

يكى از پاسخ هايى كه داده شده و در ميان اهل سنت خيلى معروف مى باشد، اين است كه سبب


بودند كه مى توانستند همانند قران سخن بليغ گويند، پاسخ داده است: لازمه ى اين سخن، انكار اعجاز بلاغى قرآن است.(131) به هر حال مسئله منع حضرت(صلى الله عليه وآله وسلم) از كتابت حديث ـ با اين كه احاديث ايشان، سخنان معمولى و از سوى خود نبوده، بلكه سخنانى نورانى و به هدايت الهى و مكشوف از عالم غيب بوده است و مى توانسته رهگشاى بسيارى از گرفتاريهاى امت اسلام باشد ـ يك اشكال اساسى بر اهل سنت محسوب مى شود، از اين رو در ميان علماى شيعه از گذشته تا حال اين ادعا كه حضرت رسول(صلى الله عليه وآله وسلم) از نوشتن احاديث نهى فرموده اند، نادرست شمرده شده است.

وجه ديگر اعجاز لفظى قرآن ، اعجاز عددى آن است. اين وجه اخيراً مطرح شده و با به كارگيرى كامپيوتر در اين زمينه مورد توجه زيادى قرار گرفته است و با بيان ارتباطات عددى خاص ميان الفاظ و حروف قرآن سعى شده نشان داده شود كه اين روابط عددى نمى تواند در سخن بشرى تحقق يابد.



2 ـ اعجاز محتوايى قرآن

جهات مختلفى را براى اعجاز محتوايى قرآن ذكر كرده اند كه ذيلاً اشاره مى شود:

أ) عدم وجود اختلاف در قرآن: آيه ى شريفه ى: افلا يتدبرون القرآن و لو كان من عند غير الله لوجدوا فيه اختلافاً كثيراً(133) نيز ناظر به همين وجه اعجاز است.

ب) اخبار غيبى: در قرآن مطالبى نسبت به برخى افراد، يا بعضى از وقايع كه در آينده ـ يعنى زمان بعد از نزول آيات ـ قرار بوده واقع شود، پيش بينى شده كه به همان صورت به وقوع پيوسته است. از جمله آيات كريمه ى الم غلبت الروم فى ادنى الارض و هم من بعد غلبهم سيغلبون(134) مى باشد.

ج) علوم و معارف قرآنى: در قرآن مطالبى آمده كه لااقل در آن زمان هيچ بشرى نمى توانسته به آنها دسترسى پيدا كند. البته هم اكنون نيز علوم و معارف بلندى در قرآن وجود دارد كه هنوز براى بشر ناشناخته مانده و بيشتر آنچه معلوم گشته از طريق خود پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و امامان معصوم(عليهم السلام) و هدايت هاى مستمر آنان بوده است، به طورى كه امروز بخش قابل توجهى از احاديث را روايات اعتقادى، مباحث عقلى، نكته هاى فلسفى و كلامى و موضوعات عرفانى تشكيل مى دهد. به هرحال، حتى اگر كسى فرضاً همه ى علوم و معارف قرآنى را هم اكنون شناخته شده و در دسترس بشر بداند، هرچند به يقين در گذشته چنين نبوده است، اين امر از ارزش اعجازى قرآن در اين زمينه چيزى نمى كاهد. شايان توجه است كه اين اثبات اعجاز قرآن از طريق آورنده ى آن نيست، بلكه گفته مى شود اين علوم و معارف عميق و بلند آن قدر عظمت دارد كه از افق انديشه ى هر دانشمندى در آن روزگار بالاتر بوده است و به طور كلى انديشه اى بشرى نبوده و نشان وحى الهى بر تارك آن ديده مى شود.

د ) عجز از ابطال معارف و علومى كه در قرآن آمده است: پس از گذشت ساليان دراز و بعد از اين همه پيشرفت هاى علمى بشر و تبادل دانش ها و فرهنگ ها هيچ كدام از مطالبى كه در قرآن آمده، ابطال نشده است و همين حقانيت قرآن و آسمانى بودن آن را اثبات مى كند.

تذكر اين نكته مفيد است كه اگر چه شايد برخى از دانش هاى بشرى ـ همانند منطق و رياضى ـ كه در يك مجموعه ى مدوّن گردآورى شده و از دوران كهن به ما ارث رسيده است ، ابطال نشده باشد، ولى بايد توجه نمود كه اولاً، اين دانش ها در قالب بديهيات اولى، يا فطرى در انديشه ى هر خردمندى مكنون بوده است و كسانى كه به تدوين اين مسايل پرداخته اند، در واقع گردآورنده بوده اند، و نه آورنده. ثانياً، به طور كلى كتاب هايى كه بشر تأليف مى كند، مربوط به يك دانش خاص و پيرامون موضوع ويژه اى مى باشد، در حالى كه يكى از مهم ترين ويژگى هايى كه بر رخسار علوم و معارف قرآن مى درخشد، گستردگى حوزه ى مباحث آن و اشاره به ده ها مطلب در يك سخن است.

اساساً اين خود، يكى ديگر از وجوه اعجاز است كه چنين دانش هاى گوناگونى را در خود جاى داده است. كدام بشرى مى تواند علاوه بر دست يابى به علوم متفاوت و حوزه هاى كاملا بيگانه از هم ـ با آن همه دقت نظر و استوارى بيان و گستردگى موضوعات ـ چنين دانش ها را به هم آميزد و مسايل را چنان در كنار يكديگر قرار دهد كه در صدر و ذيل سخنان، ميوه هاى متفاوتى از علوم گوناگون به دست آيد، به گونه اى كه نه مقصود، ضايع و نه پيوستگى زايل شود و نه خطايى صورت پذيرد و اين چنين قرن ها بدرخشد و از هرگونه ابطال پذيرى مصون باشد؟



3 ـ اعجاز قرآن از جهت آورنده ى آن

اين وجه كه از قديم الايام مورد بحث واقع شده، بر اين مطلب تكيه دارد كه رسول گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم)فردى امّى بوده، و چگونه مى توانسته است در ميان جزيرة العرب كه اصولاً با دانش و فرهنگ بيگانه بودند، چنين كتابى از پيش خود بياورد.

شايان ذكر است كه بحث اعجاز، اگرچه معمولا در مباحث علوم قرآنى مطرح مى شود، در واقع بحثى كلامى است. از اين رو در برخى كتب كلامى هم ذكر شده است.

منابع مطالعه بيشتر:

مهدى هادوى تهرانى، مبانى كلامى اجتهاد، مؤسسه فرهنگى خانه خرد، قم، چاپ اول، 1377.

منبع:http://eporsesh.com

چندین مراسم شهادت حضرت رقیه(س) از سید مهدی میر داماد

توسط گروه مادحین

برای شما بزرگواران آماده شده است.

موضوعات:

مراسم هم ناله با حضرت رقیه سلام الله علیها در خرابه

مراسم شب شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها

ظهر شهادت حضرت رقیه 1391

 

 

مراسم شام غریبان حضرت رقیه سلام الله علیها1391

جهت دانلود به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

«یا أیُّهَا الَّذینَ آمَنوُا قُوا أنفُسَکُمْ وَ أهْلِیکُمْ ناراً وَ قُودُهَا النَّاسُ وَ الحِجَارَهُ عَلَیْهَا مَلاَئِکَهٌ غِلاَظٌ شِدَادٌ لاَ یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَروُنَ» (تحریم/ ۶) «وَ اذْکُرْ فِى الْکِتَابِ إِسْمَاعِیلَ إِنَّهُ کَانَ صَادقَ الْوَعْدِ وَ کَانَ رَسُولاً نَبِیّاً. وَ کَانَ یَأْمُرُ أهْلَهُ بِالصَّلاَهِ وَ الزَّکَاهِ وَ کَانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِیّاً» (مریم/ ۵۴-۵۵) براى شناخت عوامل استحکام و پایدارى خانواده لازم است بدانیم چه انگیزه‏ها، نیاز و کشش هایى سبب تشکیل خانواده مى‏شود، و چه حکمتى در تشکیل خانواده و ازدواج وجود دارد. عوامل استحکام و پایدارى را مى‏توان در همان عواملى که سبب تشکیل آن مى‏شود یافت. انگیزه‏هاى تشکیل خانواده خود اساسى‏ترین عوامل استحکام و پایدارى آن نیز هستند. مثلاً انگیزه جنسى و عاطفى اصلى‏ترین عامل جفت‏طلبى براى موجودات زنده از جمله انسان است. پس تداوم این انگیزه مى‏تواند سبب استحکام و پایدارى آن نیز باشد. در انسان داشتن فرزند نیز از عوامل اساسى میل به ازدواج به حساب مى‏آید. بخصوص در میان خانواده هایى که نیاز به نیروى کار و حمایت و دفاع خانواده فرزندان داشته‏اند. براى انسان‏ها مهم است جایى که پس از کار و تلاش روزانه بتوان در آن آرامش یافت، و احساس تنهایى و سرگردانى نکرد. تأمین امنیت، غذا و نیازهاى مادى خویش را نیز در آن جا یافت. امّا نیازهاى دیگرى نیز هستند که در مرتبه بعد قرار دارند، مثل شرایط آداب، رسوم و باورهاى خاص اجتماعى که هر کدام از این‏ها در جوامع مختلف کارکرد و تأثیر و انگیزش خاص خود را دارد و افراد را به تشکیل خانواده، همسر گزینى و داشتن فرزند تشویق مى‏کنند. پس مى‏توان نیاز جنسى، داشتن فرزند، داشتن جایگاه متناسب در جامعه را از عوامل مؤثر در تشکیل و استحکام خانواده دانست. علاوه بر این عوامل طبیعى و اجتماعى، از عوامل دیگرى هم مى‏توان یاد کرد که در پاسخگویى به این نیازهاى طبیعى و اجتماعى تأثیر دارد و آن عبارت است از باورها و اعتقادات مردم و پایبندى آن‏ها به احکام شرعى و رضاى خداوند. این عوامل در تشکیل و استحکام خانواده نیز بسیار مهم هستند، مانند توصیه به ازدواج، کراهت یا حرمت طلاق، یا توصیه دین به تحمل مشکلات خانواده و وعده پاداش به این افراد، و پاداش براى اصل ازدواج. با همین دیدگاه است که جهان بینى و باورهاى یک ملت، بطور عام، و زن و شوهر بطور خاص در تشکیل و پایدارى خانواده نقش مهمى دارد. در برخى جوامع و فرهنگ‏ها، عوامل مادّى و انگیزه‏هاى اقتصادى، عامل تشکیل خانواده، هر چند به صورت ظاهرى بوده است، مانند برخى ازدواجها در شوروى سابق که سبب مى‏شد زن و مرد بتوانند از خانه‏هاى دولتى استفاده کنند؛ دوام آن خانواده‏ها مربوط به همان نیاز خاص بود. معروف بود که گاهى جوانان شهرستانى با زنان مسن مسکو یا شهرهاى بزرگ محل تحصیل یا کار خود ازدواج مى‏کردند.۱ طبیعى بود که آن زنان و مردان به ازدواج خویش به عنوان یک زندگى که باید ادامه یابد نگاه نمى‏کردند. نیاز متقابل بیرونى آنها را به ازدواج وا مى‏داشت، و این عمل صورى با ازدواج حقیقى تفاوت داشت. گاهى ممکن است رویه دولت کارکردى برعکس داشته باشد؛ مانند قانون مربوط به مستمرى و حمایت از زنان مطلّقه در آمریکا، که سبب شده است برخى از زنان با برنامه قبلى، با اظهار عشق و محبت مردى را به دام ازدواج خویش بیندازند، و پس از ثبت ازدواج، درخواست طلاق کنند، تا از آن حمایت‏هاى دولت بهره‏مند شوند؛ آزادانه، بدون قید و بند شوهر داشتن، ممرى براى زندگى داشته باشند و نیازهاى جنسى خود را نیز با استفاده از آزادى‏هاى بى‏بندبارانه جامعه خویش برآورده سازند. به یقین این قانون و حمایت دولت با هدف خدمت رسانى بوده و اهداف خیرخواهانه‏اى داشته، امّا این پیامد را نیز داشته است. با توجه به این مطالب، محبت و عشق واقعى، احساس نیاز عاطفى، نیاز جنسى، و داشتن فرزند، که هدف آفریدگار از ازدواج و زوج آفریدن است از مهمترین عوامل استحکام خانواده است، و عوامل بیرونى و قوانین کشورها و فرهنگ جامعه مى‏تواند این عوامل را تشدید یا تضعیف کند. منافع و غرض و مرضهاى دیگران نیز گاه بر خانواده‏ها تأثیر منفى مى‏گذارند. دخالتهاى جاهلانه، حتى از روى دوستى و به اصطلاح محبت نیز مى‏تواند خانواده‏ها را از هم بپاشانند. بنابراین عوامل درشت و ریز دیگرى در حاشیه خانواده هستند که مى‏توانند در استحکام یا فروپاشى آن اثر بگذارند. مجال پرداختن به همه مسائل ریز و درشت، در یک مقاله نیست، لذا ما برخى از مهمترین عوامل را از دیدگاه قرآن بررسى مى‏کنیم.

بقیه در ادامه مطلب

بخش نخست

فرهنگى که بر جامعه عرب عصر نزول حاکم بود فرهنگى به غایت منحط بود, بویژه زن که چنان زبون شمرده مى شد که در زندگى اجتماعى ارزشى براى وى, جز آن که بازیچه مرد باشد نمى دیدند. هیچ بهره اى از میراث و حق رأى نداشت و حسابى براى او بازنمى کردند. سپس اسلام آمد; دستان وى را گرفت و او را تا سرحد جایگاه انسانى والایش و همپایه مرد در عرصه بلند انسانیت بالا برد, و براى او در همه عرصه هاى زندگى ارزش قائل شد, و با این کار سخت با آداب عرب جاهلى درگیر شد. با این همه اینک گفته مى شود که اسلام در خوار شمردن شأن زن, از عادات و رسوم جاهلى تأثیر پذیرفته است. این نوشتار نگاهى است گذرا به جایگاه ارزشمند زن که در پرتو تلاشهاى اسلام بدان دست یافته است.

زن و منزلت او در قرآن

قرآن مى فرماید: (للرجال نصیب مما اکتسبوا و للنساء نصیب ممّا اکتسبن) مردان را از آنچه به دست آورده اند بهره اى است, و زنان را از آنچه به دست آورده اند بهره اى. (و لهنّ مثل الذى علیهنّ بالمعروف) بقره / ۲۲۸ براى زنان است برابر آنچه بر ایشان است به نیکى. قرآن, آن گاه که از انسان ـ که در حقیقتِ آن زن و مردى در کار نیست ـ سخن مى گوید, تنها از ذات انسان سخن مى گوید که زن و مرد در آن یکسان هستند. و آن گاه که از مقام انسان و برترى او بر بسیارى از آفریده ها سخن مى گوید ۱ و از امانتهایى که به انسان سپرده شده است ۲ و از روح خدا که در او دمیده شده است ۳ و آن گاه که خداوند خود را در آفرینش این انسان مبارک مى شمرد ۴ در همه این موارد, از حقیقت بلند انسانى سخن مى گوید که زن و مرد بدون هیچ فرقى در آن مشترکند; آن گاه که مى گوید: (لیس للانسان إلاّ ما سعى) نجم / ۳۹ ییا مى گوید: (إنّ أکرمکم عند الله أتقاکم) حجرات / ۱۳ و در تعبیر هایى از این دست فرقى میان میان زن و مرد قائل نیست. (إنّى لا أضیع عمل عامل منکم من ذکر أوأنثى بعضکم من بعض) آل عمران / ۱۹۵ همانا من عمل هیچ عمل کننده اى از شما را ضایع نمى سازدم, چه زن و چه مرد, بعضى از بعضى دیگرند. هیچ تفاوتى در ویژگیهاى ذاتى انسانى و در تلاش در رسیدن به مراتب کمال نیست. (إنّ المسلمین و المسلمات و المؤمنین و المؤمنات و القانتین و القانتات و الصادقین و الصادقات و الصابرین و الصابرات و الخاشعین و الخاشعات و المتصدّقین و المتصدّقات و الصائمین و الصائمات و الحافظین فروجهم و الحافظات و الذاکرین الله کثیراً والذاکرات أعدّ الله لهم مغفره و أجرا عظیما) احزاب / ۳۵ همچنین آیه (یا ایها الناس إنّا خلقناکم من ذکر و أنثى) (حجرات / ۳) دلیلى قاطع بر هم سنگ بودن زن با مرد در اصل نژاد بشرى است که این اصل در گذر نسلهاى پى در پى محفوظ و پایدار خواهد بود. آرى ویژگیهاى نفسانى و عقلانى نیز هست که این دو جنس را در آفرینش ذاتى جدا ساخته و تفاوتهایى را در تقسیم وظایفى که هر یک در عرصه زندگى بر عهده دارد ایجاب کرده است; تقسیمى عادلانه و متناسب با امکانات و توانمندى هاى هر یک از دو جنس, و عدالتى فراگیر در عرصه تکلیف و اختیارات. اکنون نگاهى خواهیم داشت به این تفاوتها که از مقام حکمت حضرت حق در عرصه آفرینش و تدبیر سرچشمه گرفته است.

بقیه در ادامه مطلب

زن به عنوان نیمى از انبوه بشریت در هر مقطع از تاریخ و در هر جامعه از جوامع انسانى و نیز به عنوان مادر و یا همسر و همراه و شریک شیرینى ها و تلخیهاى زندگى, همواره با دو نگاه از سوى مردان روبه رو بوده است; نگاهى از سر شیفتگى, احترام و تکریم و تمنّا و نگاهى از ره خصومت, فرودستى, بدبینى و تحقیر! آثار, عقاید و ادبیات برجاى مانده از ملتّها و اقوام ـ داستانها, شعرها, رسوم, آیینها و ضرب المثلها ـ به خوبى نشان مى دهد که این دو نگرش در میان جوامع مختلف با شدتها و ضعفهایى وجود داشته است و زن متناسب با هر یک از این دو رویکرد و داورى, جایگاهى عزتمند و مقتدر و تأثیر گذار یا موقعیّتى دشوار, مشقّت بار و رنج آور را به خود دیده است. سهولت و دشوارى, عزّتمندى و فرودستى چیزى نیست که تنها میان زنان تقسیم شده باشد, بلکه مردان نیز در هر جامعه از این دو موقعیّت بر خوردار بوده اند و برخى از آن و گروهى از این سهم برده اند, امّا مى توان اذعان کرد که در جامعه مردان, این نسبت به مراتب طبیعى تر از وجود این مشکل در جامعه زنان بوده است.به تعبیر دیگر زن و مرد به عنوان شهروندان یک جامعه, تحت تأثیر یا زیر فشار طبقات مختلف اجتماعى که در مجموعه هاى انسانى رخ مى نماید, محرومیّتها, آسیبها و رنجهاى مشترکى را تحمّل کرده و مى کنند, امّا سخن در این پژوهش از دشواریها و کمبودها و تنگناهاى مضاعفى است که زن حتى در طبقه اى که به آن تعلّق داشته, تحمّل کرده است. اگر بخواهیم وجود چنین دشواریهاى مضاعف را به کلى منکر شویم, چشم بر واقعیّت فروبسته ایم و آن کسى که چشم بر واقعیّت مى بندد, مشکلى را حل نکرده و تنها آرامش مصنوعى براى خود فراهم آورده است! از سوى دیگر اگر تلاش کنیم که وجود کاستیها و تنگناهاى زندگى اجتماعى زنان را در طول تاریخ و نیز روزگار معاصر, آن چنان مطلق, فراگیر و همه جانبه و یکسویه بدانیم ـ چونان برخى جریانهاى فمینیستى ـ در آن صورت نیز چشم بر بخشى دیگر از واقعیّت بسته ایم و کسى که چشم بر واقعیّت مى بندد به هر حال از چشیدن طعم حقیقت محروم خواهد بود. واقعیت تاریخى این است که زن در بیشتر جوامع از حقوق انسانى خود, بهره لازم را نبرده است, بلکه گاه در اوج محرومیّت و زمانى در محرومیّت نسبى به سربرده است. واقعیّت این است که هرگاه زنان و مردان یک جامعه هر دو مورد ستم و هجوم و استثمار قرار گرفته اند و هر دو به صورت مشترک رنجى را تحمّل کرده اند, زنان به مراتب آسیب پذیرتر بوده و رنج بیشترى را بر جان هموار کرده اند. واقعیّت دیگر این است که زن در طول تاریخ, نه از سوى دشمنان, بدخواهان و مهاجمان, بلکه گاه از سوى نزدیک ترین عضو خانواده خود مورد بى مهرى بوده است و او به دلیل موقعیتهاى اجتماعى, خانوادگى, فرهنگى, شرایط و امکانات ناگزیر بوده است که بى مهرى ها را بر جان هموار سازد, در حالى که مردان در صورتى که مورد چنان بى مهرى ها قرار مى گرفتند, راه هاى بیشترى براى گریز از مشکلات و رها ساختن خود از رنجها پیش رو مى دیدند و یا انتخاب مى کردند! در کنار این واقعیتها, به این حقیقت نیز باید اشارت داشت که مصلحان الهى آنجا که به انسان اندیشیده و در جهت کاستن از رنجهاى او گام برداشته اند, هر گز نخواسته اند از جهت انسانى, تمایزى میان زنان و مردان قائل شوند و مرد سالار یا زن سالار باشند. البته این امر در مورد مصلحان بشرى استثنا پذیر است, چراکه اگر اندیشه ها و عواطف بشرى از آبشخور وحى سیراب نباشد, با همه خیراندیشى و خیر خواهى مصون از افراط و تفریط نیست. اکنون با توجه به آن واقعیتها و این حقیقت, پرسشهایى مجال طرح دارد که حکایت از دغدغه هاى نقّادانه و پژوهشگرایانه دارد و پاسخ به آنها نیازمند مجالى بس گسترده تر و دیدگاهى همه جانبه است. بدیهى است که در این مجموعه, ما به آن دسته از...

***بقیه در ادامه مطلب***

برای فرهنگ از زوایای گوناگون تعریف های متعدد شده است؛ برخی نویسندگان مجموعه تعاریف فرهنگ را در شش دسته طبقه بندی کرده اند: ۱- تعاریف تشریحی ۲- تعاریف هنجاری ۳- تعاریف ساختاری ۴- تعاریف تاریخی ۵- تعاریف روانشناختی ۶- تعاریف تکوینی (آشوری،/۷).

اگر منظرهای گوناگون را به لحاظ عینیت و وجود واقعی فرهنگ در یک نقطه مشترک کنار هم بگذاریم، شاید بتوان گفت نقطه مشترک همه آنها عبارت است از باورها و ارزش ها به علاو ه مظاهر و تجلیات آن دو (هنجارها، سنت ها، نمادها، فنون، هنرها و ...) در عینیت زندگی انسان.

از مهندسی فرهنگی نیز تعریف های متعددی شده است، به عنوان نمونه:

۱. مهندسی فرهنگی عبارت است از طراحی، نوسازی و بازسازی سیستم فرهنگ. (ناظمی اردکانی، ۱/۲۷)

۲. مهندسی فرهنگی عهده دار آن مجموعه از تصمیمات، اهداف، روش ها و راه هایی است که در جهت تحقق خارجی احکام کلی تر فرهنگی می باشد. (ارژمند، ۱/۱۶۱)

۳. مهندسی فرهنگی کوششی سنجیده برای جلوگیری از مشکلات فرهنگی آینده یا بهبود جامعه فردا با طرح و اجرای نقشه های دقیق و محدود است. (فیروزجاه، ۱/۲۲۸)

۴. مهندسی فرهنگی عبارت است از ارائه یک نقشه و طرح کلی و جامع از نظام فرهنگی جامعه با ایجاد نسبت و ربط منطقی میان متغیرهای فرهنگی جهت: ۱-ایجاد و تأسیس نهادها و ساختارهای فرهنگی۲- ترمیم و اصلاح و تغییر نظام فرهنگی۳- تکامل و توسعه نظام فرهنگی برای تحقق و رسیدن به فرهنگ. (علی اکبر رشاد، ۱/۲۳۰)

قطع نظر از اینکه تعریف های فوق را ناظر به مهندسی فرهنگی بدانیم یا مهندسی فرهنگ،۱ اصلاح مؤلفه ها و اجزای فرهنگ به معنای تجدید کارکرد بایسته آنها در نظام فرهنگی جامعه، یکی از محورهای مهم مهندسی به شمار می آید، با این تفاوت که در صورت نخست یکی از لوازم و در صورت دوم یکی از اجزای برنامه است.

قرآن و روش اصلاح

اصلاح فرهنگ گر چه می تواند با تلاش فکری و توشه عقلی انسان ها صورت گیرد، اما بدون استمداد از منبع الهی و فرا انسانی، که فارغ از محدودیت های ذهنی و احساسی به کلیت زندگی وگستره تجلیات فکری و روانی انسان ها بنگرد و به کژی ها و کاستی های آن آگاهی داشته باشد، کاری ناقص و نافرجام می نماید؛ زیرا فرهنگ محصول انسان است وکژی ها وکاستی هایش نیز معلول وی خواهد بود و عاملی که سبب نقصان است، نمی تواند به طور کامل و جامع سبب کمال باشد، اگر چه به صورت جزئی و موردی این توانایی را داشته باشد. (طباطبایی، ۲/۱۳۱)
از این رو قرآن کریم، فرستادن پیامبران را برای بشریت به عنوان «اتمام حجت» یاد می کند؛

بقیه در ادامه مطلب

به نقل از وبلاگ دل نوشته های دو دختر شهید

بحثی در رابطه با حجاب در قرآن کریم در پایگاه دارالقرآن قرار میگیرد.

باما همراه باشید.

آیات حجاب در قرآن کریم - آیه 31 سوره نور

سوره " احزاب ". در سوره نور آیه‏ای که مربوط به مطلب است آیه‏ 31 می‏باشد. چند آیه قبل از آن آیه متعرض وظیفه اذن گرفتن برای ورود در منازل است و در حکم مقدمه این آیه می‏باشد. تفسیر آیات را از آنجا شروع‏ می‏کنیم:

«یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوتا غیر بیوتکم حتی تستانسوا و تسلموا علی اهلها ذلکم خیر لکم لعلکم تذکرون (27) فان لم تجدوا فیها احدا فلا تدخلوها حتی یؤذن لکم و ان قیل لکم ارجعوا فارجعوا هو ازکی لکم و الله بما تعملون علیم (28) لیس علیکم جناح ان تدخلوا بیوتا غیر مسکونة فیها متاع لکم و الله یعلم ما تبدون و ما تکتمون (29) قل للمؤمنین‏ یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم ان الله خبیر بما یصنعون‏ (30) و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لایبدین زینتهن الا ما ظهر منها و لیضربن بخمرهن‏ علی جیوبهن و لایبدین زینتهن الا لبعولتهن او آبائهن او آباء بعولتهن او ابنائهن او ابناء بعولتهن او اخوانهن او بنی اخوانهن او بنی اخواتهن او نسائهن او ما ملکت ایمانهن او التابعین غیر اولی الاربة من الرجال او الطفل الذین لم یظهروا علی عورات النساء، و لا یضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن و توبوا الی الله جمیعا ایها المؤمنون لعلکم تفلحون (31)».

ای کسانی که ایمان آوردید! به خانه دیگران داخل نشوید مگر آنکه قبلا آنان را آگاه سازید. و بر اهل خانه سلام کنید. این برای شما بهتر است. باشد که پند گیرید.
اگر کسی را در خانه نیافتید داخل نشوید تا به شما اجازه داده شود. اگر گفته شد باز گردید، بازگردید که پاکیزه‏تر است برای شما. خدا بدانچه‏ انجام می‏دهید داناست.
باکی نیست که در خانه‏هائی که محل سکنا نیست و نفعی در آنجا دارید (بدون اجازه) داخل شوید. خدا آنچه را آشکار می‏کنید و آنچه را نهان‏ می‏دارید آگاه است.
به مردان مؤمن بگو دیدگان فرو خوابانند و دامنها حفظ کنند. این برای‏ شما پاکیزه‏تر است. خدا بدانچه می‏کنید آگاه است.

به زنان مؤمنه بگو دیدگان خویش فرو خوابانند و دامنهای خویش حفظ کنند و زیور خویش آشکار نکنند مگر آنچه پیدا است، سرپوشهای خویش بر گریبانها بزنند، زیور خویش آشکار نکنند مگر برای شوهران، یا پدران، یا پدر شوهران، یا پسران، یا پسر شوهران، یا برادران، یا برادر زادگان، یا خواهرزادگان‏، یا زنان، یا مملوکانشان، یا مردان طفیلی که حاجت به زن ندارند، یا کودکانی که از راز زنان آگاه نیستند (یا بر کامجوئی از زنان توانا نیستند) و پای به زمین نکوبند که زیورهای مخفیشان دانسته شود. ای گروه‏ مؤمنان همگی به سوی خداوند توبه برید، باشد که رستگار شوید.
مفاد آیه اول و دوم اینست که مؤمنین نباید سرزده و بدون اجازه به خانه‏ کسی داخل شوند. در آیه سوم مکانهای عمومی و جاهائی که برای سکونت نیست‏ از این دستور استثناء می‏گردد . سپس دو آیه دیگر مربوط به وظائف زن و مرد است در معاشرت با یکدیگر که شامل چند قسمت است:

1 - هر مسلمان، چه مرد و چه زن، باید از چشم چرانی و نظر بازی‏ اجتناب کند.
2 - مسلمان، خواه مرد یا زن، باید پاکدامن باشد و عورت خود را از دیگران بپوشد.
3 - زنان باید پوشش داشته باشند و آرایش و زیور خود را بر دیگران‏ آشکار نسازند و در صدد تحریک و جلب توجه مردان برنیایند.
4 - دو استثناء برای لزوم پوشش زن ذکر شده که یکی با جمله «و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها» بیان شده است و نسبت به عموم مردان‏ است و دیگری با جمله «و لا یبدین زینتهن الا لبعولتهن الخ» ذکر شده و نداشتن پوشش را برای زن نسبت به عده خاصی تجویز می‏کند

 

 

در قرآن مجید بیش از ده آیه در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرم وجود دارد.
یکی از این آیات، آیه 59 سوره احزاب است:« یا ایهاالنبی قل لازواجک و بناتک و نساءالمومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیما» (ای پیامبر، به زنان و دخترانت و نیز به زنان مومنین بگو خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و مورد اذیت قرار نگیرند. و خداوند بخشنده مهربان است.)
جلاب به معنای یک پوشش سراسری است؛ یعنی زن باید همه اندامش پوشیده باشد تا همچون گلی لطیف از دسترس هوسرانان مصون و محفوظ باشد.
در سوره نور آیه 31 نیز مفصلا در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرمان سخن به میان آمده است.

 

مفهوم و ابعاد حجاب در قرآن

حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال این کلمه، بیش‎تر به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می‎دهد که پرده، وسیله‎ی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده می‎شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت ‎گیرد.
حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمی‎توان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.
اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب می‎تواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که می‎تواند از لغزش‎ها و گناه‎های روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید.
علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی می‎کند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شده‎اند.

هدف و فلسفه حجاب

هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسیله‌ی تزکیه‌ی نفس و تقوا به دست می‎آید:

إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ (حجرات؛13) بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.


-=هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ؛
اوست خدایی که میان عرب امّی (قومی که خواندن و نوشتن هم نمی‎دانستند) پیغمبری بزرگوار از همان قوم برانگیخت، تا بر آنان وحی خدا را تلاوت کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با آن که پیش از این، همه در ورطه‌ی جهالت و گمراهی بودند.=-
از قرآن کریم استفاده می‎شود که هدف از تشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی، دست‌یابی به تزکیه‌ی نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی است. آیاتی هم‎چون:

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ؛ ای رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشم‎ها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان اصلح است.




حجاب چشم

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ (نور؛30) ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

 

قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ(نور؛31) ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.



حجاب در گفتار

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:

فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ(احزاب؛32) پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.



حجاب رفتاری

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‎ای راه نروند که با نشان دادن زینت‎های خود باعث جلب توجه نامحرم شوند

وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ(نور؛31) و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.


از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده می‎شود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوه‌ی پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه ‎رفتن است.
بنابراین، حجاب و پوشش زن نیز به منزله‌ی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند. همین مفهوم منع و امتناع در ریشه‌ی لغوی عفت نیز وجود دارد؛

حجاب و عفت

دو واژه‌ی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترک‎اند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگی‌های عمومی انسان است؛ بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیه‌ی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیش‌تری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیش‌تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر در مواجهه با نامحرم می‎گردد.

حجاب زنان سالمند

قرآن مجید به شکل ظریفی به این تأثیر و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه می‎دهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباس‎های رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت می‎گوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباس‎هایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر است.

وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.(نور؛60)


علاوه بر رابطه‌ی قبل، بین پوشش ظاهری و عفت باطنی، رابطه‌ی علامت و صاحب علامت نیز هست؛ به این معنا که مقدار حجاب ظاهری، نشانه‎ای از مرحله‌ی خاصی از عفت باطنی صاحب حجاب است. البته این مطلب به این معنا نیست که هر زنی که حجاب و پوشش ظاهری داشت، لزوماً از همه‌ی مراتب عفت و پاکدامنی نیز برخوردار

 

 

طليعه
از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جريان حقّ و باطل به موازات هم پيش‏رفته و كره خاك هيچ‏گاه از مصاف اين دو جريان خالى نبوده است. پيروان هر يك از حق‏مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرايان آينده بوده‏اند و حق گرايان آينده تداوم‏بخشان راه حق‏پرستان گذشته. وضعيت باطل‏پيشه‏گان و دور افتادگان از صراط مستقيم نيز بر همين منوال بوده است.

در اين ميان ارتباط حجتهاى الهى در تداوم ‏بخشيدن به مسير صحيح هدايت و سعادت بشر بسيار عميق‏تر و محكم‏تر بوده است؛ چرا كه هر نبىّ و ولىّ الهى با در نظر گرفتن شرايط عصرى كه در آن به سر مى‏برد راه انبيا و اولياى الهى پيش از خود را تداوم مى‏بخشد. به عبارت ديگر همه انبيا و اولياى الهى چراغهاى نورانى هدايتند؛ منتهى هر كدام متناسب با شرايط زمانى و مكانى خود به نور افشانى مى‏پردازند.

در فرهنگ اسلامى ائمه اطهار عليهم السلام به عنوان جانشينان پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله همگى نور واحدند و هدف مشتركى را دنبال مى‏كنند. وجود هر يك از آنان همانند يك مشعل روشن يا عَلَم سرافراز، مسير صحيح و كامل هدايت را به بندگان خدا نشان مى‏دهند و آنان را از گرفتار شدن به ضلالت و گمراهى باز مى‏دارند. با اين همه ارتباط و پيوستگى بعضى از آنها با همديگر از ويژگى و خصوصيتى برخوردار است كه از بررسى اين گونه از پيوندها مى‏توان با مراحل گوناگون چگونگى تداوم مبارزه حقّ و باطل و سرنوشت نهايى اين مبارزات و همينطور با بخشى از ريزه‏كاريهاى دقيق سنتهاى الهى و روند تحقق نهايى اهداف حيات بخش انبيا و اولياى الهى آشنا شد.ادامه مطلب...

بسم الله الرحمن الرحیم

تصاویری از مراسم شبیه خوانی عاشورای حسینی سال1391 مسجد امام حسین(ع)لیسارا محله ی خطبه سرای شهرستان تالش(استان گیلان) برای شما بزرگواران آماده شده است.

توجه1-برای مشاهده تصاویر در سایز بزرگ تر،جهت دانلود بر روی تصویر کلیک نمایید.

توجه2-جهت مشاهده تصاویر بیشتر به ادامه مطلب همین تاپیک مراجعه فرمایید.

موفق و پیروز باشید.

امین جوانمرد-مدیر سایت

*****************************************

**** بقیه تصاویر در ادامه مطلب****

مداحی تصویری کربلایی لطیف جعفری که در محرم سال1390 در مسجد امام حسین(ع) لیسارا محله ی خطبه سرا برگزار گردیده توسط وبلاگ نوای لطیف برای شما آماده شده است.

***جهت دانلود به ادامه مطلب مراجعه فرمایید***

دعای امام حسین (ع) در صبح عاشوراامام سجاد علیه السلام روایت فرمود که صبح روز عاشورا امام حسین علیه السلام دست به سوی آسمان بلند کرد و گفت:« خداوندا! تو در هر اندوه تکیه‌گاه منی، و در هر سختی امیدم، و در هر مشکل، یاورم. چه بسا اندوهی که بر دلم چیره شده بود و تدبیری برایش نداشتم و دوستانم در آن خوار و دشمنانم در آن شاد شده بودند؛ و من، که چشم امید از غیر تو بسته بودم، آن را به درگاه تو آوردم و شکایتش را پیش تو کردم؛ و تو آن را از من برطرف نمودی و گشایش فراهم کردی؛ چرا که تو صاحب تمام نعمت‌ها و دارنده تمام خوبی‌ها و منتهای همه آرزوها هستی. »

سپس به پا خاست و خطبه خواند و حمد و ثنای الهی نمود و به اصحابش فرمود:« خدای عزوجل به شهادت من و شهادت شما فرمان داده است، بر شما باد که صبر و شکیبایی پیشه کنید.»
                        ********* السلام علیک یا اباعبدالله******
منابع:
•ارشاد مفید، ج ۲، ص ۹۹.
•قصه کربلا ص ۲۵۷
•اثبات الوصیه، ص ۰۱۲۶

 

 

پیشینه، نامگذاری
عاشورا را به دهمين و دهمين روز و تاسوعا به معناي نهمين است. عاشورا از ريشة عشر به معناي ده تاسوعا هم از ريشة تسع كه به معناي نه است. در عبري روز دهم اولين ماه سال تشرين عاشورا گفته مي‌‌ شد كه برابر است با اولين ماه سال قمري. و به همين جهت دهمين روز محرم را عاشورا گويند. اگر چه اين لفظ مي تواند بر نهمين و دهمين روز هر ماه اطلاق شود، اما فقط بر نهمين و دهمين روز محرم اطلاق شده است.


در تاريخ جاهليت عاشورا از روزهاي عيد رسمي و ملي بوده و در آن روزگار در چنين روزي روزه مي‏گرفتند، لباس فاخر مي‏پوشيدند و چراغاني و خضاب مي‏كردند. در اسلام با تشريع روزه رمضان آن روزه فسخ شد.

عاشورا: روز تكريم انبياء
گفته‏اند علت نام گذاري روز دهم به عاشورا آن است كه ده نفر از پيامبران با ده كرامت در اين روز مورد تكريم الهي قرار گرفتند.
روز دهم محرم هم ياد آور و اقعه شهادت امام (ع) و يارانش مي‏باشد. اين روز از عظيم‏ترين روزهاي سوگواري به حساب مي‏آيد. مي‏توان گفت عاشورا همان دهم محرم است، چون پيامبران براي حادثه‏اي‏ كه در اين روز واقع مي‏شود گريسته‏اند، در فرهنگ ديني هم چنان باقي مانده است.

عاشورا: روزه یهود
از سوي ديگر روز غلبه موسي بن عمران بر فرعون است، لذا همواره يهودي‏ها روزه مي‏گرفته‏اند و پيامبر وقتي مدينه مشرف شدند به ايشان خبر دادند كه يهودي‏ها امروز روزه‏اند، زيرا معتقدند كه روز غلبه موسي بر فرعون است. از اين رو حضرت موسي فرمود به شكرانه اين پيروزي روزه بگيريد، پيامبر تا شنيد فرمود: "انّا احق باحياء سنّت اخي موسي". من دستور مي‏دهم روز تاسوعا را هم روزه بگيريد، زيرا مقدمه و طرح پيروزي در آن روز ريخته شده است، ولي اكنون روزه گرفتن مكروه است.
در فرهنگ شيعي،‌ به خاطر شهادت امام حسين(ع) در اين روز، عظيم ترين روز سوگواري و ماتم به حساب مي آيد، زيرا بزرگترين فاجعه و ستم در مورد خاندان پيامبر انجام گرفته است؛ از اين رو امام صادق(ع) فرمود: "و أمّا يوم عاشورا فيوم أصيب فيه الحسين(ع) ضريعاً بين أصحابه و أصحابه حوله صرعي عراة؛  عاشورا روزي است كه حسين(ع) ميان يارانش كشته شد و بر زمين افتاد. ياران او نيز پيرامون او به خاك افتاده و عريان بودند".
شيعيان امام حسين(ع) در ايام محرم، به ويژه روز عاشورا عزاداري نموده و ياد و خاطرة آن روز را زنده نگه داشته اند، از اين رو اين روز به نام عاشوراي حسيني شهرت يافت. البته امويان بعد از شهادت امام حسين (ع) در اين روز شادي مي كردند. از اين رو در زيارت عاشورا آمده است: "اللّهم هذا يوم تبرّكت به بنو اميّة وابن آكلة الاكباد"

تاسوعا:
همچنانکه گفتیم پیامبر به عنوان مقدمه و طرح پيروزي، روز تاسوعا به روزه گرفتن سفارش نمود. ولي اكنون روزه گرفتن مكروه است.
در فرهنگ شيعي، روز نهم محرم روزي است كه امام حسين(ع) و يارانش در محاصره نيرهاي كوفه قرار گرفتند. روزي كه آب را به روي اهل بيت بستند، و عصر آن روز عمر بن سعد با دستوري كه از ابن زياد دريافت كرد، آماده جنگ با حسين(ع) شد. اما به دستور امام(ع) آن شب را مهلت خواستند، تا به عبادت و راز و نياز بپردازند.
اين روز به دليل اين كه بر اهل بيت سخت گذشت و شايد يكي از روزهاي بسيار سخت و مصيبت بر خاندان پيامبر بود، تاسوعاي حسيني نام گرفت. امام صادق(ع) فرمود: "تاسوعا روزي است كه حسين(ع) و اصحاب او در كربلا محاصره شدند و سپاه شاميان بر ضد آنان گرد آمد. ابن زياد و عمر سعد از فراهم آمدن آن همه سوار خوشحال شدند و آن روز، حسين(ع) و يارانش را ناتوان شمردند و يقين كردند ديگر براي او ياوري نخواهد آمد و عراقيان او را پشتيباني نخواهند كرد".
در روايتي مي خوانيم : حضرت موسي بن عمران 7در مناجات خود عرضه داشت : بار خدايا! چرا امت حضرت محمّد را بر ديگر امت ها برتري دادي ؟ خطاب آمد: به خاطر ده چيز. حضرت موسي عرض كرد: آن ده چيز كدام است تا به بني اسرائيل بگويم عمل كنند؟ فرمود: نماز، زكات، روزه، حج، جهاد، جمعه، جماعت، قرآن، علم و عاشورا. حضرت موسي عرض كرد: عاشورا چيست ؟ خطاب رسيد: عاشورا عبارت است از گريستن يا حالت گريه به خود گرفتن و نوحه و مرثيه خواندن در عزاي سبط رسول خدا6
اي موسي ! هيچ بنده اي از بندگانم بر حسين و مظلوميت او گريه و ناله نمي كند مگر اين كه اهل بهشت خواهد بود.  
ازحديثی از حضرت رضا(ع) فهميده مي شود كار كردن تنها در روز عاشورا منع شده است , نه تاسوعا; وانگهي كار در روزعاشورا حرام نيست ; مكروه است چون خير و بركت و يمن ندارد.
شايد علّت كراهتش اين باشد كه وقتي امام حسين 7با آن عظمتش براي حفظ اسلام و ناموس و شرف وانسانيت , جان خود و فرزندان و بستگان و در يك كلمه همه چيز را در راه خدا داده و با بدن چاك چاك و عريان روي خاك تقتيدهء كربلا افتاده است , شايسته نيست انسان در چنين روزي براي زندگي دنيوي ذخيره اي تهيه نمايد,بلكه بسيار به جا است در تكايا و مساجد و مجالس عزا شركت كرده و براي امام 7و خاندانش گريه نموده و حالت حزن و اندوه بگيرد.

گردآوری: یحیی جهانگیری سهروردی

پی نوشت ها:
1- حيات الامام الحسين(ع)، ج 3، ص 179، به نقل از فرهنگ عاشورا، جواد محدثي
 2 -  بحارالانوار، ج 45، ص 95
3  -  همان، ج 44،‌ص 284؛ وسايل الشيعه، ج 1،‌ ص 394
4  -  سفينه البحار، ج 1، ص 124
5  -  الشيخ فخر الدين الطريحي , مجمع البحرين , ج 3ـ 4 مادهء عشر

منبع: http://tebyan-zn.ir

 حزن كشنده در زندگی

وقتی انسان به خاطر حادثه‌ای كه قرن‌ها از وقوع آن گذشته است، اندوهگين مي‌شود، نيازمند آن است كه اين اندوه را به خوبی برای خود توجيه كند تا به عنصر كارآمدی در زندگی او تبديل شود. معنا ندارد كه انسان به واسطه عقيده و ايمان و ولايت، برای حادثه‌ای بگريد كه در گذشته تاريخی اتفاق افتاده است، حال آن كه انسان در زندگی خود با فجايعی به مراتب دردناكتر از حادثه عاشورا روبه‌رو مي‌شود و همچنين مردمی كه از نظر عقيدتی و انسانی با آنها رابطه دارند با حوادثی وحشتناك‌تر از آن دچار هستند و او هيچ توجهی به آن ندارد. اگر چنين باشد بدان معناست كه اندوهگين شدن انسان برای امام‌ حسين(ع) يك اندوه رسالتمدارانه و انسانی نيست، بلكه يك اندوه واكنشی و ناآگاهانه‌ای است كه وقتی انسان با مصايبی شبيه مصيبت كربلا رو‌به‌رو مي‌شود او را برنمي‌انگيزد. از اين رو بايد اين اندوه را برای خودمان تفسير كنيم تا دريابيم كه اين حزن و اندوه يك حزن فردی نيست، بلكه اندوهی است كه به همه قضايای مصيبت‌بار دنيای كنونی ما نظر دارد. در دنيای كنونی مردم به خاطر اسلام تحت فشار قرار دارند و به جهت التزام به آزادی اعطايی اسلام جان خود را از دست مي‌دهند و به خاطر عدالتی كه راز حركت اسلام است كشته مي‌شوند.بقیه در ادامه مطلب